نتیجه ها: پدر |
| موضوع / نویسنده | برچسب ها |
| حکایت نیکی به پدر و گاو بنی اسرائیل - معصومه
| اسرائیل,
بنی,
گاو,
برکت,
پدر,
به,
نیکی,
حکایت,
|
ماجرای گاو بنی اسرائیل و جوانی که پدر و مادر را احترام
می کرد
مرد نیکوکاری به پدر و مادر خود بسیار احترام می کرد. در
یکی از روزها که معامله پرسودی برایش پیش آمد، ولی مغازه
اش بسته بود و کلید مغازه نزد پدرش، و او نیز در آن وقت
خوابیده بود. فروختن کالا بستگی به بیدار کردن پدر داشت،
تا کلیدی را که نزد او بود. بگیرد. مرد نیکوکار آن معامله
پرسود را به خاطر بیدار نکردن پدر، انجام نداد (و به خاطر
احترام به پدر، از سود کلانی که معادل 70 هزار درهم بود،
گذشت) و مشتری رفت. وقتی پدر بیدار شد و از ماجرا اطلاع
یافت، از پسر مهربانش تشکر کرد و گاوی را که داشت به پسرش...
|
| اثر دعاى پدر در انسان - کمیل
| انسان,
پدر,
دعاى,
اثر,
|
عالم بزرگوار علاّمه محمّد باقر مجلسى رحمة الله علیه كه
از نظر كثرت تأليفات و خدمت به اهل بيت اطهارعليهم السلام
در ميان علماء شيعه كم نظير بلكه بىنظير است، توفيقات
عظيم خود را مرهون دعاى پدر بزرگوارش مىباشد.
مرحومِ مجلسىِ اوّل كه از بزرگان شيعه و صاحب حالات و
كشف و شهود است مىگويد: در يكى از شبها پس از آن كه از
تهجّد فارغ شدم، حالتى برايم دست داد كه فهميدم اگر دعايى
كنم به اجابت خواهد رسيد.
در اين انديشه بودم كه از خداى بزرگ چه چيزى را درخواست
كنم؟ ناگاه صداى گريه محمّد باقر از گهواره بلند شد. گفتم:
خدايا به حقّ محمّد و آل محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين...
|
| گلایه پدر علامه طباطبائی از ایشان در احضار روح او - فاطمه
| احضار روح,
علامه طباطبائی,
پدر,
گلایه,
|
@ba8@
گلايه والد علّامه طباطبائى بواسطه ارتباط با عالم غيب و
ارتباط با ارواح در عالم خواب
علّامه طباطبائى آقاى حاج سيّد محمّد حسين تبريزى، استاد
عاليقدرى كه قرن علمى فعلى مرهون خدمات و افكار بلند و
فضل و كمال ايشان است، عالِم جليلى كه بواسطه تكان علمى
كه به حوزه علميّه دادند نهضتى علمى بوجود آوردند و با
تدريس تفسير و حكمت، طلّاب علوم دينيّه را به حقائق معارف
الهيّه آشنا نموده و براى هدم سنگر كفر و ردّ ملحدين
يگانه پايگاه متين و اساس رصين را پايه گذارى كردند، صاحب
تفسير «الميزان» و كتب نفيسه ديگر، و استاد حقير در تفسير
و اخلاق و فلسفه و هيئت قديم؛ برادرى داشتند در تبريز...
|
| سرگذشت امام زادگان ـ حکایت از پدر علامه حسن زاده آملی - طاهر
| آملی,
زاده,
حسن,
علامه,
پدر,
از,
حکایت,
زادگان,
امام,
سرگذشت,
|
@ba1@
سرگذشت امامزادگان در خاطره ای از پدر بزرگوار حضرت
علامه حسن زاده آملی حفظه الله از زبان مبارک ایشان و در
بیانات عرشی ایشان.
بنده خردسال بودم ، مدرسه می رفتم، ابتدائی کلاس دو،سه،
چهار،اینجوری ها ، بچه بودم یک وقتی مرحوم پدرم وقت مدرسه
شده، آمد در محل ییلاقی مان «ایرا» که ما راببرد برای ثبت
نام و کلاس و اینها، آن وقت جاده مال رو بود، و پیاده سه
شب، چهارشب در راه خوابیدن، بنده دیگر به حکم بچه خردسال
از مرحوم پدرم سوال کردم که پدرجان، این بزرگواران، این
امامزاده ها که در این راه مشاهده می کنیم داخل دره ها و
غار و گردنه ها و اینجاها چه جوری زندگی می کردند؟ چرا در...
|