خوش آمدید مهمان گرامی! (وروددرخواست عضویت)
لا اله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلی العظیم
سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع
و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمدلله رب العالمین
كاربر گرامی : جهت دسترسی سریع به امكانات انجمن ، بخش دانلود و گالری از تابلوی زیر استفاده فرمائید
logo
 

 


برچسب ها: آثار, سوء, گناه, غیبت, کردن,
ارسال مطلب 
 
امتیاز این مطلب
  • 2 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آثار سوء گناه غیبت کردن
۱۳۸۹-۱۱-۹
مطلب: #1
آثار سوء گناه غیبت کردن
بسم الله الرحمن الرحیم
آثار سوء برخى از اعمال بر روابط انسان با ديگران بسيار آشكار است. از جمله اعمالى كه روابط انسانها را سست و سرد مى كند و منشأ گناهان ديگر مى گردد «غيبت» است. غيبت عبارت است از ياد كردن ديگرى به چيزى كه اگر باخبر شود خوش نمى دارد؛ يعنى نقص كسى را نزد ديگران به قصد نكوهش ذكر كردن. اين نقص ممكن است جسمانى يا اخلاقى يا رفتارى باشد؛ البته بايد در نزد عرف نقص قلمداد شود. غيبت صرفاً به وسيله گفتار نيست، بلكه نوشتن و اشاره كردن نيز مشمول عنوان غيبت است. از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده است:

هل تدرون ما الغيبة؟ قالوا: اللّه و رسوله اعلم. قال: ذكرك اخاك بما يكره. قيل أرأيت ان كان فى اخى ما اقول؟ قال: ان كان فيه ماتقول فقد اغتبته و ان لم يكن فيه فقد بهّتّه؛1(پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند:) آيا مى دانيد غيبت چيست؟ پاسخ دادند: خدا و رسولش داناترند. فرمودند: يادكردن توست برادرت را به آنچه خوش نمى دارد. پرسيده شد: حتى اگر آنچه مى گويم در برادرم باشد باز هم غيبت است؟ فرمودند: اگر آنچه مى گويى در او باشد غيبتش را كرده اى و اگر در او نباشد بهتان زده اى.

از امام كاظم عليه السلام روايتى نقل شده است كه حدود غيبت را روشن مى كند:من ذكر رجلا من خلفه بما هو فيه مما عرفه الناس، لم يغتبه، و من ذكره من خلفه بما هو فيه مما لايعرفه الناس اغتابه، و من ذكره بما ليس فيه فقد بهته؛2 كسى كه ديگرى را در غيابش به عيبى كه مردم از آن باخبرند ياد كند، غيبت او را نكرده است. وكسى كه ديگرى را در غيابش به عيبى ياد كند كه مردم از آن بى خبرند، غيبت او را كرده است و كسى كه او را به عيبى كه در او نيست ياد كند به او بهتان زده است.

آثار غيبت

غيبت سه نوع اثر دارد. در درجه نخست بر رابطه غيبت كننده با غيبت شوندگان تأثير منفى مى گذارد. كسى كه از او غيبت شده است وقتى آگاه شود كه در مجلسى از او به زشتى يا بدى ياد شده است از غيبت كننده ناخرسند مى شود و او را مسئول خدشه دار شدن وجهه و آبرويش مى داند. غيبت كننده با تعرض به آبروى ديگرى او را از موقعيت اجتماعى اش ساقط مى كند و اين كار در حالى انجام مى گيرد كه او از آنچه درباره اش مى گويند بى خبر است و نمى تواند براى پوشيده ماندن عيوبش اقدام كند. خداوند در قرآن كريم پس از نهى از غيبت، تشبيه رسايى براى نماياندن زشتى آن آورده است.

لايغتب بعضكم بعضا أيحب احدكم ان يأكل لحم اخيه ميتا فكرهتموه؛ 3

وبعضى از شما غيبت بعضى نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد.

اين آيه نشان مى دهد كه غيبت كننده به برادر مؤمن خود آسيبى مى زند كه او از آن غافل است. در حاليكه خوردن معمولا عملى است كه با التذاذ توأم است، غيبت كردن كارى نفرت انگيز است. غيبت اگرچه به انگيزه التذاذ صورت مى گيرد، ولى با آگاه شدن از واقعيت آن نه تنها لذت بخش نيست كه بسيار ناخوشايند است. اين ناخوشايندى را همگان درك مى كنند، همانگونه كه همه ناخوشايندى خوردن گوشت برادر مرده خويش را درك مى كنند.

اثر دوم غيبت، اثرى اجتماعى است. كسانى كه شنونده غيبت هستند همواره اين احتمال را مى دهند كه غيبت كننده در غياب آنان نيز از عيوبشان سخن گويد. در نتيجه رابطه آنان با غيبت كننده تضعيف مى شود. در صورتى كه غيبت زياد صورت گيرد محيط اجتماع امنيت خود را از دست مى دهد وآبروى انسانها در خطر مى افتد.

بسيارى از اهداف دين از طريق ايجاد پيوند و الفت اجتماعى قابل دسترسى است و شارع، احكامى را وضع كرده است تا مردم از طريق تعاون و مشاركت در هدف و مسير به آن اهداف دست يابند. اين تعاون و همكارى نيازمند خوش بينى متقابل مردم است. غيبت از جمله گناهانى است كه محيط را براى ايجاد همدلى نامناسب مى كند و رسيدن به اهداف اجتماعى را دشوار مى سازد. در صورتى كه غيبت كننده از زشتيهاى اخلاقى ديگران ياد كند، در واقع آنها را رواج مى دهد، قبح آنها را از دلها مى ريزد ومحيط را از نظر اخلاقى آلوده مى كند. امام صادق عليه السلام فرمودند:

من قال فى مؤمن ما رأته عيناه وسمعته اذناه فهو من الذين قال اللّه عزوجلّ: انّ الذين يحبّون ان تشيع الفاحشة فى الذين آمنوا لهم عذاب اليم؛ 4

كسى كه درباره مؤمنى آنچه به چشم ديده و به گوش شنيده بگويد، از جمله كسانى است كه خداوند فرمود: كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آورده اند، شيوع پيدا كند، براى آنان عذابى پردرد خواهد بود.

سومين اثر غيبت در رابطه انسان با خداست. كسى كه غيبت مى كند از فرمان خدا سرپيچى كرده است و كيفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشايند خواهد داشت؛ زيرا نيكيهاى او همه به آتش اين عمل مى سوزد. امام صادق عليه السلام فرمودند:الغيبة حرام على كل مسلم وانها لتاكل الحسنات كما تأكل النار الحطب؛5

غيبت بر هر مسلمانى حرام است و هر آينه نيكيها را مى سوزاند چنانكه آتش هيزم را مى سوزاند.

دشوارى كار غيبت كننده از آن روست كه جبران گناهش وابسته به رضايت كسانى است كه غيبت آنها را كرده است. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

من اغتاب مسلما او مسلمةً لم يقبل اللّه صلاته و لاصيامه اربعين يوماً و ليلةً الاّ ان يغفر به صاحبه؛ 6

كسى كه غيبت زن و مرد مسلمانى را كند خداوند نماز و روزه او را تا چهل روز و شب نمى پذيرد، مگر آنكه برادرش او را ببخشايد.

اگر غيبت كننده موفق به توبه شود و غيبت شونده از حق خود بگذرد، خداوند او را خواهد بخشيد؛ ولى گناه غيبت چنان بزرگ است كه خداوند به حضرت موسى عليه السلام وحى فرمود كه اگر غيبت كننده توبه كند آخرين كسى است كه به بهشت وارد مى شود و اگر توبه نكند اولين كسى خواهد بود كه به آتش در مى آيد. 7


شنيدن غيبت

غيبت گناهى است كه غيبت كننده به تنهايى نمى تواند آن را انجام دهد. پس شنونده غيبت در تحقق اين گناه سهيم است؛ مگر آنكه با غيبت كننده مخالفت كند و او را از غيبت بازدارد و در جايى كه نمى تواند با او مخالفت نمايد و او را از غيبت منع كند، بايد از شنيدن غيبت خوددارى نمايد و در قلب خويش با غيبت كننده مخالف باشد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

من ردّ الخلايق عن عرض اخيه بالغيب كان حقا على اللّه ان يرّد عن عرضه يوم القيامة؛8كسى كه مردم را از تعرض به آبروى برادرش در غياب او باز دارد، بر خداوند است كه در روز قيامت آبروى او را نگهدارد.

امام باقر عليه السلام در اين باره فرمودند:

من اغتيب عنده اخوه المؤمن فنصره و اعانه نصره اللّه فى الدنيا و الاخره و من لم ينصره و لم يدفع عنه و هو يقدر على نصرته و عونه خفضه اللّه فى الدنيا و الاخره؛9

كسى كه چون برادر مؤمنش را در نزد او غيبت كنند او را يارى دهد، خداوند او را در دنيا و آخرت يارى مى دهد و كسى كه او را يارى نكند و (بدگويى را) از او دفع ننمايد در حاليكه بر يارى او تواناست، خداوند او را در دنيا و آخرت خوار خواهد كرد.


بهتان

با توجه به مطالبى كه درباره غيبت گفته شد، معناى «بهتان» معلوم است. بهتان عبارت است از نسبتى كه به مسلمانى داده مى شود و در او نيست و او از آن نسبت ناخشنود مى شود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره بزرگى اين گناه فرمودند:من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فيه ما ليس فيه، اقامه اللّه على تل من نار حتى يخرج مما قاله فيه؛ 10

كسى كه به زن يا مرد مؤمنى بهتان زند يا درباره چيزى گويد كه در او نيست، خداوند او را بر تلّى از آتش مى نهد تا از آنچه درباره او گفته است خارج شود (از عهده گناهش برآيد). بهتان گناهى است كه همه نتايج سوء غيبت را داراست، زيرا موجب ناامنى اخلاقى جامعه مى شود. با رواج بهتان هيچكس درباره آبروى خود در ايمنى نخواهد بود. كسى كه مؤمنى را به ارتكاب عملى خلاف متهم مى كند آبروى او را مى برد. بى خبرى كسى كه به او تهمت مى زنند از بى خبرى كسى كه غيبت او را مى كنند بيشتر است، زيرا غيبت شونده از عيوب خود آگاه است ولى كسى كه به او تهمت مى زنند عملى را به او نسبت داده اند كه او مرتكب نشده است و روح او از آن بى خبر است. بنابراين ظلمى كه با تهمت بر كسى روا داشته مى شود، بسيار بزرگ است.

هرچقدر عملى كه به يك مؤمن نسبت داده مى شود زشت تر باشد، آسيبى كه به آبروى او وارد مى شود بيشتر است. ولى به هرحال كسى كه بهتان مى زند به خود و خدا و ديگران خيانت كرده است. در قرآن كريم آمده است:

ومن يكسب خطيئة او اثما ثم يوم به بريئا فقد احتمل بهتانا و اثما مبينا؛11و هر كس خطا يا گناهى مرتكب شود سپس آن را به بى گناهى نسبت دهد قطعا بهتان و گناه آشكارى بردوش كشيده است.

در آياتى كه پيش از اين آيه آمده است از تهمت زنندگان با اين تعابير ياد شده است: «الذين يختانون انفسهم» و «خواناً اثيما».


سخن چينى

«سخن چينى» يا «نميمه» يعنى سخنى را كه كسى درباره ديگرى گفته است براى او باز گفتن، يعنى سخنى را كه گوينده در ذم ديگرى گفته است به نزد شخص مورد مذمت بردن.اين عمل از آن جهت كه سخن چين، سخنى را كه گفته شده است انتقال مى دهد و چيزى بر آن نمى افزايد، همچون غيبت است. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره سخن چين فرمودند:

لايدخل الجنة نمّام؛ 12

هيچ سخن چينى وارد بهشت نمى شود.

و نيز در عبارتى ديگر فرمودند:

ان ابغضكم الى اللّه تعالى المشاؤون بالنميمه المفرقون بين الاخوان؛ 13

مبغوض ترين شما نزد خداوند متعال راهيان به سخن چينى هستند كه بين برادران جدايى مى افكنند. سخن چينى همچون غيبت موجب سستى روابط ميان برادران مؤمن مى شود و آرامش اجتماع را از ميان مى برد.


عيبجويى

عيبجوئى يعنى در كمين شناخت عيوب ديگران بودن. اين عمل به هر انگيزه اى كه باشد زيان آور است. اگر عيبجويى به انگيزه شايع كردن عيوب ديگران باشد آزار و آسيب به ديگران است و از باب ايذاء مؤمن نادرست است و موجب سردى روابط اجتماعى و احساس ناامنى در جامعه مى شود، و اگر به اين انگيزه باشد كه شخص صاحب عيب را مورد سرزنش قرار دهد، روابط فرد عيبجو با صاحب عيب سرد و ناسالم مى شود. عيبجويى حتى اگر صرفا براى شناخت عيوب ديگران باشد، باز هم ناپسند است؛ زيرا اعتماد فرد عيبجو به ديگران اندك و سوءظن او به ديگران زياد مى شود و دچار تنهايى و انزوا خواهد شد. فرد عيبجو از برقرارى ارتباط صميمى با ديگران محروم است. اين محروميت او را از فوايد روابط برادرانه محروم مى كند و خداوند نيز كه پوشاننده عيوب ديگران است، از آشكار شدن عيب بندگانش ناخشنود خواهد بود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

لاتتبعوا عثرات المسلمين، فانه من يتبع عثرات المسلمين يتبع اللّه عثراته، و من تتبع اللّه عثراته يفضحه؛ 14

لغزشهاى مسلمين را پى گيرى نكنيد، زيرا كسى كه در پى لغزش مسلمين باشد خداوند لغزشهايش را پى مى گيرد و كسى كه خداوند لغزشهايش را پى گيرد خدا او را مفتضح مى كند.

در جستجوى كشف عيوب ديگران بودن، يعنى درخواست كردن كشف چيزى كه پوشيده ماندنش مقصود ستارالعيوب است، و اين مخالفت با سنت خداست. بسا كه آگاهى از عيوب ديگران، موجب عادى شدن عيوب و گناهان در چشم انسان شود و زشتى گناه را نزد عيبجويان اندك سازد. پس بهتر است كه هركس در جستجوى عيوب خويش و اصلاح آنها باشد:

من نظر فى عيب نفسه اشتغل عن عيب غيره؛ 15

كسى كه به عيب خويش بنگرد از عيوب ديگران منصرف مى شود.

اميرالمؤمنين صلى الله عليه و آله درباره برخورد با گناهكاران، سخن جامعى دارند كه در اينجا نقل مى كنيم:

و انّما ينبغى لاهل العصمة و المصنوع اليهم فى السلامة ان يرحموا اهل الذنوب و المعصية و يكون الشكر هو الغالب عليهم و الحاجز لهم عنهم، فكيف بالعائب الذى عاب اخاً و عيّره ببلواه. اما ذكر موضع ستر اللّه عليه من ذنوبه مما هو اعظم من الذنب الذى عابه به. و كيف يذمه بذنب قد ركب مثله، فان لم يكن ركب ذلك الذنب بعينه فقد عصى اللّه فيما سواه مما هو اعظم منه. و ايم اللّه لئن لم يكن عصاه فى الكبير و عصاه فى الصغير لجرأته على عيب الناس اكبر.

يا عبداللّه، لاتعجل فى عيب احد بذنبه فلعله مغفور له، ولاتأمن على نفسك صغير معصية فلعلّك معذب عليه، فليكفف من علم منكم عيب غيره لما يعلم من عيب نفسه، وليكن الشكر شاغلا له على معافاته ممّا ابتلى به غيره؛ 16

بر كسانى كه گناه ندارند و از سلامت دين برخوردارند، سزاست كه بر گناهكاران و نافرمانان رحمت آرند و شكر اين نعمت بگذارند، چندانكه اين شكرگزارى آنان را مشغول دارد و به گفتن عيب مردمان وا نگذارد. تا چه رسد به عيبجويى كه برادر را نكوهش كند و به آنچه بدان گرفتار است سرزنش كند. آيا به خاطر ندارد كه خدا چگونه براو بخشيد و گناهان او را كه از گناهى كه بدان ديگرى را سرزنش مى كند بزرگتر بود پوشانيد. چگونه او را به گناهى سرزنش مى كند كه خود مانند آن را مرتكب شده است. و اگر چنان گناهى نداشته گناهان ديگرى داشته كه از آن گناه بزرگتر است، و به خدا سوگند اگر گناهى كه كرده بزرگ نيست و گناهى كوچك است ، جرأت او را بر گفتنِ زشتى مردمان، بايد گناهى بزرگتر شمرد. اى بنده خدا در عيب گيرى كسى كه گناهى كرده است شتاب مكن، زيرا اميد مى رود كه آن گناه را بر او ببخشند و بر گناه كوچك خود ايمن مباش ! شايد كه تو را بر آن عذاب كنند، پس اگر از شما كسى عيب ديگرى را دانست، بر زبان نراند به خاطر عيبى كه در نزد خود مى داند. و شكر بركنار ماندن از گناه او را باز دارد از آنكه ديگرى را كه به گناه بزرگتر گرفتار است بيازارد.


يارى و همكارى

اگر انسان مؤمن دل خويش را از بدگمانى پاك سازد و حسد و دروغ و غيبت را به دور اندازد، مى تواند به ديگران يارى رساند و در تعقيب اهداف اجتماع مشاركت كند. بنابراين پاكسازى دل و رفتار از موانع سازگارى با ديگران، مقدمه مناسب براى سازگارى را فراهم مى كند و سازگارى بيشتر مردم با هم، جامعه را يكپارچه به سوى اهداف مشترك، حركت مى دهد. يارى به ديگران و همكارى براى اهداف مشترك هم از لحاظ عقلى پسنديده است و هم دين بر خوبى آن تأكيد بسيار دارد. درباره اهميت يارى مؤمنان امام باقر عليه السلام فرمودند:من بخل بمعونة اخيه المسلم و القيام له فى حاجة، الا ابتلى بالقيام بمعونة من يأثم عليه و لايؤجر؛17

كسى كه در يارى و اقدام به رفع حاجت برادر مسلمانش كوتاهى كند، مبتلا به يارى كسى كه بر او گناه مى كند مى شود و پاداشى نمى يابد.

اهميت اهتمام به امور مسلمين، چنان است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:من اصبح و لايهتم بامور المسلمين فليس بمسلم؛

كسى كه صبح كند و به امور مسلمين اهتمام نكند مسلمان نيست.

و نيز از ايشان روايت شده است:

من قضى لاخيه المؤمن حاجة، فكانما عبداللّه دهره؛

كسى كه نيازى از برادر مؤمنش را برآورد گويا همه عمر خدا را عبادت كرده است. خداوند متعال در قرآن كريم مسلمانان را به همكارى با يكديگر در كارهاى نيك دعوت فرموده است و از آنان خواسته است كه در راه ايمان و آخرت، و براساس تقواى الهى همكارى كنند:وتعاونوا على البرّ و التقوى و لاتعاونوا على الاثم و العدوان؛

و در نيكوكارى و پرهيزكارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدّى دستيار هم نشويد.

منبع: آموزه های بنیادین علم اخلاق؛ محمد فتحعلی خانی؛ مركز جهانی علوم اسلامی؛ ج 2



--------------------------------------------------------------------------------


1 . كشف الريبه عن احكام الغيبة، ص 5.

2 . جامع السعادات، ج 2، ص 304.

3 . حجرات/ 12.

4 . كشف الريبه، ص 11.

5 . همان، ص 9.

6 . جامع السعادات، ج 2، ص 314.

7 . همان، ص 11.

8 . كشف الريبه، ص 19.

9 . همان، ص 20.

10 . جامع السعادات، ج 2، ص 325.

11 . نساء/ 112.

12 . بحار الانوار، ج 75، ص 278.

13 . كشف الريبه، ص 41.

14 . جامع السعادات، ج 2، ص 279.

15 . نهج البلاغه، قصار الحكم، 349.

16 . نهج البلاغه، الخطبه 140.

17 . جامع السعادات، ج 2، ص 235.

نویسنده آقای محمد فتحعلی خانی
بازدید از وبگاه این کاربر سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 5 کاربر به دلیل این ارسال از گل نرگس سپاسگزاری کرده اند.
masgarif, آرام جان, احسان, دوست, روح الله
ارسال مطلب 


دسترسی سریع و کوتاه به بخش های مختلف:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان





 



Copy Right ©  AzhA Group 1389-1393 . All Rights Reserved
MyBB © 2014 MYBB Group & Persian Translation by AzhA
Theme by  Ivgeo Designs  &  Translation by AzhA 
حقوق نشر این وبگاه نزد AzhA محفوظ است
زمان جاری: ۱۳۹۳-۷-۲۸, ۰۲:۴۷ عصر
GTM +3:30