نتیجه ها: شعر |
| موضوع / نویسنده | برچسب ها |
| هجران عشق ؛ شعر زیبای حافظ - روح خدا
| حافظ,
زیبای,
شعر,
عشق,
هجران,
|
بسم الله الرحمن الرحیم
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه / إنی رأیت دهراً من هجرک
القیامه
دارم من از فراقش در دیده صد علامت / لیست دموع عینی هذا
لنا العلامه
هر چند کآزمودم از وی نبود سودم / من جرّب المجرّب حلّت به
الندامه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا / فی بعدها عذابٌ ؛ فی
قربها السلامه
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم / والله ما رأینا حبّاً
بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین / حتی یذوق منه کأساً
من الکرامه
یا حق
|
| شعر میر فندرسکی ؛ نظریه مثل - روح خدا
| مثل,
نظریه,
فندرسکی,
میر,
شعر,
|
بسم الله الرحمن الرحیم
يـكـى از طـرفـداران نـظـريـه مـثـل در دوره اسـلامى
ميرفندرسكى از حكماى دوريه صـفـويـه اسـت . قـصـيـده
مـعـروفـى بـه فـارسـى دارد و نـظـر خـويـش را در مـورد
مثل در آن قصيده بيان كرده است؛ مطلع قصيده اين است :
چرخ بـا اين اختران، نـغز و خوش و زيـبـاستى
صورتى در زير دارد، آنچه در بالاستى
صـورت زيـريـن اگـر بـا نـردبـان مـعـرفـت
بـر رود بـالا هـمـى بـا اصل خود يكتاستى
اين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهرى
گر ابونصرستى و گر بوعلى سيناستی
--------------------
آشنایی با علوم اسلامی، ج1، شهید مرتضی مطهری، ص 172.
...
|
| شرح عشق، شعر عارف رومی - روح خدا
| رومی,
عارف,
شعر,
عشق،,
شرح,
|
بسم الله الرحمن الرحیم
هر چه گویم عشق را شرح و بیان / چون به عشق آیم خجل باشم
ز آن
گرچه تفسیر زبان روشنگر است / لیک عشق بی زبان روشن تر
است
چون قلم اندر نوشتن می شتافت / چون به عشق آمد، قلم بر
خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت / شرح عشق و عاشقی هم عشق
گفت
آفتاب آمد دلیل آفتاب / گر دلیلت باید از وی رو متاب
------------------------
مثنوی معنوی، دفتر 1، ابیات 112-116.
@cr1@ بقاء
فنا
|
| با سالكان وادى نور ـ تفسیر یک شعر عرفانی - کمیل
| عرفانی,
شعر,
تفسیر,
با سالكان وادى نور,
|
@ba9@
نام كتاب : با سالكان وادى نور
نام نويسنده : آيت اللّه حاج شيخ قدرت اللّه نجفى قمشه اى
، تصحيح ، تحقيق و پاورقى : سيد مهدى ميرمسيّب
تصحيح و پاورقى به اهتمام : سيد مهدى مير مسيب
پيشگفتار
پس از فراغت از تصحيح و تحقيق كتاب داستان فكاهى اثر
علامه فقيد آية اللّه ميرجهانى اصفهانى قدس سره ، به فكر
زنده نگه داشتن و معرفى دانشمندان و بزرگان در حال حيات
شهرضا افتاده ، با خود گفتم اينكه گفته شده است ((من ورخ مؤ
منا فقد احياه )) اين زنده كردن مختص به گذشتگان نمى باشد،
بلكه شناساندن مؤ منين از علما و حكماى در حال حيات ، از
زنده نمودن نام و ياد گذشتگان لازم تر است . لذا در صدد...
|
| شعر ـ درس ایثار - Mosafer
| ایثار,
درس,
شعر,
|
@ba9@
حیات خون بود در لاله های باغ ایثارت
هزاران دل بود چون نقطه ای کوچک به پرگارت
نماید فخر بر رضوان، فروشد ناز بر جنت
نسیمی گر وزد سوی جحیم از پای دیوارت
تویی وجه الله اعظم، تویی ثارالله اکبر
که زهرا گیسوان رنگین کند از خون رخسارت
خلایق روز و شب در فرش می بوسند خاکت را
عجب نبود اگر گردد خدا در عرش زوّارت
لوای حمد را فردا علی بر دوش خود گیرد
عجب نبود اگر آن را دهد دست علمدارت
میان حلقه های سلسله با پیکر خونین
مسیحا را دهد جان با نگاهی، چشم بیمارت
تو هست خویش را در کربلا وقف خدا کردی
خدا هم با بهای هستی خود شد خریدارت
...
|
| شعر مشهور جناب محتشم کاشانی درباره عاشورا - تهرانی
| محتشم کاشانی,
شعر,
|
@ba1@
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
...
|