نتیجه ها: فلسفه |
| موضوع / نویسنده | برچسب ها |
| جایگاه فلسفه اسلامی در انقلاب اسلامی، استاد میر باقری - روح خدا
| باقری,
میر,
استاد,
اسلامی،,
انقلاب,
در,
اسلامی,
فلسفه,
جایگاه,
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وابسته کردن انقلاب اسلامی به یک جریان فلسفی خاص ناشی از
یک سطحی نگری و عدم فهم عمیق این انقلاب است، که ما برای
فهم جایگاه تاریخی و نیز برای ظرفیت سازی فکری جهت حرکت
در مسیر آینده ناچار هستیم که سنت فکری و فلسفی خودمان را
به خوبی درک و هضم کنیم. اما این سؤال به صورت جدی باقی
است که انقلاب اسلامی برای ادامه حرکت خود، باید از چه
مبنای فکری بهره ببرد که نه دچار دگرگونی در ماهیتش شود و
نه مسائلش بی پاسخ بماند و نه اینکه از عظمتش کاسته
بشود؟
به گزارش پایگاه 598 ، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد
مهدی میرباقری(رئیس فرهنگستان علوم اسلامی) در مصاحبه ای...
|
| ارکان فلسفه افلاطون - روح خدا
| افلاطون,
فلسفه,
ارکان,
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در ميان آراء و عقائد افلاطون ، خواه او را از نظر روش
اشراقى بدانيم يا نه ، سه مساله اسـت كـه اركـان و
مـشـخـصـات اصـلى فـلسـفـه افـلاطـون را تشكيل مى دهد و
ارسطو در هر سه مساله با او مخالف بوده است .
1 - نظريه مثل : طبق نظريه مثل ، آنچه در اين جهان مشاهد مى
شود، اعم از جواهر و اعراض ، اصـل و حـقـيـقـتشان در جهان
ديگر وجود دارد و افراد اين جهان به منزله سايه ها و
عكسهاى حقايق آن جهانى مى باشند. مثلا افراد انسان كه در
اين جهان زندگى مى كنند همه داراى يك اصـل و حـقـيـقـت در
جـهـان ديـگر هستند و انسان اصيل و حقيقى ، انسان آن
جهانى است . همچنين ساير اشياء
...
|
| وجوب و امكان و امتناع ـ فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
امتناع,
امكان,
وجوب,
|
@ba9@
يكى ديگر از مسائل مهم فلسفه بحث وجوب و امكان و امتناع
است كه به نام ((مواد ثلاثه )) معروف است .
منطقيين مى گويند اگر محمولى را به موضوعى نسبت دهيم مثلا
بگوييم ((الف ب است )) رابـطـه ب بـا الف يـكـى از
كـيفيتهاى سه گانه را خواهد داشت . يا اين رابطه ، رابطه
ضـرورى اسـت يـعـنـى ، حـتـمـى و اجـتـنـاب نـاپـذيـر و
غـيـر قـابـل تـخـلف اسـت ، و بـه عـبـارت ديـگـر عـقـل
ابـا دارد كـه خـلاف آنـرا قـبـول كـنـد، يـا بـرعـكـس
اسـت ، يـعـنـى رابـطـه رابـطـه امـتـنـاعـى اسـت ،
يـعـنـى مـحـال اسـت كـه مـحـمـول ، عـارض مـوضـوع
گـردد، و بـه عـبـارت ديـگـر عـقـل از قبول خود آن ابا...
|
| علت و معلول ـ فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
معلول,
علت,
|
@ba9@
كـهـن تـريـن مـسـاله فـلسـفـه ، مـساله علت و معلول است
. در هر سيستم فلسفى نام علت و مـعـلول بـرده مـى شـود،
بـر خـلاف اصـالت وجـود يـا وجود ذهنى كه در برخى
سيستمهاى فـلسـفى جايگاه بلندى دارد و برخى از سيستمهاى
فلسفى ديگر كوچكترين آگاهى از آن نـدارد و يـا بـحث قوه
فعل كه در فلسفه ارسطو نقش مهمى ايفا مى كند و يا بحث ثابت
و متغير كه در فلسفه صدر المتالهين مقام شايسته اى يافته
است .
((عـليـت )) نـوعـى رابـطـه اسـت مـيـان دو شـى ء كـه يـكـى
را عـلت و ديـگـرى را مـعـلول مـى خـوانـيـم ، امـا
عـمـيـق تـريـن رابـطـه هـا. رابـطـه عـلت و مـعـلول
ايـن اسـت كـه عـلت ، وجـود دهـنـده مـعـلول اسـت ....
|
| حادث و قديم ـ فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
ذهنى,
عينى,
وجود,
|
@ba9@
از جمله مباحث فلسفى كه از دير زمان جلب توجه كرده است
مساله حادث و قديم است .
حـادث در عـرف و لغـت بـه مـعنى ((نو)) و قديم به معنى ((كهنه
)) است . ولى حادث و قـديـم در اصـطـلاح فلسفه و كلام با
آنچه در عرف عام وجود دارد فرق دارد. فلاسفه هم كه درباره
حادث و قديم بحث مى كنند مى خواهند ببينند كه چه چيز نو چه
چيز كهنه است ، اما مقصود فلاسفه از حادث بودن و نو بودن
يك چيز آن است كه آن چيز پيش از آن كه بود شـده اسـت
نـابـود بـوده اسـت ، يعنى اول نبوده و بعد بود شده است .
مقصودشان از قديم بودن و كهنه بودن اين است كه آن چيز
هميشه بوده است و هيچگاه نبوده است كه نبوده .
...
|
| وجود عينى و ذهنى ـ فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
ذهنى,
عينى,
وجود,
|
@ba9@
تعريف
يـكـى از تـقـسيمات هستى اين است كه هستى يك شى ء، يا عينى
است و يا ذهنى . هستى عينى يـعـنـى هـسـتى خارجى كه مستقل
از ذهن انسان است . مى دانيم كه مثلا كوه و دريا و صحرا در
خـارج از ذهـن مـا و مـسـتـقـل از ذهن ما وجود دارند. ذهن
ما خواه آنها را تصور كند و خواه تصور نـكـنـد، بلكه خواه
ما و ذهن ما وجود داشته باشيم و خواه وجود نداشته باشيم
كوه و دريا و صحرا وجود دارد
ولى همين كوه دريا و صحرا وجودى هم در ذهن ما دارند. آنگاه
كه ما تصور مى كنيم آنها را، در حـقـيـقت آنها را در ذهن
خود وجود مى دهيم . وجودى كه اشياء در ذهن ما پيدا مى كنند
((وجود ذهنى )) ناميده مى شود.
...
|
| مسائل فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
مسائل,
|
@ba9@
موضوع فلسفه ((موجود بما هو موجود)) است
اكـنـون لازم اسـت ولو بـه طـور اشاره فهرستى از مسائلى
كه در فلسفه اسلامى درباره آنـهـا تـحـقـيـق مـى شـود،
هـمـراه بـا يـك سـلسـله تـوضـيـحـات روشـنـگـر، به دست
دهيم . مـسـائل فـلسفى بر محور ((موجود)) دور مى زند، يعنى
آن چيزى كه در فلسفه ، از قبيله بـدن اسـت بـراى پـزشـكـى
، و از قـبـيـل عـدد اسـت بـراى حـسـاب ، و از قـبـيـل
مـقـدار اسـت بـراى هـندسه ((موجود بما هو موجود)) است . به
عبارت ديگر موضوع فلسفه ((موجود بما هو موجود)) است . همه
بحثهاى فلسفى در اطراف اين موضوع دور مى زند. به تعبير
ديگر موضوع فلسفه ((هستى )) است .
...
|
| حكمت متعاليه ـ فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
متعاليه,
حكمت,
|
@ba9@
حكمت متعاليه ، نقطه تلاقى چهار روش فكرى در دوره اسلامى
در درس گذشته ، اجمالا به چهار روش فكرى در دوره اسلامى
اشاره كرديم و نمايندگان معروف آن را نيز نام برديم .
اكنون اضافه مى كنيم كه اين چهار جريان در جهان اسلام
ادامه يافتند تا در يك نقطه به يـكـديـگـر رسـيـدند و
جمعا جريان واحدى را وجود آوردند. نقطه اى كه اين چهار
جريان در آنـجـا بـا يـكـديـگـر تـلاقى كردند ((حكمت
متعاليه )) ناميده مى شود. حكمت متعاليه به وسـيـله
صـدرالمـتـالهـين شيرازى ((متوفاء در سال 1050 هجرى قمرى ))
پايه گذارى شـد. كـلمـه ((حـكـمـت مـتـعـالى )) وسـيـله
بـوعلى نيز در اشارات به كار رفته است ولى فلسفه بوعلى...
|
| روشهاى فكرى اسلامى ـ فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
اسلامى,
فكرى,
روشهاى,
|
@ba9@
در ميان ساير روشها آنچه مهم و قابل ذكر است دو روش است :
1ـ روش عرفانى :
2ـ روش كلامى :
عـرفـا و هـمـچنين متكلمين به هيچ وجه خود را تابع فلاسفه
اعم از اشرافى و مشائى نمى دانـسته و در مقابل آنها
ايستادگيها به خرج داده اند و تصادمهايى ميان آنها و
فلاسفه رخ داده اسـت و هـمـيـن تـصـادمـهـا در سـرنوشت
فلسفه اسلامى تاءثير بسزايى داشته است . عـرفـان و كـلام
عـلاوه بـر آن كه از طريق معارضه و تصادم به فلسفه اسلامى
تحريك بـخـشـيـده انـد، افـقـهـاى تـازه نيز براى
فلاسفه گشوده اند. بسيارى از مسائلى كه در فلسفه اسلامى
مطرح است ، اولين بار وسيله متكلمين و عرفا مطرح شده است ؛...
|
| فلسفه اشراق و فلسفه مشاء - محب اهل بیت
| مشاء,
اشراق,
فلسفه,
|
@ba8@
فـلاسـفـه اسـلامـى بـه دو دسـته تقسيم مى شوند. فلاسفه
اشراق و فلاسفه مشاء. سر دسته فلاسفه اشراقى اسلامى ، شيخ
شهاب الدين سهروردى از علماء قرن ششم است ، و سر دسته
فلاسفه مشاء اسلامى ، شيخ الرئيس ابوعلى بن سينا به
شمار مى رود.
اشـراقـيـان پيرو افلاطون ، و مشائيان پيرو ارسطو به
شمار مى روند. تفاوت اصلى و جـوهـرى روش اشـراقـى و روش
مـشائى در اين است كه در روش اشراقى براى تحقيق در
مـسـائل فـلسـفـى و مـخـصـوصـا ((حـكـومـت الهـى ))
تـنـهـا استدلال و تفكرات عقلى كافى نيست ، سلوك قلبى و
مجاهدات نفس و تصفيه آن نيز براى كـشـف حـقـايـق ضـرورى و
لازم اسـت ، امـا در روش مـشـائى تـكـيـه فـقـط بـر...
|
| جدا شدن علوم از فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
علوم,
شدن,
جدا,
|
@ba8@
يـك غلط فاحش رايج در زمان ما كه از غرب سرچشمه گرفته است
و در ميان مقلدان شرقى غـربيـان نـيـز شـايـع اسـت
افـسـانـه جـدا شـدن عـلوم از فـلسـفـه اسـت . يـك
تـغـيـيـر وتـحـول لفـظـى كـه بـه اصـطـلاحـى قـرار
دادى مـربـوط مـى شـود بـا يـك تـغـيـيـر و تـحـول
مـعـنـوى كه به حقيقت يك معنى مربوط مى گردد اشتباه شده و
نام جدا شدن علوم از فلسفه به خود گرفته است .
چنانكه سابقا گفتيم ، كلمه فلسفه يا حكمت در اصطلاح قدما
و غالبا به معنى دانش عقلى در مـقـابـل دانـش نـقـلى بـه
كـار مـى رفـت و لهـذا مـفـهـوم ايـن لفـظ شامل همه
انديشه هاى عقلانى و فكرى بشر بود.
...
|
| فلسفه عصر جديد - محب اهل بیت
| جديد,
عصر,
فلسفه,
|
@ba9@
چـنانكه مى دانيم نقطه عطف بر عصر جديد نسبت به عصر قديم
كه از قرن شانزدهم آغاز مـى شـود و بـه وسيله گروهى كه در
راس آنها دكارت فرانسوى و بيكن انگليسى بودند گـرفـت
ايـن بـود كـه روش قياسى و عقلى در علوم جاى خود را به روش
تجربى و حسى داد. عـلوم طـبيعى يكسره از قلمرو و روش قياسى
خارج شد و وارد حوزه روش تجربى شد. رياضيات حالت نيمه
قياسى و نيمه تجربى به خود گرفت .
پـس از ايـن جـريـان ايـن فـكـر بـراى بـعـضـى پـيـدا
شـد كـه روش قياسى به هيچ وجه قـابـل اعـتـمـاد نـيست . پس
اگر علمى در دسترس تجربه و آزمايش عملى نباشد و بخواهد
صـرفـا از قـيـاس اسـتـفـاده كـند، آن علم اساسى ندارد،...
|
| فلسفه حقيقى يا علم اعلى - محب اهل بیت
| فلسفه,
|
@ba9@
از نظر اين فلاسفه ، در ميان بخشهاى متعدد فلسفه يك بخش
نسبت به ساير بخشها امتياز خاص دارد و گوئى يك سروگردن از
همه آنها بلندتر است و آن همان است كه به نامهاى :
فـلسـفـه اولى ، فـلسـفـه عـليـا، علم اعلى ، علم كلى ،
الهيات مابعدالطبيعه (متافيزيك ) خوانده مى شود. امتياز
اين علم نسبت به ساير علوم يكى در اين است كه به عقيده
قدما از هر علم ديگر برهانى تر و يقينى تر است . ديگر اين
كه بر همه علوم ديگر رياست و حكومت دارد و در واقـع مـلكه
علوم است ، زيرا علوم ديگر به او نياز كلى دارند و او نياز
كلى به آنـهـا نـدارد. سـوم ايـن كـه از هـمـه عـلوم
ديـگر كلى تر و عامتر است . (24) از نظر اين فـلاسـفه ، فلسفه...
|
| لغت فلسفه در اصطلاح مسلمين - محب اهل بیت
| مسلمين,
اصطلاح,
در,
فلسفه,
لغت,
|
@ba9@
مـسـلمـين اين لغت را از يونان گرفتند، صيغه عربى از آن
ساختند و صبغه شرقى به آن دادند و آن را به معنى مطلق دانش
عقلى بكار بردند.
فـلسفه در اصطلاح شايع مسلمين نام يك فن خاص و دانش خاص
نيست ، همه دانشهاى عقلى را در مـقـابـل دانـشـهاى نقلى
از قبيل لغت ، نحو، صرف ، معانى ، بيان ، بديع ، عروض ،
تـفـسير، حديث ، فقه اصول ، تحت عنوان كلى فلسفه نام مى
بردند. و چون اين لغت مفهوم عـا مـى داشت ، قهرا فيلسوف به
كسى اطلاق مى شد كه جامع همه علوم عقلى آن زمان ، اعم از
الهـيـات و ريـاضـيات و طبيعيات و سياسيات و اخلاقيات و
منزليات بوده باشد. و به اين اعتبار بود كه مى گفتند:...
|
| ريشه يونانى لغت فلسفه - محب اهل بیت
| فلسفه,
لغت,
يونانى,
ريشه,
|
@ba9@
ايـن لغـت ريشه يونانى دارد. همه علما قديم و جديد كه با
زبان يونانى و تاريخ علمى يونان قديم آشنا بوده اند مى
گويند:
اين لغت مصدر جعلى عربى كلمه ((فيلوسوفيا)) است . كلمه
فيلوسوفيا مركب است از دو كـلمـه : ((فيلو)) و ((سوفيا). كلمه
((فيلو)). به معنى دوستدارى و كلمه ((سوفيا)) به معنى دانايى
است .
پـس كـلمـه ((فـيـلوسـوفـيـا)) بـه معنى دوستدارى دانايى
است ، و افلاطون ، سقراط را ((فـيـلوسوفس )) يعنى دوستدار
دانايى معرفى مى كند. (22) عليهذا كلمه ((فلسفه )) كه مصدر
جعلى عربى است به معنى فيلسوفيگرى است .
قبل از سقراط گروهى پديد آمدند كه خود را ((سوفيست )) يعنى
دانشمند مى ناميدند. اين گـروه ادراك انـسان را مقياس...
|