نتیجه ها: موعود |
| موضوع / نویسنده | برچسب ها |
| علت تأخیر در ظهور مهدی موعود عجل الله فرجه ـ آ یت الله ناصری - الکفیل
| ناصری,
یت,
فرجه,
الله,
عجل,
موعود,
مهدی,
ظهور,
در,
تأخیر,
علت,
|
الْكَلَامُ إِذَا خَرَجَ مِنَ الْقَلْبِ وَقَعَ عَلَى
الْقَلْبِ وَ إِذَا خَرَجَ مِنَ اللِّسَانِ لَمْ
يُجَاوِزِ الْآذَان؛
سخن وقتي از قلب خارج شود، به قلب هم مينشيند و اگر فقط
از زبان خارج شود، از گوشها هم تجاوز نميکند.
اگر کسي وصل شود، هرچه از خدا، انبيا و ائمه بگويد، در
قلب مينشيند؛ اما آنهايي که مثل من وصل نيستند، فقط
حرف ميزنند و حرفشان از اين گوشها تجاوز نميکند، از
اين گوش ميرود و از آن گوش در ميآيد. ما قابل نيستيم که
بخواهيم فضايل امام زمان (عج) را بگوييم؛ لکن در عين حال
«تا ريشه به آب است اميد ثمري هست». اميدواريم حضرت، ما را...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان حساب تراکم احتمالات در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
احتمالات,
تراکم,
حساب,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (12) برهان حساب تراکم
احتمالات
مرحوم شهيد صدر مي فرمايند: «قضيه ي مهدي عليه السلام
حقيقتي است كه امت اسلامي در طول قرن ها با آن زندگي نموده
است. و خصوصا در طول هفتاد سال سفرا و نواب خاص حضرت عليه
السلام در خلال معاشرتشان با مردم به آن تذكر داده اند،
در حالي كه هيچ كس در اين امت حرف خلافي از آن ها نشنيده
است. آيا انسان مي تواند باور كند كه دروغي بتواند نه تنها
در مدت هفتاد سال بلكه قرن ها دوام آورد، و يا چهار نفر به
عنوان نائب آن حضرت بر آن اتفاق داشته باشند بدون آن كه
هيچ گونه ترديدي براي كسي پديد آيد، و بدون آن كه بين آن
چهار نفر نائب كمتر علاقه ي خاصي وجود داشته باشد تا مجوز...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان استقراء تام در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
تام,
استقراء,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (11) برهان استقراء تام
با استقرايي تام در وضعيت امت هاي پيشين پي مي بريم كه هيچ
برهه اي از زمان نبوده مگر آن كه شخصي به عنوان حافظ شرع و
شريعت و حجت خدا در روي زمين ـ ولو غايب از مردم ـ بوده
است.
يعقوبي در تاريخ خود مي نويسد: «آدم عليه السلام هنگام
وفاتش بر شيث وصيت نمود... و همچنين شيث بر فرزندش وصيت كرد
كه جانشين او در ميان اولادش باشد، آن ها را به تقواي الهي
و حسن عبادت امر نمايد، و از معاشرت با قابيل لعين و اولاد
او اجتناب كند». (1)
ابن اثير در كتاب «الكامل» از ابن عباس نقل مي كند: «حضرت
آدم عليه السلام هنگام وفاتش بر شيث وصيت نمود، و ساعات...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان عدم تبعیض در فیض در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
فیض,
در,
تبعیض,
عدم,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (10) برهان عدم تبعیض در فیض
نبوت و امامت يك فيض معنوي است. از نظر كليميان با مرگ
حضرت موسي اين فيض و ارتباط بشر با عالم لاهوت قطع شده است
به اين معنا كه بعد از فوت حضرت موسي عليه السلام وحيي
نيست. در جامعه فردي نيست كه بين خدا و بشر مستقيما رابط
باشد. در مقابل مسيحيان گفته اند كه اين فيض تا زمان حضرت
مسيح عليه السلام باقي است. البته منظور ما از مسيحيان
پروتستان ها هستند؛ چون كاتوليك ها حضرت مسيح را خدا مي
دانند.
پروتستان ها مي گويند: اين ارتباط بشر از نظر روحي باقي
بوده ولي با به دار آويخته شدن حضرت مسيح عليه السلام قطع
شده است. مسلمانان هم مي گويند: كه اين فيض تا وجود پيغمبر...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان تقابل قطبین در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
قطبین,
تقابل,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (9) برهان تقابل قطبین
اين برهان را با دو مقدمه مي توان بيان كرد:
مقدمه ي اول
خداوند متعال تجليات جمالي و جلالي دارد، لذا سبحات
جمالش به عدد اسماء جمالش بوده و جلوات جلالش نيز به عدد
اسماء جلالش مي باشد پس خداوند در الوهيت و تجليات و
صفات، كامل است.
مقدمه ي دوم
به مقتضاي تقابل بين قطبين و محاذات بين قطب الوهيت و
تجلي تام و قطب عبوديت و مجلاي تام و لزوم سنخيت بين اين
دو لازم است كه در روي زمين انسان كامل در عبوديت و مجلاي
الهي موجود باشد تا لازم نيايد تجلي اتم بدون مجلاي اتم. و
اين انسان كامل كسي كه غير از حجت خدا و خليفه و ولي او...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان تجلی اعظم در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
اعظم,
تجلی,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (8) برهان تجلی اعظم
يكي ديگر از ادله اي كه مي توان بر ضرورت وجود امام معصوم
استدلال كرد برهان تجلي اتم است به اين بيان:
الف ـ تجليات كه همان ظهورات است در لسان قرآن مجيد و
روايات اهل بيت عصمت در حقيقت مرتبه ي نازله ي قرآن و به
مثابت بدن آن و قرآن اصل و روح آن هاست از آن ها ياد شده
است آنجا كه مي فرمايد: «كل يوم هو في شأن». (1)
ب ـ اين تجليات و ظهورات انفطار موجودات از ذات واجب
تعالي و اشتقاق اين كلمات وجوديه از مصدرشان كه وجود واجب
است مي باشد، و همگي قائم به اويند به نحو قيام فعل به
فاعل، و معلول به علت، و فرع به اصل.
ج ـ اسماي الهي معرف صفات جمالي و جلالي ذات اقدس حق اند،...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان عنایت در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
عنایت,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (7) برهان عنایت
يكي از براهيني كه بر وجود امام زمان عليه السلام استدلال
مي شود برهان «عنايت» است، يعني عنايت خداوند تبارك و
تعالي نسبت به تكوين و تشريع.
عنايت در لغت و اصطلاح
«عنايت» در لغت به معناي اراده و قصد آمده است و در اصطلاح
براي آن تعريفات گوناگوني بيان شده است:
عنايت در مورد انسان به معناي اعتنا داشتن، كوشش كردن،
همت گماردن به اين كه كار به بهترين وجه انجام گيرد تفسير
شده است، به حيثي كه هيچ نقطه اي از نقاط آن ولو بسيار
اندك و جزئي از هيچ جهت مبهم باقي نمي ماند و به فراموشي
سپرده نمي شود. مثل عنايت معمار به تمام ساختمان حتي شيب...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان امکان اشرف در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
اشرف,
امکان,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (6) برهان امکان اشرف
حكما قاعده اي دارند به نام قاعده ي امكان اشرف كه در
ابتدا به توسط اشراقيين تأسيس گشت، و لكن بعد از برهه اي
از زمان اين قاعده به دست مشائين رسيد و با اقامه ي دليل
برهاني شد.
در حقيقت اين قاعده را همان طور كه صدرالمتألهين شيرازي
مي گويد بايد قاعده ي ممكن اشرف ناميد؛ زيرا اشرفيت و
اخسيت عارض بر ممكن و از حالات ممكن است نه امكان.
خلاصه ي اين برهان از اين قرار است كه وجود و حيات و علم و
قدرت و رحمت و ساير كمالات از مبدأ فياض به موجود اخس نمي
رسد مگر اين كه در مرتبه ي سابق به موجود اشرف رسيده باشد.
مثلا چراغي كه نزد ما روشن است ابتدا مكاني كه نزديك اوست...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان واسطه در فیض در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
فیض,
در,
واسطه,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (5) برهان واسطه در فیض
مسأله ي فيض و وساطت در آن از زمان هاي گذشته مورد بحث و
نظر بوده است. اين بحث در فلسفه ي ما قبل از اسلام خصوصا
فلسفه ي افلاطوني از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و
همچنين نزد فلاسفه ي اسلامي امثال فارابي و ميرداماد و
ديگران نيز مطرح بوده است.
در عرفان اسلامي خصوصا عرفان نظري اين بحث به چشم مي خورد.
از ميان عرفاي اسلامي محيي الدين را مي نگريم كه او معتقد
به فيض اقدس و فيض مقدس است؛ زيرا او مي گويد: وجودي كه
حقيقتي ازلي و واحد است دو نوع تجلي دارد:
1- تجلي اي كه به موجب آن اعيان موجودات در عالم غيب ثابتند...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان مظهر جامع در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
جامع,
مظهر,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (4) برهان مظهر جامع
اين برهان را نيز با ذكر مقدماتي تشريح مي كنيم:
مقدمه ي اول
انسان كامل داراي مقامي است كه هيچ موجودي از موجودات
جهان امكان هم وزن آن نيست و هيچ امري از كائنات هم رديف
آن نمي باشد.
امام رضا عليه السلام در روزگاري كه سخن از امامت و خلافت
و چگونگي تعيين و نصب آن در جامعه مطرح بود و نظرهاي
گوناگوني عرضه مي شد درباره ي امام كه همان انسان كامل و
موحد است مي فرمايد: «الامام واحد دهره، لا يدانيه احد،
و لا يعادله عالم، و لا يوجد له بدل و لا له مثل، و هو بحيث
النجم من أيدي المتنازلين، اين العقول من هذا، و أين...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان علت غائی در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
غائی,
علت,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (3) برهان علت غائی
قبل از تبيين برهان علت غايي لازم است كه به مسأله ي
غايتمندي افعال خداوند اشاره اي نماييم كه دخالت تامي در
برهان دارد.
يكي از مسائل عمومي افعال الهي كه در علم كلام مطرح مي شود
اين است كه، آيا افعال خداوند داراي غايت و غرض است يا آن
كه بدون هيچ غايت خاصي انجام مي پذيرد؟
با تأمل در افعال اختياري و هدفمند خود در مي يابيم كه ما
در چنين افعالي ابتدا غايتي را براي خود در نظر مي گيريم
كه از طريق وصول به آن مي توانيم نيازي را از خود برطرف
كنيم، تصور اين غايت در ذهن ما قبل از انجام فعل، ما را بر
مي انگيزاند تا به انجام آن اقدام ورزيم و از اين رهگذر به...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان فطرت در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
فطرت,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
وجود آفتاب در پرتو عقل (2) برهان فطرت
براي اثبات وجود امام زمان عليه السلام از طريق برهان
فطرت مقدماتي را ذكر مي كنيم:
مقدمه ي اول
روانشناسان تمايلات غريزي و فطري انسان را به سه دسته
تقسيم كرده اند:
الف ـ تمايلات شخصي: مانند خود دوستي، و ارضاء عزت نفس.
ب ـ تمايلات اجتماعي: كه موجب مي شود نوعي علاقه و دلبستگي
نسبت به همنوعان خود احساس كند و در غم آن ها شريك باشد.
ج ـ تمايلات عالي: از قبيل حقيقت جويي و خيرطلبي و حس ديني
و پرستش و رسيدن و يافتن كامل مطلق و فاني شدن در معبود
حقيقي، و به تعبير ديگر وصل يا رسيدن و ... ...
|
| مهدی موعود (عج) ـ برهان لطف در اثبات وجود - قائم
| وجود,
اثبات,
در,
لطف,
برهان,
عج,
موعود,
مهدی,
|
مقدمه
مسأله ي اعتقاد به مهدويت و وجود امام مهدي عليه السلام
ارتباط تامي با مسأله ي امامت و رهبري دارد. اجتماع زعيم
مي خواهد و هيچ کس در اين جهت ترديد ندارد هم شيعه قبول
دارد و هم سني و هر دو دسته بر اين مطلب دليل عقلي و نقلي
اقامه نموده اند. ولي شيعه ي اماميه از آنجا که امامت را
به جهت معناي خاصي که بر آن دارد از اصول مي داند لذا سنخ
ادله ي او بر لزوم و ضرورت امام در هر زمان با سنخ ادله اي
که اهل سنت اقامه مي کنند تفاوت اساسي دارد. ما در اين
مجال در صدد هستيم که ادله اي عقلي را بر ضرورت وجود امام
زمان عليه السلام اقامه کنيم. اين ادله مشتمل بر ادله ي
کلامي، فلسفي، عرفاني و تجربي ـ عقلي است. ...
|
| وصال دوست ـ حکایتی شیرین درباره منجی موعود عجل الله فرجه - فهیمه
| فرجه,
الله,
عجل,
موعود,
منجی,
درباره,
شیرین,
حکایتی,
دوست,
وصال,
|
@ba1@
بشر بن سليمان برده فروش كه از فرزند زادگان ابو ايوب
انصارى، صحابى شريف پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) -
يكى از شيعيان امام هادى (عليه السلام) و امام حسن عسكرى
(عليه السلام) بوده، و در سامرا نيز همسايه حضرت (عليه
السلام) بوده است - مى گويد:
كافور، غلام امام هادى (عليه السلام)، نزد من آمد و گفت:
((مولاى مان امام هادى (عليه السلام) تو را مى خواند.))
من نزد حضرت (عليه السلام) شرفياب شدم، هنگامى كه در مقابل
ايشان نشستم، فرمود: ((اى بشر! تو از فرزندان آن گروهى هستى
كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را يارى دادند، و
اين دوستى در شما هيچ گاه از بين نخواهد رفت، و نسل به نسل...
|
| میلاد مهدی موعود عجل الله فرجه - فهیمه
| فرجه,
الله,
عجل,
موعود,
مهدی,
میلاد,
|
@ba1@
ميلاد موعود
حكيمه خاتون، دختر امام محمد تقى (عليه السلام) و عمه امام
حسن عسكرى (عليه السلام) مى فرمايد: ابا محمد، حسن بن على
(عليه السلام) شخصى را نزد من فرستاد و پيغام داد:
((عمه جان! امشب براى افطار نزد ما بيا كه شب نيمه شعبان
است، خداوند - تبارك و تعالى - امشب حجت خود را كه حجت او در
روى زمين است، آشكار مى سازد.))
من خدمت آن حضرت شرفياب شدم، عرض كردم: مادر او كيست؟
فرمود: نرجس.
عرض كردم: فدايت گردم؛ قسم به خدا! من اثرى از حاملگى در او
نمى بينم.
فرمود: بدان! حقيقت همين است كه من به تو مى گويم.
پس از اين گفت و گو وارد اندرون خانه حضرت شده سلام كردم و...
|