نتیجه ها: حافظ |
| موضوع / نویسنده | برچسب ها |
| کتاب صوتی دیوان حضرت حافظ - فهیمه
| حافظ,
حضرت,
دیوان,
صوتی,
کتاب,
|
تعداد 495 فایل صوتی غزلیات دیوان حافظ
علیه الرحمه
http://www.yasinmedia.com/sher-adab/1642-divane-hafez-shirazi-mp3.html
عناوین فایل ها:
۱. الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
۲. صلاح کار کجا و من خراب کجا
۳. اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
۴. صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
۵. دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را
۶. به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
۷. صوفی بیا که آینه صافیست جام را
۸. ساقیا برخیز و درده جام را
۹. رونق عهد شباب است دگر بستان را
۱۰. دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
۱۱. ساقی به نور باده برافروز جام ما ...
|
| هجران عشق ؛ شعر زیبای حافظ - روح خدا
| حافظ,
زیبای,
شعر,
عشق,
هجران,
|
بسم الله الرحمن الرحیم
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه / إنی رأیت دهراً من هجرک
القیامه
دارم من از فراقش در دیده صد علامت / لیست دموع عینی هذا
لنا العلامه
هر چند کآزمودم از وی نبود سودم / من جرّب المجرّب حلّت به
الندامه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا / فی بعدها عذابٌ ؛ فی
قربها السلامه
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم / والله ما رأینا حبّاً
بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین / حتی یذوق منه کأساً
من الکرامه
یا حق
|
| شرح طائفه اى از اشعار و غزليات حافظ ـ علامه حسن زاده آملی - بشیر
| علامه حسن زاده آملی,
حافظ,
غزليات,
اشعار,
از,
اى,
طائفه,
شرح,
|
مجموعه آثار عرفانی
15 ـ شرح طائفه اى از اشعار و غزليات
حافظ
لطافت و ملاحت اشعار روحانى و عزليات عرفانى شمس الدين
محمد , خواجه حافظ شيرازى قدس سره بالاتر از آن است كه به
وصف آيد و أشهر از آن است كه بدان اشاره شود . خواجه شيراز
عليه الرحمة كه به حق اورا لسان الغيب و ترجمان الحقيقه
خوانده اند , حقايق و دقايق عرفانى را به بهترين وجه در
قالب الفاظ ريخته و آنها را با بديعترين اسلوب در اعماق
جان مخاطب القا مى كند . و خود در اين باره چه نيكو سروده
است :
كس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند ...
|
| شرح و تقسیر الا یا ایها الساقی ـ حافظ - آسمانی
| حافظ,
الساقی,
ایها,
یا,
الا,
تقسیر,
شرح,
|
@ba9@
۱
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
۲
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
۳
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
۴
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
۵
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
۶
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
...
|