خوش آمدید مهمان گرامی! (وروددرخواست عضویت)
لا اله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلی العظیم
سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع
و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمدلله رب العالمین
كاربر گرامی : جهت دسترسی سریع به امكانات انجمن ، بخش دانلود و گالری از تابلوی زیر استفاده فرمائید
logo
 

 


برچسب ها: راه, عرفان, از, اخلاق, می, گذرد,
ارسال مطلب 
 
امتیاز این مطلب
  • 2 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راه عرفان از اخلاق می گذرد
۱۳۸۹-۱۱-۲۵
مطلب: #1
راه عرفان از اخلاق می گذرد
بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره: خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته درآید
برای اینکه دل انسان به نور الهی جلوه گر شود مقدماتی لازم است و خود این مقدمات مراحلی دارد که باید دانست تا توفیق عمل به آنها را پیدا کرد. سالک که می خواهد پرتو حضرت حق در دلش جلوه گر شود، باید بستر لازم را برای حضور آن نور مطلق فراهم کند «جاروب کن تو خانه سپس میهمان طلب». در این نوشتار به مقدمات و مراحل لازم تجلی آن نور مقدس در انسان پرداخته می شود.

خالی کردن نفس از رذایل
در بحث از طریق عملی نفس گفته شد که جوهرة حرکت انسان به سوی خدا، تطهیر درون و تزکیة نفس است، اما باید دانست که انسان تا مرحلة «تخلیه» را طی نکند، به «تحلیه» نمی رسد. تخلیه، همان خالی کردن نفس از رذایل است؛ یعنی در میدان جهاد با نفس باید فضایل پیروز گردند و با توبه و انابه، «انقلابی حقیقی» در درون خود پدید آورد؛ انقلابی علیه خویشتنِ خویش، که از مقام «هست»، به مقام «باید»، و از وضع موجود به وضع «مطلوب» سیر کند. تا این مرحله را سپری نکند، به مرتبة «تحلیه» یا آراستگی باطن به صفات حمیده و فضایل و مکارم عالی اخلاقی، نمی رسد و «مقام تجلیه» را که نور الهی جلوه می کند، درک و دریافت نخواهد کرد. پس لازم است قبل از «تحلیه» و «تجلیه» به «تخلیة» خود پرداخت. و تحقق این امر، با سیر و سلوک اخلاقی امکان پذیر است. به همین دلیل، سائر الی الله بایسته است از منزل اخلاق به منزل عرفان راه یابد که راه عرفان از اخلاق می گذرد و تخلّق به اخلاق الهی که ره آورد سلوکِ قرآنی است، انسان را خداخُو می سازد و سالک را به مقام «وصول» می رساند.

چهار گام آغازین سلوک
ایة «قَد أَفْلَحَ مَن زَکّاهَا»1 در مقام تبیین فَلاح انسان بر محور تزکیة نفس است؛ یعنی رهایی انسان از ماسوای الهی و از همة قیود و بندگی و بردگی غیرخدا. اگر انسان مصداق «طَهّروا انفسکم مِنْ دَنَس الشَّهوات تدرِکوا رفیع الدَّرجات»2 گردد، در صراط تزکیة نفس قدم می نهد و منازل تزکیة نفس را در پرتو اوامر و نواهی الهی و سنّت های الهی، یکی پس از دیگری طی می کند و به تعبیر ابن سینا: «العارفون المتنزّهون الا وضع عنهم دَنَسُ مقارنَة البدن وانفکّوا عن الشواغل خلصوا الی عالم القدس والسّعادة وَانْتَعَشوا بالکمال الأعلی و حَصَلَت لهم اللّذة العلیا»3؛ چه اینکه پاکی و طهارت از علایق و شهوات حیوانی و رهایی از امور جسمانی یا حیوانی و خلاصی از امور مادّی و حبّ دنیا، مقدمة ورود به عالم قدس و سعادت و دریافت کمال اعلی و وَجْد و ابتهاج روحانی و رحمانی یا تجربه های عرفانی است و بالاترین لذّت های روحانی و قدسی را فراروی انسان سالک قرار می دهد. در جای دیگری بوعلی سینا نوشته است: «العرفان مبتدءٍ مِنْ تفریقٍ و نفضٍ و ترکٍ و رَفْضٍ معن فی جمعٍ، هو جمع صفات الحق للذّات المریدة بالضّدق، منته الی الواحد، ثم وقوف».4 تفریق، مبالغة در فرق گذاشتن و زیاد جداکردن است؛ یعنی سالک بین خود و بین ماسوای الله، جدایی بیندازد و آنچه را که بر خود بسته است، از خود دور سازد. اولین قدم این است که سالک همة تعلّقات را قطع کند.

گام بعد، «نفض» یا تکاندن است. اگر چیزی به لباس یا فرش چسبیده باشد، اولاً آن را از روی لباس و فرش جدا می کنند و سپس لباس را می تکانند تا اگر چیزی از آثار آن مانده باشد، بر طرف شود. عارف باید به گونه ای خویشتنِ خویش را بتکاند که حتی گرد و غبارها و تعلّقات اندک را هم که بر دل نشسته است، بزداید.

گام سوم این است که هرگز چیزی را برای خود نخواهد و همه چیز را «ترک» کند، حتی همین خویشتن تکانی را کمال خود تلقّی نکند و آن را هم با تکاندنی دیگر، از خود جدا کند.

سالک در گام چهارم باید «رفض» یا خودتکانی کند؛ یعنی خود را هم نبیند. رَفْض همان ترک با اهمال و بی اعتنایی است. گاهی انسان چیز مورد علاقة خود را ترک می کند؛ چون فرصت نگهداری آن را ندارد؛ اما گاهی چیزی را که مورد علاقة او نیست، ترک می کند که این ترک، همراه با بی اعتنایی است.

این چهار مرحله که برای تزکیه و تخلیه است، از مراحل آغازین عرفان است. سپس نوبت این است که عارف، صفات الهی را در خود جمع کند؛ چون وقتی روح عارف تزکیه و از رذایل «تخلیه» شد، نوبت «تحلیه» و «تجلیه» فرا می رسد. آن گاه او همة اینها را به آستانة ذات اقدس اله که واحد است، می برد و محو می شود؛ یعنی وقتی به مقصد رسید، آرام می گیرد؛ گرچه حرکت «مِنَ الله إلی الله» پایان ناپذیر است و این سیر و سلوک، با سیر و سلوک زاهد و عابد تفاوت فراوان دارد5.

پاکی از غیر خدا
پس «شراب طهور» الهی را باید بنوشد تا از غیرخدا و هر چه که هست، یکسره پاک گردد: «شَرَاباً طَهُوراً اَنی یطهّرهم عن کلّ شیءٍ سَوِی الله».6 «طهور» صیغة مبالغه است و به چیزی گفته می شود که هم پاک است و هم پاک کننده. از این رو، می بینیم که تخلیه، تزکیه، تحلیه و تجلیه، در تعریف ابن سینا مندرج اند. حدیث «العارفُ مَنْ عَرَفَ نَفْسَه فاعتقها و نزّهَها عن کلّ مایبعدها و یوبقها»7 نیز به این مراحل نزدیک است و مسیر حرکت سالک را از اخلاق به عرفان و طی مدارج اخلاقی و معارج عرفانی نشان می دهد. بدین سان سالک در مقام سیر و سلوکش به وحدت می رسد. در تعبیر خواجه نصیرالدین طوسی آمده است: «در وحدت، سالک و سلوک، و سیر و مقصد، و طالب و طلب و مطلوب نباشد...»8 که قیامت سلوکی عارف یک حقیقت بیش نیست: «لِمَنِ الْمُلْک الْیوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِد الْقَهَّارِ».9 در شرح اشارات خواجة طوسی نیز به مقام «وقوف» (منتةٍٍ الی الواحد ثم وقوف) اشاره شده است: «هناک لایبقی واصفُ ولاموصوف ولاسالک ولامسلوک ولاعارف ولامعروف و هو مقام الوقوف»10.

پس به تعبیر امام علی(ع): «لایزکوا عندالله سبحانه الّا عقل عارف و نفسٌ عَزوف»11؛ یعنی انسان خردگرا و عاقل و صاحب نفسِ رویگردان از دنیا و اعتبارات دنیوی و نفسانی، ابتدا اهل تزکیه و طهارت است و سپس شایستة سیر و سلوک الی الله. به همین دلیل، گفته آمد که انسان تا اخلاقی نباشد، عرفانی نمی شود و تا مراحل اخلاق را پشت سر نگذارد، مراحل عرفان را پیش روی نخواهد داشت و عرفان به نفس، همة مقدمات و مقارنات سلوک اخلاقی عرفانی را در بر خواهد داشت. پس انسان باید در سلوک اخلاقى- عرفانى، از نفس اماره بگذرد تا به نفس مطمئنّه و راضیه و مرضیه برسد12 و به تعبیر امام علی(ع): «الاشتغال بتهذیب النّفس أصلح»13، «خیر النّفوس أزکاها»14، «ذروَة الغایاتِ لاینالها الّا ذُو التّهذیب و المجاهدات»15.

آری، تزکیة نفس تشکیک پذیر، تدریجی و با مجاهدت و تحّمل ریاضت ممکن و میسور است و مقدمة واجبِ عرفانِ عملی و سلوکِ عرفانی است. قرآن کریم نیز بدین نکته رهنمون شده و «تزکیة نفس» و تخلّق به اخلاقِ الهی و رشد و فلاح و سعادت و صِلاح را در گرو هم نهاده است. امام علی(ع) فرمود: «قلوب العبادِ الطاهرة مواضع نظرالله سبحانه، فمن طَهُرَ قلبه نظر الیه»16.

هفت وادر نور
اشاره: از کتاب الحقایق مرحوم فیض کاشانى، فصلی را برگزیدیم و آغاز به ترجمه و بازنویسی کردیم که حاوی مطالب سازنده و تأملّ برانگیز بود. محور آن، گفتگویی میان یک عالم از امّت محمد6و یکی از طالبان حق بود که مهمان سفرة معارف او شده بود و در متن کتاب، از او به عنوان «وافد» یاد شده است؛ یعنی مهمان و وارد. بخش دیگر از این گفتگو را با هم می خوانیم.

هستی شناسى
عالم امّت، وقتی به جایگاه رفیع معرفت آن «مهمان عارف» پی برد، از او پرسید:

- تو از کجایى؟

- از روی زمینم، و از زیر آسمان!

- چند سال دارى؟

- چندین و چند سال.

- چه می بینى؟

- زمین و آسمان را، و آنچه در میان این دو وجود دارد.

- در آسمان چه می بینى؟

- آفتابی را که سوزان است، و ماهی را که تابان است، و ستارگان فروزانی که نور می دهند، آب و بارانی ریزان، بادهایی وزان، ابرهایی در حرکت و جریان، نیز پرندگانی را می بینم که فرود می آیند، و شب و روز را و نشانه های خشکی را.

عالم از وی پرسید: در زمین چه می بینى؟

مهمان فرزانه پاسخ داد:

- دریاها و اقیانوس ها را، دشت ها و صحراها را، خاک ها و سنگ ها را، میوه ها و درختان و نهرها را.

پرسید: دنیا چه قدر است؟

گفت: شبی و روزى!

پرسید: آفرینش چه مقدار است و مردم چه اندازه اند؟

پاسخ داد: مردم از یک زن و مرد آفریده شده اند و چهار گونه اند:

یکی ترکیبی از نیک و بد است؛

یکی سراسر شرّ است و خیری در او نیست؛

دیگری همه خیر است، بدون شرّ؛

و چهارم، آن که نه خیری دارد، و نه شرّى.

و مردم، یا برجسته و برین اند، یا فرومایه. نه فرومایگان، فرزانگان را به حساب می آورند و حرمت می نهند، نه فرومایگان نزد خردمندان فرزانه جایگاهی دارند!

شگفتی های هفت گانه
عالم از مهمان پرسید: شگفت از کیست؟

گفت: شگفت از کسی است که «خدا» را بشناسد و نافرمانی اش کند، «شیطان» را بشناسد و اطاعتش کند، «دنیا» را بشناسد و به جمع دنیا بپردازد، «مرگ» را بشناسد و به یاد آورد و دلش خوش باشد، «آخرت» را بشناسد و از آن بدش آید، و «بهشت» را بشناسد و به آن بی علاقه باشد، و «آتش دوزخ» را بشناسد و از آن نهراسد!

عالم پرسید:

بزرگ ترین چیزها کدام است؟

پاسخ داد: دانش آموختن از عالمان، آن گاه که طلب را نیکو می شناسد و به آن عمل می کند. پس هر که «چراغ هدایت» در دلش روشن شود، نیت را برای خدا خالص می سازد و کار را تنها برای خدا می کند و زبانش به حکمت گویا می شود.

- پلیدترین چیزها چیست؟

- «جهل»، زشت ترین چیزهاست؛ چرا که هلاکت و تباهی انسان از نادانی است. جاهل هر گاه بخواهد کاری را اصلاح کند، به خاطر نادانی اش خراب می کند. جهل، آفت ها را جلب و جذب می کند. «کبر» و «طمع» و «حرص» و «شهوت» و «بخل»، همه زاییدة جهل است.

- زشت ترین چیزها کدام است؟

- بیهود گى، غیبت، سخن چینى، خیانت، دروغ، زنا، ریا، علاقه به فاسق، هم نشینی با منافق، تهمت و بدگمانی به خلایق!

حسنه چیست؟

عالم، از آن مهمان پرسید: سودمندترین چیزها چیست؟

پاسخ شنید: «حسنه»؛ چرا که پاداش آن ده برابر است.

- حسنه چیست؟

- حسنه آن است که برادر مؤمن خود را سیر کنی یا بپوشانى، یا قرض او را بپردازى، یا اندوهی از او بزدایى. هر که با برادر دینی اش چنین باشد، روز قیامت با چهره ای نورانی به صحرای محشر خواهد آمد، در حالی که فرشتگان شادباش گویان او را به سوی بهشت می برند و خداوند، پاداشی بی حساب و وصف ناپذیر به او عطا می کند.

- پس زیان بار ترین چیزها کدام است؟

- گناه در پی گناه.

- پاکیزه ترین چیزها چیست؟

- عافیتی همراه با معرفت، هر چیز را در جای خود نهادن، با عالمان هم نشینی کردن، با فرزانگان هم سخن شدن، در مجلس «ذکر» و در محفل «تفکر» در آفریده ها حضور یافتن، شتاب در کارهای نیک، آشتی دادن میان دیگران، آمادگی برای «کوچ» و مهیّا شدن برای «مرگ».

- دشوارترین چیزها کدام است؟

- هرگاه با «نفخ صور» قیامت برپا شود و همه برای «حساب رسی» جمع آیند، آن گاه موقعیتی دشوار و خطیر است. هر کس می گوید: خودم! خودم! آن روز، هیچ پدری از حال پسرش نمی پرسد و هیچ برادری به فکر برادرش نیست. هر کس در گرو کارهای خویش است...

وقتی گفتگوها به اینجا رسید، آن عالم اهل بیت دریافت که مهمانش، معرفتی نیکو و بصیرتی ژرف دارد، تیزهوش و اهل ورع و یقین است. آن گاه رو به مهمان کرد و گفت:

- اینک آنچه می خواهى، بپرس.

مهمان (وافد) گفت:

- ای دانای فرزانه و ای گویای مهربان و راست گفتار! از حکمت های نهانی ات بر من بیفشان و از پرتو معرفت خویش بر من بتابان تا قلبم به برکت گفتارت خلوص باید و پیراسته گردد و فروغ گیرد.


نویسنده محمد جواد رودگر
بازدید از وبگاه این کاربر سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 3 کاربر به دلیل این ارسال از گل نرگس سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, مجیر
ارسال مطلب 


دسترسی سریع و کوتاه به بخش های مختلف:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان





 



Copy Right ©  AzhA Group 1389-1393 . All Rights Reserved
MyBB © 2014 MYBB Group & Persian Translation by AzhA
Theme by  Ivgeo Designs  &  Translation by AzhA 
حقوق نشر این وبگاه نزد AzhA محفوظ است
زمان جاری: ۱۳۹۳-۵-۱۱, ۱۲:۰۳ عصر
GTM +3:30