خوش آمدید مهمان گرامی! (وروددرخواست عضویت)
لا اله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلی العظیم
سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع
و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمدلله رب العالمین
كاربر گرامی : جهت دسترسی سریع به امكانات انجمن ، بخش دانلود و گالری از تابلوی زیر استفاده فرمائید
logo
 

 


ارسال مطلب 
 
امتیاز این مطلب
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شرح اعتدال رمز اخلاق و دینداری اسلامی
۱۳۹۱-۶-۱۶
مطلب: #1
شرح اعتدال رمز اخلاق و دینداری اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از نوشتاری از جناب علی كریمیان تحت عنوان "اعتدال"

مقدمه‌
دين‌ جهان‌ شمول‌ اسلام‌، به‌ تمام‌ ابعاد وجودي‌ انسان‌ توجّه‌ دارد ودستورهايش‌، در جهت‌ سعادتمند ساختن‌ انسان‌، با حقيقت‌ و ابعاد وجودي‌ وي‌منطبق‌ است‌؛ زيرا خداوندي‌ كه‌ از تمام‌ ابعاد وجود انسان‌ آگاهي‌ كامل‌ دارد،آن‌ را پديد آورده‌ است‌. يكي‌ از فرمان‌هاي‌ اساسي‌ اسلام‌، توصيه‌ به‌ «اعتدال‌»و «ميانه‌روي‌» در تمام‌ امور است‌. اين‌ دفتر ديدگاه‌ حضرت‌ امير مؤمنان‌علي‌(ع) دربارة‌ اعتدال‌ را بررسي‌ مي‌كند و براي‌ كامل‌ ساختن‌ مباحث‌ از كتاب‌خدا و گفتارهاي‌ ديگر امامان‌ معصوم(س) نيز بهره‌ مي‌گيرد. اميد است‌ مقبول‌خاطر حق‌جويان‌ واقع‌ شود و در جهت‌ گسترش‌ فرهنگ‌ ولايت‌ سودمند باشد.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به جز عالم برزخ به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از فاطمه سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
۱۳۹۱-۶-۱۶
مطلب: #2
RE: شرح اعتدال رمز اخلاق و دینداری اسلامی
فصل‌ اول‌
مفاهيم‌ و كلّيات‌
معناي‌ «اعتدال‌»
واژة‌ «اعتدال‌» به‌ معناي‌ «ميانه‌ روي‌ و ميانه‌ است‌». و با يكي‌ از معاني‌ واژة‌«اقتصاد» در زبان‌ عربي‌ مترادف‌ مي‌نمايد. اين‌ واژه‌، در متون‌ عربي‌ و قرآن‌ وروايات‌، در يك‌ معنا به‌ كار مي‌رود. در مقابل‌، انحراف‌ از اعتدال‌ و گرايش‌ به‌فزون‌ تر «افراط‌» يا «اسراف‌» و گرايش‌ به‌ كم‌تر تفريط‌ خوانده‌ مي‌شود. امام‌علي‌(ع) مي‌فرمايد:

هرچه‌ از حدّ اعتدال‌ خارج‌ شود، اسراف‌ ناميده‌ مي‌شود.

و در خطبه‌ 126 نهج‌البلاغه‌ مي‌فرمايند:

الا و ان‌ اعطاء المال‌ في‌ غير حقه‌ تبذير و اسراف‌.

آگاه‌ باشيد كه‌ بخشيدن‌ مال‌ در غير موردش‌ تبذير و اسراف‌ است‌؛

انساني‌ معتدل‌ است‌ كه‌، افزون‌ بر كارهاي‌ آشكار و بدني‌، در كارهاي‌روحي‌ و قلبي‌اش‌ نيز اعتدال‌ داشته‌ باشد؛ چنان‌ كه‌ حضرت‌ لقمان‌(ع) فرزندش‌را به‌ اعتدال‌ در رفتارهاي‌ آشكار و نهان‌ سفارش‌ مي‌كرد:

در مشي‌ خويش‌ معتدل‌ باش‌.

مي‌توان‌ گفت‌ مراد از «مشي‌»، «روش‌ و رفتار» است‌؛ يعني‌ بايد روش‌ ورفتار انسان‌ در تمام‌ امور اعتدال‌ و ميانه‌ روي‌ باشد.

سفارش‌ به‌ اعتدال‌
در قرآن‌ و روايات‌ معصومان‌(س) سفارش‌ به‌ ميانه‌روي‌ و اعتدال‌ فراوان‌ به‌چشم‌ مي‌خورد. حضرت‌ علي‌(ع) در نامه‌اي‌ به‌ زياد مي‌نويسد:

فَدَع‌ِ الْأِسْرف‌َ مُقْتَصِداً؛ اسراف‌ را كنار بگذار و ميانه‌ روي‌ را پيشه‌ كن‌... .

و حضرت‌ رسول‌ اكرم‌(ص) نيز در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:

أَلتَّوْدَة‌ُ وَ الْاءِقْتِصادُ وَ السَّمْت‌ُ الْحَسَن‌ِ، جُزْءٌ مِن‌ْ أَرْبَعَة‌ٍ وَ عِشْرين‌َ جُزْءً مِن‌َالنُّبُوَّة‌ِ؛ تأنّي‌ و اعتدال‌ و نيكنامي‌ بخشي‌ از بيست‌ و چهار بخش‌پيامبري‌ است‌.

به‌ عبارت‌ ديگر، يكي‌ از لوازم‌ جدايي‌ ناپذير نبوت‌، اعتدال‌ و ميانه‌روي‌است‌ و تا انسان‌ به‌ اين‌ مهم‌ دست‌ نيابد، كارهايش‌ به‌ سرانجام‌ نرسيده‌، براي‌ارتقا به‌ درجات‌ عالي‌ شايستگي‌ نمي‌يابد.

گر همي‌ خواهي‌ كه‌ گيرد كار نورمعتدل‌ مي‌باش‌ در خير الامور

ضرورت‌ اعتدال‌
دليل‌هاي‌ بسيار بر ضرورت‌ اعتدال‌ در زندگي‌ گواهي‌ مي‌دهد. شماري‌ ازاين‌ ادله‌ عبارت‌ است‌ از:

1. مطلوبيت‌ الهي‌
ميانه‌روي‌ در تمام‌ امور مطلوب‌ خداوند است‌. پروردگار افراط‌ و تفريط‌را دوست‌ ندارد و مي‌فرمايد:

كُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا، اِنَّه‌ُ لا يُحِب‌ُّ الْمُسْرِفين‌َ؛ بخوريد و بياشاميد ولي‌اسراف‌ نكنيد كه‌ خداوند اسراف‌ كنندگان‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

حضرت‌ علي‌(ع) نيز مي‌فرمايد:

اِذا أَرادَالله بِعَبْدٍ خَيْراً أَلْهَمَه‌ُ الْاِقْتِصادَ ...؛ اگر خداوند بخواهد به‌ بنده‌اي‌خير رساند، به‌ وي‌ ميانه‌روي‌ را الهام‌ مي‌كند.

از امام‌ صادق‌(ع) نيز چنين‌ روايت‌ شده‌ است‌:

اءِن‌َّ الْقَصْدَ أَمْرٌ يُحِبُه‌ُ اللهُ عَزَّوَجَل‌َّ وَ اءِن‌َّ السَّرْف‌َ أَمْرٌ يُبْغِضُه‌ُ اللهُ عَزَّوَجَل‌ّ ...؛ميانه‌روي‌ امري‌ است‌ كه‌ خداوند ـ عزوجل‌ ـ آن‌ را دوست‌ دارد؛ وزياده‌روي‌ كاري‌ است‌ كه‌ خداوند عزوجل‌ با آن‌ دشمني‌ مي‌ورزد.

لذا از آن‌جا كه‌ توجّه‌ به‌ رضايت‌ خداوند و اسباب‌ آن‌ عقلاً و شرعاًضرورت‌ دارد، بر هر انسان‌ واجب‌ است‌ ميانه‌روي‌ را پيشه‌ كند.

2. شرط‌ ايمان‌ و تقوا
امير مؤمنان‌ علي‌(ع) ضمن‌ اينكه‌ سيره‌ و طريقه‌ معصومان‌ را اعتدال‌ وميانه‌روي‌ دانسته‌ و مي‌گويد:

«طريقتنا القصد؛ راه‌ و سيرة‌ ما بر ميانه‌روي‌ است‌».

ايشان‌ يكي‌ از شرط‌هاي‌ ايمان‌ كامل‌ و تقواي‌ واقعي‌ را ميانه‌روي‌ در تمام‌امور زندگي‌ مي‌داند و مي‌فرمايد:

المُؤْمِن‌ُ سيرَتُه‌ُ القَصْدُ؛ روش‌ و سيرة‌ مؤمن‌ واقعي‌، ميانه‌روي‌ است‌.

آن‌ حضرت‌ همچنين‌ مي‌فرمايد:

فَالْمُتَّقُون‌َ ... مَلْبَسُهُم‌ُ الْاِقتِصادُ؛ پوشش‌ انسان‌هاي‌ پرهيزگار ميانه‌ (ياميانه‌روي‌) است‌.

و شايد مراد از «مَلْبَس‌» تنها لباس‌ ظاهري‌ نبوده‌، تمام‌ شئون‌ زندگي‌ فرد راشامل‌ شود؛ يعني‌ مؤمنان‌ واقعي‌ انسان‌هايي‌ هستند كه‌ ميانه‌روي‌، پوشش‌ وزينت‌ و سيرة‌ عملي‌ آن‌ها است‌. همچنين‌ حضرت‌ در خطبه‌اي‌ ديگر ميانه‌روي‌در هنگام‌ دارايي‌ را از نشانه‌هاي‌ پرهيزكاران‌ مي‌داند و مي‌فرمايد:

فَمِن‌ْ عَلامَة‌ِ أَحَدِهِم‌ْ، اِنَّك‌َ تَري‌ له‌ قَصْداً في‌ غَني‌؛ ... پس‌ علامت‌ يكي‌ ازآن‌ها‌[پرهيزكاران]‌ واقعي اين‌ است‌ كه‌ تو او را در عين‌ دارايي‌ در حالت‌اعتدال‌ مي‌بيني‌.

اين‌ مطالب‌ نشان‌ مي‌دهد انسان‌هاي‌ غير متعادل‌ و غوطه‌ور در منجلاب‌افراط‌ و تفريط‌ هرگز در جرگة‌ انسان‌هاي‌ مؤمن‌ واقعي‌ وارد نمي‌شوند و براي‌ورود بدين‌ قلمرو ـ كه‌ مقامي‌ بس‌ رفيع‌ است‌ ـ جز ميانه‌روي‌ چاره‌اي‌ نيست‌.

بار ارزشي‌ «اعتدال‌»
آيا اسراف‌ هميشه‌ و در همة‌ امور ممنوع‌ و ناپسند است‌ و به‌ خشم‌ پروردگارمي‌انجامد؟

امير مؤمنان‌ علي‌(ع) در پاسخ‌ بدين‌ پرسش‌ مي‌فرمايد:

اَلْاِسْراف‌ُ مَذْمُوم‌ٌ في‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ اءِلّا في‌ اَفْعال‌ِ الْبِرِّ؛ اسراف‌ در هر چيزي‌ناپسند و بد است‌ جز در كارهاي‌ خير.

در اين‌ جا، پرسشي‌ ديگر رخ‌ مي‌نمايد: آيا از نظر اسلام‌، ما به‌ رعايت‌اعتدال‌ در امور خير ملزم‌ نيستيم‌ و بي‌هيچ‌ قيد و شرطي‌ مي‌توانيم‌ اسراف‌ كنيم‌؟به‌ عبارت‌ ديگر از جمله‌ امور خير، عبادت‌ خداوند و يا ايثار و انفاق‌ در راه‌خداوند مي‌باشد، آيا از نظر اسلام‌، ما ملتزم‌ به‌ رعايت‌ اعتدال‌ در اين‌ قبيل‌ امورنيستيم‌؟

در پاسخ‌ بدين‌ پرسش‌ بايد موارد گونه‌گون‌ را تفكيك‌ كرد:

در خصوص‌ عبادات‌ به‌ دو شكل‌ مي‌توان‌ پاسخ‌ داد:

1. از يك‌ منظر اسلام‌ هرگز اجازه‌ نمي‌دهد ما با پرداختن‌ به‌ عبادتي‌ خاص‌،نظام‌ زندگي‌ خويش‌ و ديگران‌ را مختل‌ سازيم‌. با اين‌ ديدگاه‌، براي‌عباداتي‌ خاص‌ مانند نماز نيز حدّ اعتدال‌ لحاظ‌ شده‌ است‌ و زياده‌روي‌ درآن‌ ناپسند است‌.

2. لكن‌ مي‌توان‌ عبادت‌ را چنان‌ تعريف‌ كرد كه‌ اسراف‌ در آن‌ ماية‌ استكمال‌نفس‌ و شكوفايي‌ آن‌ شود و نه‌ نابودي‌ آن‌. بر اين‌ اساس‌، عبادت‌ عبارت‌است‌ از «اجتماع‌ حُسن‌ فاعلي‌ و حسن‌ فعلي‌»؛ به‌ عبارت‌ ديگر، «عبادت‌يعني‌ هر كار خيري‌ كه‌ با انگيزه‌هاي‌ متعالي‌ شرعي‌ (ورود به‌ بهشت‌، عدم‌ورود به‌ جهنم‌ و در مرتبة‌ بالاتر، رضاي‌ الهي‌) انجام‌ شود. در اين‌ صورت‌،تمام‌ اعمال‌ نيكي‌ كه‌، با اين‌ هدف‌ انجام‌ گيرد عبادت‌ شمرده‌ مي‌شود وموجب‌ سعادت‌ و استكمال‌ نفس‌ است‌ نه‌ عامل‌ زيان‌ به‌ فرد و جامعه‌.

و در خصوص‌ مواردي‌ همچون‌ ايثار و انفاق‌ بايد گفت‌، خروج‌ از اعتدال‌نامطلوب‌ و ممنوع‌ است‌. در قرآن‌ كريم‌ مي‌خوانيم‌:

‌[عبادالرحمن] كساني‌اند كه‌ چون‌ انفاق‌ مي‌كنند اسراف‌ نكنند و بخل‌نورزند و ميان‌ اين‌ دو معتدل‌ باشند.

آية‌ مذكور از سويي‌ افراط‌ در انفاق‌ و از سوي‌ ديگر، تفريط‌ و بخل‌ در آن‌را ممنوع‌ مي‌داند؛ يعني‌ ما موظفيم‌ در انفاق‌ راه‌ اعتدال‌ بپيماييم‌ و خود وخانواده‌ را با مشكل‌ روبه‌رو نسازيم‌. اعتدال‌ و اصل‌ انفاق‌ با يكديگر تعارض‌ندارند. و انفاق‌ اگر در حدّ اعتدال‌ باشد، مطلوب‌ است‌ و به‌ تنگدستي‌نمي‌انجامد.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به جز عالم برزخ به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از فاطمه سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
۱۳۹۱-۶-۱۶
مطلب: #3
RE: شرح اعتدال رمز اخلاق و دینداری اسلامی
فصل‌ دوم‌

گسترة‌ اعتدال‌
اعتدال‌ از مهم‌ترين‌ اصول‌ اسلام‌، براي‌ زندگي‌ بهتر، به‌ شمار مي‌آيد.خداوند اين‌ اصل‌ را سبب‌ تفاوت‌ مسلمانان‌ با ديگران‌ و ماية‌ برتري‌ آن‌هامي‌داند:

وَكَذلِك‌َ جَعَلْناكُم‌ْ اُمَّة‌ً وسطاً لِتَكُونْوا شُهَدء عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ يَكُون‌ الرسول‌عَلَيْكُم‌ْ شَهيداً؛ همان‌ گونه‌ ‌[كه‌ قبلة‌ شما، قبله‌اي‌ ميانه‌ است] شما رانيز امتي‌ ميانه‌ قرار داديم‌ (در حدّ اعتدال‌، ميان‌ افراط‌ و تفريط‌) تا برمردم‌ گواه‌ باشيد و پيامبر نيز بر شما گواه‌ باشد.

در واقع‌ قرآن‌ در صدد است‌ يك‌ تصوير كلّي‌ را از تمام‌ برنامه‌هاي‌ اسلام‌معرفي‌ كرده‌ و بگويد همانگونه‌ كه‌ قبلة‌ مسلمانان‌ يك‌ قبلة‌ ميانه‌ است‌، تمام‌برنامه‌ها و تعليمات‌ اسلام‌ نيز اين‌ گونه‌ بوده‌ و اصل‌ تعادل‌ در تمام‌ امور موردتأكيد و تأييد اين‌ شريعت‌ مي‌باشد.

حضرت‌ اميرالمؤمنين‌ علي‌(ع) به‌ عنوان‌ الگويي‌ تمام‌ عيار براي‌ بشريت‌،مظهر بروز اين‌ اصل‌ بودند. هنگامي‌ كه‌ از جهاد و امور رزمي‌ با دشمن‌ فارغ‌مي‌شدند، به‌ تعليم‌ و تربيت‌ افراد و قضاوت‌ بين‌ آن‌ها مي‌پرداختند، و وقتي‌ دراين‌ مورد نيز كارش‌ پايان‌ مي‌يافت‌، در باغچة‌ خود به‌ كارهاي‌ دستي‌ (مانندبيل‌ زني‌ و نهركندن‌ و آب‌ از چاه‌ كشيدن‌ و آبياري‌ نمودن‌ و ...) مي‌پرداخت‌، وهمراه‌ اين‌ كارها ذكر خدا مي‌گفت‌ و هيچگاه‌ اشتغال‌ به‌ كارها او را از ياد خداغافل‌ نمي‌ساخت‌.

سيره‌ علمي‌ و عملي‌ ائمه‌(س) به‌ خوبي‌ حاكي‌ از توجّه‌ اسلام‌ به‌ تمام‌ جوانب‌و ابعاد زندگي‌ (اعم‌ از فردي‌ و اجتماعي‌) و سفارش‌ به‌ اعتدال‌ در آن‌هاست‌ واز تك‌ بُعدي‌ بودن‌ و پرداختن‌ بيش‌ از حدّ به‌ بخشي‌ از جوانب‌ يا كم‌ توجهي‌ به‌آن‌ شديداً نهي‌شده‌ است‌.

حال‌ با ذكر اين‌ مقدمه‌ به‌ بيان‌ گستره‌ اعتدال‌ در ابعاد مختلف‌ زندگي‌ انساني‌مي‌پردازيم‌:

1. در اصول‌ اعتقادي‌
در عقايد اسلامي‌ غلو، شرك‌، جبر، تفويض‌، تشبيه‌، تعطيل‌ و ... يافت‌نمي‌شود. لذا مسلمان‌ بايد، براي‌ رستگار شدن‌، باورهايي‌ تهي‌ از افراط‌ وتفريط‌ داشته‌ باشد. امير مؤمنان‌ علي‌(ع) با اين‌ نوع‌ از افراط‌ و تفريط‌ها به‌شدت‌ مبارزه‌ مي‌كرد. در عهد خلافت‌ علي‌(ع) نخستين‌ كسي‌ كه‌ دربارة‌ آن‌حضرت‌ غلوّ كرد، «عبدالله بن‌سبا» بود. علي‌(ع) خواست‌ او را كيفر دهد و به‌قتل‌ رساند؛ ولي‌ گروهي‌ از اصحاب‌، از جمله‌ «عبدالله بن‌عباس‌»، او راباز داشتند و با مطرح‌ كردن‌ توبة‌ ابن‌سبا خواستار عفوش‌ شدند.

افزون‌ بر اين‌، وقتي‌ علي‌(ع) از جنگ‌ جمل‌ فراغت‌ يافت‌، 70 تن‌ از طائفه‌«زُط‌» نزدش‌ شتافتند و ضمن‌ سلام‌ به‌ زبان‌ محلّي‌ سخن‌ گفتند. حضرت‌ به‌ زبان‌محلي‌ با آن‌ها گفت‌ و گو كرد و فرمود: اعتقاد شما دربارة‌ من‌ درست‌ نيست‌.من‌ آفريدة‌ خدايم‌. آنان‌ گفتند: تو خدايي‌!!

علي‌(ع) فرمود: اگر از اعتقادتان‌ دست‌ نشوييد كيفرتان‌ مرگ‌ است‌. آن‌هاهمچنان‌ بر گفتار خويش‌ پاي‌ فشردند.

امام‌(ع) فرمان‌ داد چاه‌هايي‌ متصل‌ به‌ يكديگر كندند. آنگاه‌ آن‌ها را درچاه‌ها افكندند. در چاهي‌ ديگر آتش‌ افروخت‌ و آن‌ها را با دود كيفر داد تاجان‌ سپردند.

همچنين‌ اميرالمؤمنين‌(ع) در حديث‌ چهارصد خصلت‌ فرمود:

از غلو در حق‌ّ ما بپرهيزيد، ما را بندگان‌ دست‌ پروردة‌ خدا دانيد وديگر هر چه‌ خواهيد در فضل‌ ما بگوييد.

اصبغ‌ بن‌ نباته‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ اميرالمؤمنين‌(ع) فرمود:

من‌ از غلات‌ بيزارم‌ چنانكه‌ عيسي‌بن‌مريم‌ از نصاري‌، خداوندا! براي‌هميشه‌ آنها را واگذار، و احدي‌ از آنها را نصرت‌ مده‌.

2. در مناسك‌ و عبادات‌ استحبابي‌
گاه‌ مشاهده‌ مي‌شود افرادي‌ در توجّه‌ به‌ عبادات‌ مستحبي‌، از حدّ اعتدال‌فراتر مي‌روند. بايد دانست‌ زياده‌روي‌ در اين‌ قبيل‌ عبادات‌ مانند كوتاهي‌ درآن‌ها زيانبار است‌ و مي‌تواند به‌ هلاكت‌ دنيوي‌ و اخروي‌ بينجامد. زياده‌روي‌در عبادت‌ سبب‌ خستگي‌ و ملالت‌ خاطر مي‌گردد و مقدمات‌ گريز از آن‌ راپديد مي‌آورد. حضرت‌ علي‌(ع) در وصاياي‌ خود به‌ امام‌ حسن‌ مجتبي‌(ع)مي‌فرمايد:

وَاقْتَصِدْ ي بُنَي‌َّ في‌ مَعيشَتِك‌َ وَ اْقتَصدْ في‌ عِبادَتِك‌َ وَ عَلَيْك‌َ فيه بِالْأَمْرِ الدّائِم‌ِاَلَّذي‌ تُطيقُه‌ُ؛ فرزند عزيزم‌، در تلاش‌ معاش‌ و انجام‌ دادن‌ عبادات‌ميانه‌رو و معتدل‌ باش‌ و از زياده‌روي‌ بپرهيز.در اين‌ امر، به‌ اندازه‌اي‌ كه‌توان‌ داري‌، پيوسته‌ كوشا باش‌.

و همچنين‌ در وصيت‌ خويش‌ به‌ كميل‌ ـ رضوان‌ الله عليه‌ ـ مي‌فرمايد:

يا كُميل‌ُ لا رُخْصَة‌َ في‌ فَرْض‌ٍ وَ ل شِدَّة‌َ في‌ نافِلَة‌ٍ؛ اي‌ كميل‌ در موردواجبات‌ شرعيه‌ كوتاهي‌ روا نيست‌ [لكن‌] نبايد در امور مستحبي‌ شدّت‌عمل‌ به‌ خرج‌ داد.

و خطاب‌ به‌ حارث‌ همداني‌ مي‌نويسد:

در عبادت‌، نفس‌ خود را مدارا كن‌ و توان‌ و نشاط‌ آن‌ را محاسبه‌ نما، اءل در عبادت‌ واجب‌ كه‌ هيچ‌ گريزي‌ از انجام‌ آن‌ها نيست‌.

مراد حضرت‌ در اينجا بيان‌ يك‌ قاعدة‌ كلي‌ است‌ و آن‌ اينكه‌ انسان‌ هر قدرعبادت‌ خالق‌ خويش‌ نمايد، خداوند خسته‌ و ملول‌ نمي‌شود چرا كه‌ اساساًخسته‌ شدن‌ در حق‌ّ خداوند معنا ندارد، ولي‌ كثرت‌ عبادت‌ براي‌ برخي‌ انسان‌هاكه‌ در درجات‌ عالي‌ و منحصر به‌ فرد و ايده‌آل‌ نيستند، مي‌تواند موجب‌ ملال‌ ورخوت‌ و سستي‌ و در نهايت‌ موجب‌ ترك‌ عبادت‌ شود.

رهرو آن‌ نيست‌ كه‌ گه‌ تند و گهي‌خسته‌ رودرهرو آن‌ است‌ كه‌ آهسته‌ و پيوسته‌ رود

لذا اميرالمؤمنين‌(ع) مي‌فرمايد:

قَليل‌ٌ مِن‌ْ عَمَل‌ٍ مَدُوم‌ٍ عَلَيْه‌ِ خَيْرٌ مِن‌ْ عَمَل‌ٍ كَثيرٍ مملول‌ منه‌؛ عمل‌ كمي‌ كه‌ برآن‌ مداومت‌ شود بهتر از عمل‌ زيادي‌ است‌ كه‌ ملال‌ آور باشد.

مضافاً به‌ اينكه‌ افراط‌ در عبادت‌ نه‌ تنها سبب‌ زدگي‌ افراد از اين‌ اعمال‌مي‌شود؛ بلكه‌ گاهي‌ اساس‌ ايمان‌ را نيز نابود مي‌سازد.

امام‌ صادق(ع) در حكايتي‌ مي‌فرمايند:

دو همسايه‌ ـ كه‌ يكي‌ مسلمان‌ و ديگري‌ نصراني‌ بود ـ گاهي‌ باهم‌ راجع‌به‌ اسلام‌ سخن‌ مي‌گفتند. مسلمان‌ ـ كه‌ مردي‌ عابد و متديّن‌ بود ـ آنقدراز اسلام‌ توصيف‌ و تعريف‌ كرد كه‌ همساية‌ نصراني‌اش‌ به‌ اسلام‌متمايل‌ شد و قبول‌ اسلام‌ كرد. شب‌ فرا رسيد، هنگام‌ سحر بود. كه‌نصراني‌ تازه‌ مسلمان‌ ديد در خانه‌اش‌ را مي‌كوبند. متحيّر و نگران‌پرسيد: كيستي‌؟

از پشت‌ در صدا بلند شد: من‌ فلان‌ شخصم‌ و خودش‌ را معرفي‌ كرد.همان‌ همساية‌ مسلمانش‌ بود كه‌ به‌ دست‌ او به‌ اسلام‌ تشرّف‌ حاصل‌كرده‌ بود. ]پرسيد:[ در اين‌ وقت‌ شب‌ چه‌ كار داري‌؟ زود وضو بگير وجامه‌ بپوش‌ كه‌ برويم‌ مسجد براي‌ نماز. تازه‌ مسلمان‌ براي‌ اولين‌ بار درعمرش‌ وضو گرفت‌ و به‌ دنبال‌ رفيق‌ مسلمانش‌ روانة‌ مسجد شد. هنوز تا طلوع‌ صبح‌ خيلي‌ باقي‌ بود. موقع‌ نافلة‌ شب‌ بود، آن‌ قدر نمازخواندند تا سپيده‌ دميد و موقع‌ نماز صبح‌ رسيد.

نماز صبح‌ را خواندند و مشغول‌ دعا و تعقيب‌ بودند كه‌ هوا كاملاً روشن‌شد. تازه‌ مسلمان‌ حركت‌ كرد كه‌ برود به‌ منزلش‌، رفيقش‌ گفت‌: كجامي‌روي‌؟ [پاسخ‌ داد] مي‌خواهم‌ به‌ خانه‌ام‌ برگردم‌. فريضة‌ صبح‌ را كه‌خوانديم‌ ديگر كاري‌ نداريم‌. [مسلمان‌ گفت‌:] كمي‌ صبر كن‌ و تعقيب‌نماز بخوان‌ تا خورشيد طلوع‌ كند. بسيار خوب‌. تازه‌ مسلمان‌ نشست‌ وآن‌ قدر ذكر خدا كرد تا خورشيد طلوع‌ كرد. برخاست‌ كه‌ برود. رفيق‌مسلمانش‌ قرآني‌ به‌ او داد گفت‌: فعلاً مشغول‌ تلاوت‌ قرآن‌ باش‌ تاخورشيد بالا بيايد؛ و من‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ امروز نيّت‌ روزه‌ كن‌؛ نمي‌داني‌روزه‌ چقدر ثواب‌ و فضيلت‌ دارد؟

كم‌كم‌ نزديك‌ ظهر شد و گفت‌: صبر كن‌ چيزي‌ به‌ ظهر نمانده‌، نماز ظهررا در مسجد بخوان‌. نماز ظهر خوانده‌ شد. به‌ او گفت‌: صبر كن‌ طولي‌نمي‌كشد كه‌ وقت‌ فضيلت‌ نماز عصر مي‌رسد، آن‌ را هم‌ در وقت‌فضيلتش‌ بخوانيم‌. بعد از خواندن‌ نماز عصر گفت‌: چيزي‌ از روزنمانده‌. او را نگاه‌ داشت‌ تا وقت‌ نماز مغرب‌ رسيد. تازه‌ مسلمان‌ بعد ازنماز مغرب‌ حركت‌ كرد كه‌ برود افطار كند. رفيق‌ مسلمانش‌ گفت‌: يك‌نماز بيش‌تر باقي‌ نمانده‌ و آن‌ نماز عشا است‌. صبر كن‌. در حدود يك‌ساعت‌ از شب‌ گذشته‌، وقت‌ نماز عشا (وقت‌ فضيلت‌) رسيد و نمازعشا هم‌ خوانده‌ شد. تازه‌ مسلمان‌ حركت‌ كرد و رفت‌. شب‌ دوم‌ هنگام‌سحر بود كه‌ باز صداي‌ در را شنيد پرسيد: كيست‌؟ من‌ فلان‌ شخص‌همسايه‌ات‌ هستم‌. زود وضو بگير و جامه‌ بپوش‌ كه‌ به‌ اتفاق‌ هم‌ به‌مسجد برويم‌. تازه‌ مسلمان‌ پاسخ‌ داد: من‌ همان‌ ديشب‌ كه‌ از مسجدبرگشتم‌ از اين‌ دين‌ استعفا كردم‌، برو يك‌ آدم‌ بيكارتر از من‌ پيدا كن‌ كه‌كار نداشته‌ باشد و وقت‌ خود را بتواند در مسجد بگذارند. من‌ آدم‌ فقيرو عيالمندم‌، بايد دنبال‌ كار و كسب‌ و روزي‌ بروم‌.

امام‌ صادق(ع) بعد از آن‌ كه‌ اين‌ حكايت‌ را براي‌ اصحاب‌ و يارانش‌ نقل‌ كرد،فرمود:

به‌ اين‌ ترتيب‌، آن‌ مرد عابد سختگير، بيچاره‌اي‌ را كه‌ وارد اسلام‌ كرده‌بود، خودش‌ از اسلام‌ بيرون‌ كرد. بنابراين‌، شما هميشه‌ متوجّه‌ اين‌حقيقت‌ باشيد كه‌ بر مردم‌ تنگ‌ نگيريد، اندازه‌ و طاقت‌ و توانايي‌ مردم‌را در نظر بگيريد ...

3. در برنامه‌هاي‌ اخلاقي‌
مسائل‌ اخلاقي‌، به‌ علت‌ حسّاسيّت‌ و پيچيدگي‌ بسيار؛ به‌ برنامه‌اي‌ دقيق‌ وحساب‌ شده‌ نيازمند است‌. آيين‌ اسلام‌ راه‌ حل‌ اساسي‌ خود براي‌ زندگي‌ مادي‌و معنوي‌ را در گسترة‌ اخلاق‌ نيز معتبر مي‌شمارد و اخلاقي‌ مبتني‌ بر اعتدال‌ رامورد توجه‌ قرار مي‌دهد.

همه‌ اخلاق‌ نيكو در ميانه‌ است‌كه‌ از افراط‌ و تفريطش‌ كرانه‌ است‌

از آنجا كه‌ جايگاه‌ و موقف‌ فضايل‌ يا رذايل‌ اخلاقي‌، قلب‌ انسان‌ مي‌باشد،اميرالمؤمنين‌ علي‌(ع) ضمن‌ اينكه‌ قلب‌ آدمي‌ را واجد خلقتي‌ بس‌ عجيب‌ وشگفت‌آور مي‌داند، در جهت‌ بهسازي‌ و ساماندهي‌ تمايلات‌ آن‌، سيرة‌ اعتدال‌را تجويز نموده‌، مي‌فرمايد:

در اين‌ كانون‌ تمايلات‌ عاطفي‌، مجموعه‌اي‌ از خواهش‌هاي‌ حكيمانه‌ وتمايلاتي‌ ضد آن‌ها گرد آمده‌ است‌، اگر اميدوار شود تمنّاي‌ طمع‌خوارش‌ مي‌سازد، اگر ميل‌ به‌ آز و طمع‌ در ضميرش‌ جنبش‌ كند،خواهش‌ حرص‌ تباهش‌ مي‌نمايد، اگر نااميد گردد اندوه‌ و غم‌ او رامي‌كشد، اگر حالت‌ غضب‌ بر وي‌ دست‌ دهد به‌ شدّت‌ خشمگين‌مي‌گردد، اگر خشنود شود خودداري‌هاي‌ لازم‌ را فراموش‌ مي‌كند، اگردچار خوف‌ و هراس‌ شود در جستجوي‌ راه‌ نجات‌، حيرت‌ زده‌ ومبهوت‌ مي‌گردد، اگر در امنيّت‌ و گشايش‌ قرار گيرد غفلت‌ و ناداني‌ آن‌را از كفَش‌ مي‌ربايد، اگر به‌ مصيبتي‌ دچار شود بي‌تابي‌ رسوايش‌مي‌كند، اگر مالي‌ به‌ دست‌ آورد توانگري‌ به‌ طغيانش‌ وا مي‌دارد، اگر فقرو تهيدستي‌ آزارش‌ دهد گرفتار بلا مي‌شود، اگر گرسنگي‌ بر او فشارآورد ناتواني‌، زمين‌ گيرش‌ مي‌كند، اگر در خوردن‌ زياده‌ روي‌ كند فشارشكم‌ ناراحتش‌ مي‌سازد، پس‌ هر كوتاهي‌ و كندروي‌ در تمايلات‌، براي‌بشر زيان‌ آور است‌ و هر افراط‌ و تندروي‌ نيز ماية‌ فساد و تباهي‌ است‌.

4. در مسائل‌ خانوادگي‌
مسائل‌ خانواده‌ بسيار است‌. ارتباط‌ پدر و مادر با يكديگر و با فرزندان‌،ارتباط‌ با بستگان‌، آموزش‌ و پرورش‌ فرزندان‌، مديريت‌ خانواده‌ و اقتصادشماري‌ از اين‌ مسأله‌ها است‌. اسلام‌، در همة‌ اين‌ عرصه‌ها، مردم‌ را به‌ ميانه‌روي‌فرا مي‌خواند؛ براي‌ مثال‌ امام‌ باقر(ع) در بارة‌ نيكي‌ به‌ فرزندان‌ مي‌فرمايد:

شَرُّ الْآباءِ مَن‌ْ دَعاه‌ُ الْبِرُّ اءِلَي‌ الْاءِفْراط‌ِ؛ بدترين‌ پدران‌ كساني‌ هستند كه‌ درنيكي‌ به‌ فرزندان‌ خود افراط‌ مي‌كنند و بيش‌ از حدّ به‌ آنان‌ مهر مي‌ورزند.

محبّت‌ بيش‌ از حدّ مي‌تواند به‌ گستاخي‌ و سوء استفاده‌ كودكان‌ و تباهي‌آيندة‌ آن‌ها انجامد. صائب‌ تبريزي‌ مي‌گويد:

نرمي‌ ز حدّ مبر كه‌ چو دندان‌ مار ريخت‌هر طفل‌ ني‌ سوار كند تازيانه‌اش‌

افزون‌ بر اين‌، كودك‌ پرورش‌ يافته‌ در ساية‌ محبت‌، سخت‌ شكننده‌ است‌ ونمي‌تواند در مقابل‌ مشكلات‌ و نابساماني‌هاي‌ اجتماعي‌ مقاومت‌ كند. از سوي‌ديگر، خرده‌گيري‌ بيش‌ از حدّ مي‌تواند زمينة‌ سرپيچي‌ و سركشي‌ فرزندان‌ رافراهم‌ آورد. حضرت‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

أَلْاءِفْرط‌ُ في‌ِ الْمَل مَة‌ِ يَشُب‌ُّ نر اللَّجاجَة‌ِ؛ زياده‌روي‌ در ملامت‌ و توبيخ‌،آتش‌ لجاجت‌ را برمي‌افروزد.

سعدي‌ نيز، با الهام‌ از آموزه‌هاي‌ اسلام‌، بر ميانه‌روي‌ در به‌كار گيري‌ مهر وقهر پاي‌ مي‌فشارد:

درشتي‌ و نرمي‌ به‌ هم‌ در به‌ است‌چو فاصد كه‌ جرّاح‌ و مرهم‌ نه‌ است‌

درشتي‌ نگيرد خردمند پيش‌نه‌ سُستي‌ كه‌ ناقص‌ كند قدر خويش‌

نه‌ مر خويشتن‌ را فزوني‌ نهدنه‌ يكباره‌ تن‌ در مذلت‌ دهد

5 . در برنامه‌هاي‌ اجتماعي‌
انسان‌ در برابر رخدادهاي‌ اجتماعي‌ و كردار مردم‌ پيرامونش‌ مسؤول‌ است‌و نبايد تنها به‌ منافع‌ خويش‌ بينديشد. توجّه‌ به‌ دردهاي‌ اجتماعي‌، محتواي‌بسياري‌ از آموزه‌هاي‌ ديني‌ مانند انفاق‌، ايثار، امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكرو ... است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ امير المؤمنين‌ علي‌(ع) مي‌فرمايند:

اي‌ فرزند آدم‌ هر چه‌ بيش‌ از مقدار نيازت‌ به‌ دست‌ آوري‌ خزانه‌دارديگران‌ خواهي‌ بود.

امام‌ صادق(ع) به‌ ابان‌ بن‌تغلب‌ فرمود:

آيا چنان‌ مي‌پنداري‌ عطاي‌ بسيار خداوند به‌ انسان‌ نشان‌ دهندة‌ ارزش‌ وعزت‌ وي‌ نزد خداوند است‌ و محروميت‌ از نعمت‌ بر خوار بودن‌ فردنزد پروردگار گواهي‌ مي‌دهد، هرگز چنين‌ نيست‌. حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌مال‌، مال‌ خداوند است‌ و آن‌ را به‌ امانت‌ به‌ ثروتمند سپرده‌ است‌. او به‌امانت‌ داران‌ اجازه‌ داده‌ از مال‌ وي‌ در راه‌ تأمين‌ غذا، لباس‌، انتخاب‌همسر و تهيّة‌ مركب‌ به‌قدر معتدل‌ و در خور شأن‌ خويش‌ استفاده‌ كنند.ثروتمندان‌ بايد آنچه‌ از مصرف‌ برون‌ از افراط‌ و تفريطشان‌ باقي‌مي‌ماند به‌ مسلمانان‌ مستمند و از كار افتاده‌ باز گردانند و بدين‌ وسيله‌پراكندگي‌ آنان‌ را از ميان‌ ببرند. اگر كسي‌ در مال‌ خداوند چنين‌ مشروع‌و معتدل‌ تصرف‌ كند، آنچه‌ بهره‌ برداري‌ كرده‌، بر وي‌ حلال‌ است‌؛ واگر راهي‌ جز اين‌ پيش‌گيرد و بيش‌ از اندازه‌ در آن‌ تصرف‌ كند، ناروا وحرام‌ است‌. اسراف‌ نكنيد كه‌ خداوند مسرفان‌ را دوست‌ ندارد.

لكن‌ ناگفته‌ پيداست‌ در رسيدگي‌ به‌ نيازمندان‌ نيز بايد جانب‌ اعتدال‌ را نگاه‌ داشت‌.

يك‌ نفر از مسلمانان‌ فوت‌ كرد. پيغمبر(ص) رفت‌ و بر او نماز خواند.پس‌ از آن‌ پرسيد: چند بچه‌ دارد؟ و چه‌ چيزي‌ براي‌ آن‌ها به‌ ارث‌گذاشته‌ است‌؟ جواب‌ دادند: يا رسول‌الله، مقداري‌ ثروت‌ داشت‌؛ امّاقبل‌ از مردن‌ همه‌ را در راه‌ خدا داد.

فرمود: اگر اين‌ را قبلاً گفته‌ بوديد، من‌ بر اين‌ آدم‌ نماز نمي‌خواندم‌؛زيرا بچه‌هاي‌ گرسنه‌ و (بي‌ چيز) را در اجتماع‌ رها كرده‌ است‌.

پس‌ انفاق‌ بايد در حدّ اعتدال‌ صورت‌ گيرد و انسان‌ در برابر افراط‌ و تفريط‌در انفاق‌ نيز مسؤول‌ است‌. قرآن‌ كريم‌ در اين‌ خصوص‌، مي‌فرمايد.

وَالّذين‌َ اءِذا أَنْفَقُوا لَم‌ْ يَقْتُرُوا، وَ كان‌َ بَيْن‌َ ذلِك‌َ قِوماً؛]بندگان‌ رحمان‌[كساني‌اند كه‌ چون‌ انفاق‌ مي‌كنند اسراف‌ روا نمي‌دارند و بخل‌نمي‌ورزند و ميان‌ اين‌ دو معتدل‌ باشند.

از حضرت‌ رسول‌(ص) نيز چنين‌ روايت‌ شده‌ است‌:

خدا رحمت‌ كند كسي‌ را كه‌ روزي‌ حلال‌ به‌ دست‌ آورد و به‌ اعتدال‌خرج‌ كند و مازاد آن‌ را براي‌ روز نيازمندي‌اش‌ پيش‌ فرستد. [انفاق‌ كنديا صدقه‌ دهد يا در امر خير ديگر صرف‌ كند].

و به‌ قول‌ فردوسي‌:

ز كار زمانه‌ ميانه‌ گزين‌چو خواهي‌ كه‌ يابي‌ ز خلق‌ آفرين‌

كسي‌ گو ميانه‌ گزيند زكارپسند آيدش‌ گردش‌ روزگار

ستوده‌ كسي‌ كو ميانه‌ گزيدتن‌ خويش‌ را آفرين‌ گستريد

چو داري‌ به‌ دست‌ اندرون‌ خواسته‌زر و سيم‌ و اسبان‌ آراسته‌

هزينه‌ چنان‌ كن‌ كه‌ بايدت‌ كردنبايد فشاند و نبايد فشرد

6 . در توجّه‌ به‌ دنيا
اسلام‌ نه‌ دنيا گرايي‌ كامل‌ يهود را مي‌پذيرد و نه‌ آخرت‌ گرايي‌ كامل‌مسيحيت‌ را تأييد مي‌كند. در اين‌ آيين‌، دنيا مقدمة‌ آخرت‌ است‌ و بايد به‌گونه‌اي‌ مناسب‌ آخرت‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد. امام‌ صادق(ع) مي‌فرمايد:تلاش‌ تو در راه‌ كسب‌ معاش‌ بايد از كردار مسامحه‌ گري‌ كه‌ بر اثر سستي‌، حق‌كار را ضايع‌ كرده‌است‌ فراتر باشد؛ و از كردار آزمندي‌ كه‌ به‌ افراط‌ گراييده‌ به‌جاي‌ فضايل‌ انساني‌ و عالي‌ معنوي‌ تنها به‌ دنياي‌ خويش‌ شادمان‌ است‌ و باوجود آن‌ خود را مطمئن‌ و آرام‌ احساس‌ مي‌كند، پايين‌تر نمايد.

حضرت‌ علي‌(ع) به‌ عيادت‌ علاء بن‌زياد حارثي‌ شتافت‌. وقتي‌ وسعت‌خانه‌اش‌ را مشاهده‌ كرد، فرمود: خانه‌اي‌ به‌ اين‌ وسعت‌ در دنيا براي‌ چه‌مي‌خواهي‌ با آن‌ كه‌ در آخرت‌ بيش‌تر به‌ آن‌ نيازمندي‌؟ اگر بخواهي‌ درآخرت‌ هم‌ به‌ خانة‌ وسيع‌ دست‌ يابي‌، در اين‌ جا مهمان‌ نوازي‌ كن‌، صلة‌رحم‌ به‌ جا آور و حقوق‌ مادي‌ و معنوي‌ ديگران‌ را بپرداز.

علاء عرض‌ كرد: از برادرم‌ عاصم‌ شاكي‌ام‌.

فرمود: چرا؟

عرض‌ كرد؛ از دنيا كناره‌گيري‌ كرده‌ است‌. آن‌ جناب‌ فرمود: او رابياورند. عاصم‌ شرفياب‌ شد.

فرمود: اي‌ دشمن‌ نفس‌ خود، شيطان‌ گمراهت‌ ساخته‌ است‌. بر خانواده‌و فرزندانت‌ رحم‌ نمي‌كني‌؟ چنان‌ مي‌پنداري‌ كه‌ پروردگار از مصرف‌آنچه‌ برايت‌ مباح‌ ساخته‌، ناخشنود مي‌شود؟ ...

عاصم‌ گفت‌: پس‌ چرا شما لباس‌ خشن‌ مي‌پوشيد و غذاي‌ ساده‌ وغيرلذيذ مي‌خوريد؟

فرمود: من‌ مانند تو نيستم‌. خدا بر پيشوايان‌ لازم‌ كرده‌ خود را شبيه‌تنگدستان‌ قرار دهند تا فقر و تنگدستي‌ بر فقرا دشوار نباشد و بدين‌وسيله‌ آرامش‌ خاطر يابند.

همچنين‌ انسان‌ موظف‌ است‌ در مصرف‌ منابع‌ طبيعي‌ و ملّي‌ ميانه‌روي‌ پيشه‌سازد. در كتاب‌هاي‌ روايي‌، چنين‌ آمده‌ است‌: روزي‌ حسن‌ بصري‌ كنار رودفرات‌ خدمت‌ حضرت‌ علي‌(ع) ايستاده‌ بود. ظرفي‌ آب‌ برداشت‌، آشاميد وآنچه‌ باقي‌ ماند بر زمين‌ ريخت‌. حضرت‌ فرمود: در اين‌ كار اسراف‌ كردي‌؛زيرا آب‌ را بر زمين‌ ريختي‌ و به‌ رود باز نگرداندي‌.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به جز عالم برزخ به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از فاطمه سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
۱۳۹۱-۶-۱۶
مطلب: #4
RE: شرح اعتدال رمز اخلاق و دینداری اسلامی
فصل‌ سوم‌
فوائد اعتدال‌
اعتدال‌ و ميانه‌ روي‌ در زندگي‌ آثار و فوائد بسياري‌ دارد كه‌ در زير به‌برخي‌ از آن‌ها اشاره‌ مي‌نماييم‌:

1. استمرار روزي‌ و احساس‌ بي‌نيازي‌
از جمله‌ دغدغه‌هاي‌ انسان‌، تهيه‌ مايحتاج‌ زندگي‌، و علي‌ الخصوص‌ تهيه‌رزق‌ و روزي‌ مي‌باشد، چه‌ اينكه‌ ارتقاء بعد معنوي‌ انسان‌ در گرو توجّه‌ مناسب‌به‌ بعد جسماني‌ اوست‌. بدن‌ انسان‌ به‌ عنوان‌ مركبي‌ براي‌ ايصال‌ روح‌ به‌ مطلوب‌معنوي‌ ـ يعني‌ موانست‌ و قرب‌الهي‌ ـ محتاج‌ توجّه‌ مستمر و مستدام‌ است‌. لذاكوتاهي‌ يا زياده‌ روي‌ نابجا در تغذيه‌ و ساير نيازمندي‌هاي‌ مادي‌ بدن‌ اثر درروح‌ انسان‌ گذاشته‌ و اين‌ تأثر روحي‌ نقش‌ باز دارنده‌اي‌ در سير استكمال‌ فردايفا مي‌كند.

در اولين‌ فايدة‌ اعتدال‌ به‌ اين‌ مسأله‌ توجّه‌ شده‌ كه‌ گاهي‌ زياده‌ روي‌ و افراط‌در خرج‌ و مخارج‌ زندگي‌ مي‌تواند منجر به‌ كمي‌ امكانات‌ مورد نياز بدن‌ شده‌و زمينه‌ دغدغه‌اي‌ اساسي‌ را براي‌ روح‌ فراهم‌ سازد.

به‌ راستي‌ وقتي‌ در احوال‌ افراد جامعه‌ نگريسته‌ مي‌شود آيا مشكل‌ امرارمعاش‌ از جمله‌ معضلات‌ اجتماعي‌ نيست‌ كه‌ سبب‌ بروز بسياري‌ ازناهنجاريهاي‌ جامعه‌ گشته‌ است‌؟ و به‌ راستي‌ آيا نمي‌توان‌ علت‌ بخش‌ عظيمي‌از آن‌ را نداشتن‌ فرهنگ‌ صحيح‌ در زمينه‌ نحوه‌ خرج‌ و مخارج‌ زندگي‌ دانست‌؟

به‌ هرحال‌ توجّه‌ به‌ اعتدال‌ در مصارف‌ مادي‌ به‌ عنوان‌ عاملي‌ از جمله‌عوامل‌ استمرار روزي‌ مورد عنايت‌ اسلام‌ قرار گرفته‌ و تحت‌ عنوان‌ راهبرد ورويكردي‌ در اين‌ خصوص‌ توصيه‌ شده‌ است‌.

افراط‌ به‌ مرد عرصه‌ را سازد تنگ‌تفريط‌ كند كميت‌ عشرت‌ را لنگ‌

پاي‌ از ره‌ اعتدال‌ بيرون‌ مگذارنه‌ رومي‌ روم‌ باش‌ و نه‌ زنگي‌ زنگ‌

حضرت‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

كسي‌ كه‌ مصاحبت‌ و همراهي‌ با اعتدال‌ نمايد، دائماً بي‌نياز بوده‌ وميانه‌روي‌ و اعتدال‌ فقر او را جبران‌ مي‌سازد.

و نيز مي‌فرمايد:

م'ا ع'ال‌َ مَن‌ِ اقْتَصَدَ؛ كسي‌ كه‌ [در خرج‌ كردن‌] ميانه‌روي‌ كند، هرگزنيازمند نخواهد شد.

آن‌ بزرگوار، در حديثي‌ ديگر، ميانه‌روي‌ را بخشي‌ از درآمد مي‌داند:

ميانه‌روي‌ نيمي‌ از دارايي‌ است‌.

پُر واضح‌ است‌ كه‌ انساني‌ كه‌ در اموالش‌ از حدّ اعتدال‌ خارج‌ نشده‌ ومراعات‌ ميزان‌ خرج‌ و مخارج‌ مي‌كند به‌ همان‌ اندازه‌ از اموالش‌ كاسته‌ نشده‌ وبر رأس‌ المالش‌ افزوده‌ مي‌شود.

و در حديثي‌ ديگر مي‌فرمايد:

اَلْأِقْتِص'ادُ يُنْمِي‌ الْقليل‌َ، أَلْأِسْر'اف‌ُ يُفْني‌ الْجَزيل‌َ؛ اعتدال‌ و صرفه‌ جوئي‌ اندك‌را بسيار مي‌كند]و[ اسراف‌، بسيار را نابود مي‌سازد.

و نيز مي‌فرمايد:

سَبَب‌ُ الْفَقْرِ الْأِسْراف‌ُ؛ اسراف‌ عامل‌ فقر است‌.

چو دخلت‌ نيست‌ خرج‌ آهسته‌ تركن‌كه‌ مي‌گويند مل حان‌ سرودي‌

اگر باران‌ به‌ كوهستان‌ نباردبه‌ سالي‌ دجله‌ گردد خشك‌ رودي‌

2. آرامش‌ روان‌ و رضايت‌ خاطر
اعتدال‌ و ميانه‌روي‌ در امور زندگي‌ زمينه‌ ساز آرامش‌ رواني‌ است‌؛ چنان‌كه‌ متأسفانه‌ زياده‌روي‌ يا كوتاهي‌ در اين‌ مسائل‌ به‌ اضطراب‌ و نگراني‌ خاطرمي‌انجامد. حضرت‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

مَن‌ْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا اِلَيْه‌ِ طَريقَه‌ُ، وَبَشَّرُوه‌ُ بِالنَّج'اة‌ِ، وَ مَن‌ْ أَخَذَ يَميناً وَ شِم'الاًذَمُّوا اِلَيْه‌ِ الطَّريق‌َ وَ حَذَّرُوه‌ مِن‌َالْهَلَكَة‌ِ؛ هر كه‌ ميانه‌روي‌ پيشه‌ سازد،راهش‌ را مي‌ستايند و به‌ نجات‌ مژده‌اش‌ مي‌دهند؛ و هر كه‌ راست‌ روي‌و چپ‌ روي‌ پيش‌ گيرد، راهش‌ را سرزنش‌ مي‌كنند و از هلاكت‌بيمناكش‌ مي‌سازند.

و نيز مي‌فرمايد:

ثَمَرَة‌ُ التَّفْريط‌ِ النَّد'امَة‌ُ؛ ثمرة‌ تفريط‌ و كوتاهي‌ پشيماني‌ است‌.

قرآن‌ مجيد نمونه‌اي‌ از مسائل‌ مالي‌ آورده‌ و خروج‌ از حدّ اعتدال‌ را عامل‌سرزنش‌ و ملامت‌ برمي‌شمارد:

هرگز دستت‌ را بر گردنت‌ زنجير مكن[ ‌ كنايه‌ از ترك‌ انفاق‌ و بخشش‌ وداشتن‌ روحيه‌ بخل‌ است‌ ] و بيش‌ از حدّ (نيز) دست‌ خود را مگشاي[كنايه‌ از بذل‌ و بخشش‌ بي‌حساب‌ است‌ ‌] ، كه‌ مورد سرزنش‌ قرار گيري‌و از كار فرو ماني‌.

ناگفته‌ پيداست‌، يكي‌ از روشن‌ترين‌ جايگاه‌هاي‌ بروز آرامش‌ رواني‌ ناشي‌از اعتدال‌، دوستي‌ و دشمني‌ است‌. چنانچه‌ در اين‌ دو پديدة‌ زندگي‌ ميانه‌روي‌كنيم‌، همواره‌ از آرامش‌ خاطر برخوردار مي‌شويم‌. امير مؤمنان‌ علي‌(ع)مي‌فرمايد:

أَحْبِب‌ْ حَبيبَك‌َ هَوْناً ما، عَسي‌' أَن‌ يَكُون‌َ بَغيضَك‌َ يَوْمَاً م'ا، و أَبْغِض‌ْ بَغيضَك‌َهَوْناً م'ا، عَسي‌' أَن‌ْ يَكُون‌َ حَبيبَك‌َ يَوْماً ما؛ دوستت‌ را دوست‌ بدار به‌اندازه‌اي‌ كه‌ تجاوز در آن‌ نباشد] او را بر همة‌ اسرار آگاه‌ مساز[ شايدروزي‌ دشمنت‌ شود؛ [و پشيمان‌ شوي‌]و دشمنت‌ را معتدلانه‌ دشمن‌دار و پرده‌ دري‌ مكن شايد روزي‌ دوستت‌ گردد.

و در ابياتي‌ كه‌ منصوب‌ به‌ ايشان‌ است‌ مي‌فرمايد:

فَكُن‌ْ مَعْدِناً للحلم‌ واصْفَح‌ْ عن‌ِ الاَذي‌فَاءنَّك‌َ راء م'ا عَمِلْت‌َ وَ س'امِع‌ٌ

وَ أَحْبِب‌ْ اءِذا أَحْبَبْت‌َ حُبّاً مُقارِباً فَاءِنَّك‌َ لا تَدْري‌ مَت'ي‌ أَنْت‌َ نازِع‌ٌ

و أَبْغِض‌ْ اءِذا أَبْغَضْت‌َ بُغْضاً مُقارِباًفاءِنّك‌َ لا تَدْري‌ مَت'ي‌ أَنْت‌َ راجِع‌ٌ

خزانه‌ حلم‌ و بُردباري‌ بوده‌ آزار نرسان‌، چرا كه‌ هر عملي‌ كني‌ خواهي‌ ديدو خواهي‌ شنيد.

و هنگامي‌ كه‌ دوستي‌ مي‌كني‌ حدّ نگاه‌دار، چرا كه‌ نمي‌داني‌ محبّت‌ ودوستي‌ تو تاكي‌ طول‌ مي‌كشد.

و هنگامي‌ كه‌ دشمني‌ مي‌كني‌ حدّ و اندازه‌ نگاه‌دار، چرا كه‌ نمي‌داني‌چه‌وقت‌ دشمني‌ به‌ پايان‌ مي‌رسد و شايد شما دشمنان‌ با يكديگر، دوستان‌ هم‌شويد.

انسان‌ عاقل‌ در دوستي‌ و در دشمني‌ دورانديش‌ است‌ و از ميانه‌روي‌ دست‌برنمي‌دارد. بسياري‌ از افراد در دوستي‌ و دشمني‌ ميانه‌رو نيستند، وقتي‌ با كسي‌دوست‌ مي‌شوند، آن‌ قدر احساس‌ صميميّت‌ مي‌كنند كه‌ همة‌ اسرار زندگي‌خويش‌ را به‌ وي‌ مي‌گويند. غافل‌ از اين‌ كه‌ پيوند دوستي‌ هميشه‌ و در همة‌شرايط‌ محكم‌ و پايدار نيست‌. ممكن‌ است‌ دوستي‌ به‌ دشمني‌ تبديل‌ شود وكسي‌ كه‌ اسرار ما را مي‌داند، از آن‌ در جهت‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ ما بهره‌ گيرد واسباب‌ رنجش‌ و ناراحتي‌ ما را فراهم‌ آورد. دشمني‌ نيز چنين‌ است‌. ممكن‌است‌ دشمن‌ به‌ دوست‌ تبديل‌ شود و آن‌ كه‌ در دشمني‌ افراط‌ ورزيده‌ با حسرت‌و اندوه‌ جاودان‌ روبه‌رو گردد. پس‌ بايد در تمام‌ امور ميانه‌رو باشيم‌ تا ازرضايت‌ خاطر و خشنودي‌ بهره‌مند گرديم‌.

بهركار از ره‌ پرهيز كاري‌نگه‌ دار اعتدال‌ از هوشياري‌
3. بصيرت‌ و هدايت‌
در مسائل‌ معرفتي‌ و مبنايي‌ راه‌ صواب‌ و حق‌ّ طريقي‌ است‌ كه‌ توأم‌ بااستدلال‌ صحيح‌ عقلي‌ و تأييدات‌ وحي‌ غير محرّف‌ باشد و نبود هر يك‌ از اين‌دو عنصر مي‌تواند انحراف‌ و در نتيجه‌ سقوط‌ انسان‌ را بهمراه‌ داشته‌ باشد. اين‌طريق‌ وسطي‌ و راه‌ حق‌ّ در آموزه‌هاي‌ ديني‌ تحت‌ عنوان‌ راهنمايان‌ و پيامبران‌انساني‌ مورد توجّه‌ قرار گرفته‌ است‌. بدين‌ بيان‌ كه‌ خداوند براي‌ راهنمايان‌ وهدايت‌ انسان‌ دو هادي‌ و پيامبر جعل‌ كرده‌ است‌: پيامبر دروني‌ كه‌ همان‌ عقل‌است‌ و پيامبر بيروني‌ كه‌ حضرات‌ انبياء و ائمه‌ معصومين‌: مي‌باشند. بودن‌در اين‌ خط‌ و مسير، موجب‌ بصيرت‌ و هدايت‌ و خروج‌ از آن‌ مايه‌ كوري‌ وگمراهي‌ مي‌شود.

امام‌ علي‌(ع) در اين‌ خصوص‌ مي‌فرمايد:

مَن‌ْ تَرَك‌َ الْقَصْدَ جارٍ؛ هر كه‌ ميانه‌روي‌ را ترك‌ كند، از راه‌ حق‌ّ منحرف‌خواهد شد.

أَلَْيمين‌ُ وَ الشِّم'ال‌ُ مَضَلَّة‌ٌ وَالطَّريق‌ُ الْوُسْطي‌' هِي‌َ الْج'ادَّة‌ُ، عَلَيْه'ا بْاقي‌ِالْكِت'اب‌ِ وَآث'ارُ النُّبُوَّة‌ِ، وَ مِنْه'ا مَنْفَذُ السُّنَّة‌ِ، وَ اءلَيه'ا مَصيرُ الْعاقِبَة‌ِ؛ انحراف‌ به‌ راست‌ وچپ‌، گمراهي‌ و ضلالت‌ است‌، و راه‌ مستقيم‌ و ميانه‌، جاده‌ است‌، قرآن‌و آثار نبوّت‌ همين‌ طريق‌ را توصيه‌ مي‌كند، و سنت‌ پيامبر نيز به‌ همين‌راه‌ اشاره‌ دارد. و سرانجام‌ همين‌ جادّه‌ ترازوي‌ كردار همگان‌ است‌ وراه‌ همه‌ بدان‌ منتهي‌ مي‌گردد.

و در اوصاف‌ گمراهان‌ مي‌گويد:

وَ أخَذُوا يَميناً وَ شِم'الاً ظَعْناً في‌ مَس'الِك‌ِالْغَي‌ِّ وَ تَرْكاً لِمَذ'اهِب‌ِ الرُّشْدِ؛[گمراهان]‌ همچنان‌ به‌ چپ‌ و راست‌ متمايل‌ مي‌شوند و در گمراهي‌ گام‌مي‌نهند و جاده‌هاي‌ مستقيم‌ هدايت‌ را رها مي‌سازند.

4. نجات‌ و سعادت‌
در نگاه‌ حضرت‌ علي‌(ع) ميانه‌روي‌ انسان‌ را از هلاكت‌ مصون‌ مي‌دارد و به‌نجات‌ رهنمون‌ مي‌شود:

لَن‌ْ يَهْلِك‌َ مَن‌ِ اقْتَصَدَ؛ كسي‌ كه‌ ميانه‌رو باشد هرگز هلاك‌ نمي‌شود.

و همچنين‌ مي‌فرمايد:

كسي‌ كه‌ براي‌ خود ميانه‌روي‌ را نمي‌پسندد، اسراف‌ او را هلاك‌مي‌سازد.

زيرا تنها با اعتدال‌ است‌ كه‌ هلاكتي‌ وجود ندارد.

و تنها در ميانه‌روي‌ است‌ كه‌ تلفي‌ نيست‌.

ميانه‌ چون‌ صراط‌ المستقيم‌ است‌زهر دو جانبش‌ قعر حجيم‌ است‌

چنان‌ كه‌ گفته‌ شد، ميانه‌روي‌ و پرهيز از افراط‌ و تفريط‌ تنها به‌ گستره‌اي‌خاص‌ از زندگي‌ اختصاص‌ ندارد و اعتقادات‌ را نيز در بر مي‌گيرد. امام‌علي‌(ع) مردم‌ را به‌ ميانه‌روي‌ در اعتقاد به‌ جانشينان‌ گرانقدر پيامبر(ص) دعوت‌كرده‌ است‌:

نَحْن‌ُ الُّنمْرُقَة‌ُ الْوُسْطي‌'، بِه'ا يَلْحَق‌ُ التّ'الي‌، وَ اءلَيْه'ا يَرْجِع‌ُ الْغ'الي‌؛ ما (اهل‌ بيت‌)حدّ وسط‌ و جايگاه‌ ميانه‌ايم‌. عقب‌ افتادگان‌ بايد به‌ ما بپيوندند وتندروان‌ غلو كننده‌ به‌ سوي‌ ما باز گردند.

دو كس‌ در مورد من‌ هلاك‌ خواهند شد: دوست‌ غلو كننده‌ و دشمن‌بهتان‌ زننده‌.

دو گروه‌ در بارة‌ من‌ هلاك‌ مي‌گردند: دوستدار افراط‌ كننده‌ كه‌ محبت‌افراطي‌ من‌ وي‌ را به‌ غير حق‌ّ بكشد و دشمن‌ افراطي‌ كه‌ از سر دشمني‌قدم‌ در غير راه‌ حق‌ّ بگذارد ]ميانه‌روها[ بهترين‌ مردم‌ در بارة‌ من‌ به‌شمار مي‌آيند. از آنها جدا نشويد.

5 . بارور شدن‌ كردار نيك‌
به‌ ثمر رسيدن‌ عمل‌ و استحقاق‌ پاداش‌ و ستايش‌، رهاورد ديگر ميانه‌روي‌است‌. امير مؤمنان‌ علي‌(ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:

ذَرِالسَّرَف‌َ فَاءن‌َّ الْمُسْرِف‌َ لا' يُحْمَدُ جُودُه‌ُ وَ لا'يُرْحَم‌ُ فَقْرُه‌ُ؛ اسراف‌ وزياده‌روي‌ را ترك‌ كن‌ زيرا بخشش‌ انسان‌ مسرف‌ هرگز ستوده‌ نمي‌شودو فقرش‌ ]كه‌ به‌ سبب‌ اين‌ زياده‌روي‌ پديد مي‌آيد[ با ترحم‌ روبه‌رونمي‌گردد.

و نيز فرموده‌اند:

اين‌ كار ]تبذير[ ممكن‌ است‌ در دنيا باعث‌ سربلندي‌ انجام‌ دهنده‌ آن‌شود ولي‌ در آخرت‌ موجب‌ سرفكندگي‌ وي‌ مي‌گردد، و (احياناً) درميان‌ مردم‌ (دنيا پرست‌) گراميش‌ مي‌نمايد ولي‌ در نزد خداوند خوارش‌مي‌سازد. هيچكس‌ مال‌ خويش‌ را در غير راهي‌ كه‌ خداوند فرموده‌مصرف‌ نكرد و به‌ غير اهلش‌ نسپرد، جز اينكه‌ خداوند او را ازسپاسگذاراي‌ آنان‌ محروم‌ ساخت‌ و محبّتشان‌ را متوجّه‌ ديگري‌ نمود،پس‌ اگر روزي‌ پايش‌ بلغزد و به‌ كمك‌ آنان‌ نيازمند گردد، بدترين‌ رفيق‌و ملامت‌ كننده‌ترين‌ دوست‌ خواهند بود!

6 . عزت‌ نفس‌ و شرافت‌
امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

برترين‌ شرافت‌، خودداري‌ از تبذير و اسراف‌ است‌.

و

كسي‌ كه‌ لباس‌ تكبر و اسراف‌ به‌ تن‌ كند، از فضل‌ و شرف‌ مي‌افتد.

خروج‌ از جادة‌ ميانه‌روي‌، به‌ خواري‌ و سرافكندگي‌ مي‌انجامد؛ چنان‌ كه‌زندگي‌ در مسير اعتدال‌ سبب‌ سربلندي‌ و عزت‌ است‌.

7. تندرستي‌
اميرالمؤمنين‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

مَن‌ْ أر'ادَ السَّلا'مَة‌َ فَعَلَيْه‌ِ بِالْقَصْدِ؛ هر كس‌ طالب‌ سلامت‌ است‌ بايدميانه‌روي‌ را پيشه‌ سازد.

و نيز مي‌فرمايد:

الْحِمْيَة‌ُ هُوَ ال ءقْتِص'ادُ في‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ؛]بهترين‌[ پرهيز ]براي‌ انسان‌ مريض‌[ميانه‌روي‌ در هر چيزي‌ است‌.

همچنين‌ ميانه‌روي‌ در امور زندگي‌ و از جمله‌ در خوراك‌ به‌ تندرستي‌ مي‌انجامد.

حضرت‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

عَلَيْكُم‌ْ بِالْقَصْدِ فِي‌ الْمَط'اعِم‌ِ، فَاءنَّه‌ُ أبْعَدُ مِن‌َ السَّرَف‌ِ، وَ أصَح‌ُّ لِلْبَدَن‌ِ، وَ أعْوَن‌ُ عَلَي‌الْعِب'ادَة‌ِ؛ بر شما باد ميانه‌روي‌ در غذاها؛ زيرا اين‌ كار از اسراف‌ دورتر،براي‌ بدن‌ درست‌تر و براي‌ عبادت‌ ياري‌ كننده‌تر است‌.

مَن‌ِ اقْتَصَرَ في‌ أكْلِه‌ِ، كَثُرَت‌ْ صِحَّتُه‌ُ وَ صَلُحَت‌ْ فِكْرَتُه‌ُ؛ هر كس‌ در غذا خوردن‌زياده‌روي‌ نكند، تندرستي‌اش‌ فزوني‌ مي‌يابد و فكرش‌ اصلاح‌ مي‌شود.

نه‌ چندان‌ بخور كز دهانت‌ برآيدنه‌ چندان‌ كز ضعف‌ جانت‌ برآيد

8 . اجابت‌ دعا
خروج‌ از جادة‌ ميانه‌روي‌ سبب‌ دوري‌ از خداوند و عدم‌ اجابت‌ دعاهامي‌شود. رسول‌ اكرم‌(ص) مي‌فرمايد:

دعاي‌ چند گروه‌ از امت‌ من‌ اجابت‌ نمي‌شود ... و ديگر آن‌ مردي‌ كه‌خداوند به‌ وي‌ مال‌ بسيار دهد، او همه‌ را انفاق‌ كرده‌، به‌ خدا روي‌ آوردو در طلب‌ روزي‌ بگويد: خداي‌ من‌، مرا روزي‌ عطا كن‌. خداوند ـعزوجل‌ ـ مي‌گويد: آيا به‌ تو روزي‌ وسيع‌ عطا نكردم‌؟ چرا آن‌ گونه‌ كه‌گفته‌ بودم‌ در آن‌ اعتدال‌ نورزيدي‌ و در حالي‌ كه‌ من‌ تو را از اسراف‌ نهي‌كرده‌ بودم‌ اسراف‌ كردي‌؟

از جمله‌ عوامل‌ عدم‌ اجابت‌ دعاها، گناهان‌ مي‌باشد و در نگاه‌ امام‌، گناه‌چيزي‌ جز افراط‌ و تفريط‌ در شؤون‌ انسانيت‌ نيست‌. حضرت‌ در مناجات‌ باخداوند چنين‌ مي‌گويد:

وَ قَدْ أَتيتك‌ يا الهي‌ بَعْدَ تَقْصيري‌ وَ اءِسْرا'في‌ عَلي‌' نَفْسي‌.

اللهم‌ اغْفِرْ لِي‌َ الذُّنُوب‌َ الَّتي‌ تَحْبِس‌ُ الدُّع'اءَ؛ پروردگارا، پس‌ از تقصير(كوتاهي‌) و اسراف‌ بر خويش‌ نزدت‌ شتافته‌ام‌.

خداوندا گناهاني‌ (تقصيرها و اسراف‌هايي‌) كه‌ مانع‌ استجابت‌ دعاهايم‌مي‌شود، بيامرز.

9. مهار نفس‌
ميانه‌روي‌ نفس‌ سركش‌ را رام‌ مي‌سازد و انسان‌ را از سقوط‌ باز مي‌دارد.امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

اءذ'ا رَغِبْت‌َ في‌ صَلاح‌ِ نَفْسِك‌َ، فَعَلَيْك‌َ بِالْاءقْتِص'ادق‌ ...؛ اگر صلاح‌ نفس‌خويش‌ را مي‌جويي‌، بر تو باد به‌ ميانه‌روي‌ ... .

10. ايجاد روحية‌ قناعت‌
اميرالمؤمنين‌(ع) مي‌فرمايد:

غاية‌ الاقتصاد القناعة‌؛ ما حصل‌ اعتدال‌ و ميانه‌روي‌، قناعت‌ نمودن‌ است‌.

انسان‌ در اثر ميانه‌روي‌ در امور است‌ كه‌ به‌ هر آنچه‌ در خور شأن‌ خويش‌است‌ راضي‌ شده‌ و از زياده‌روي‌ و افراط‌ دوري‌ مي‌جويد. در واقع‌ ميانه‌روي‌و اعتدال‌، هماهنگ‌ نمودن‌ خواسته‌ها با داشته‌ها است‌ و انسان‌ را ازبلندپروازي‌هاي‌ ناصحيح‌ و غيرواقعي‌ منصرف‌ و به‌ سوي‌ قناعت‌ و رضايت‌ به‌قدر مورد نياز سوق‌ مي‌دهد.

11. كارگاه‌ مقابله‌ با ناملايمات‌
انسان‌ همواره‌ در معرض‌ امتحان‌ و آزمايش‌ بوده‌، گردونة‌ زندگي‌ هميشه‌ به‌كام‌ او نمي‌چرخد و مواهب‌ الهي‌ و فرصت‌هاي‌ زندگاني‌، هر آينه‌ ممكن‌ است‌از انسان‌ سلب‌ گردد. اگر انسان‌ در هنگام‌ واجد بودن‌ آن‌ها، برخوردي‌ مناسب‌و درخور شأن‌ از خود به‌ نمايش‌ نگذارد، در وقت‌ فقدان‌ آن‌ها نمي‌تواند روش‌مناسبي‌ را اتخاذ نموده‌ و تاب‌ تحمّل‌ بسياري‌ از آزمايش‌هاي‌ الهي‌ رانمي‌آورد. اميرالمؤمنين‌(ع) با ارائه‌ راه‌ مقابله‌ با ناملايمات‌ زندگي‌، اعتدال‌ وميانه‌روي‌ را بهترين‌ كارگاه‌ براي‌ اين‌ امر دانسته‌، مي‌فرمايد:

من‌ اقتصد في‌ الغني‌ و الفقر استعد لنوائب‌ الدّهر؛ هر كس‌ در بي‌ نيازي‌ وفقر، ميانه‌روي‌ را پيشه‌ سازد، به‌ تحقيق‌ كه‌ خويش‌ را براي‌ سختي‌هاي‌روزگار مهيا نموده‌ است‌.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به جز عالم برزخ به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از فاطمه سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
۱۳۹۱-۶-۱۶
مطلب: #5
RE: شرح اعتدال رمز اخلاق و دینداری اسلامی
فصل‌ چهارم‌
ويژگي‌هاي‌ انسان‌ غيرمعتدل‌
در كلام‌ نوراني‌ حضرت‌ علي‌(ع) ويژگي‌هاي‌ افراد غير معتدل‌ ذكر شده‌است‌. شماري‌ از اين‌ خصوصيات‌ عبارت‌ است‌ از:

1. ناداني‌
ناداني‌ زمينه‌ساز خروج‌ از حالت‌ ميانه‌روي‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

ل تَرَي‌ الْجاهِل‌َ اءلّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً؛ جاهل‌ همواره‌ افراط‌گر يا تفريط‌ كننده‌ است‌.

آن‌ حضرت‌ نقش‌ ناداني‌ را در برون‌ شدن‌ از جادة‌ ميانه‌روي‌ چنان‌ برجسته‌مي‌ديد كه‌ گاه‌ نفس‌ خروج‌ از اين‌ مسير را ناداني‌ مي‌خواند:

لا جَهْل‌َ كَالتَّبْذير؛ هيچ‌ ناداني‌ مانند تبذير نيست‌.

و در مقابل‌، حركت‌ در جاده‌ اعتدال‌ را عين‌ عقل‌ مي‌داند:

الْعَقْل‌ُ أَنَّك‌َ تَقْصِدُ فَل تُسْرِف‌ُ؛ عقل‌ آن‌ است‌ كه‌ تو ميانه‌روي‌ كرده‌ اسراف‌ننمايي‌.

و نشانة‌ كياست‌ و زيركي‌ و هوش‌ را در اكتفي‌ به‌ حدّ متعارف‌ و كاستن‌ اززياده‌خواهي‌ دانسته‌ مي‌فرمايد:

براي‌ انسان‌ همين‌ زيركي‌ كافي‌ است‌ كه‌ در حاجات‌ و مطالبات‌ خويش‌ميانه‌رو باشد.

2. فساد
فسادگري‌ نيز از ويژگي‌هاي‌ نامتعادلان‌ است‌. قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد:

وَل تُطيعُوا أمْرَ الْمُسْرِفين‌َ ألَّذين‌َ يُفْسِدُون‌َ فِي‌ الْأرْض‌ِ وَ ل يُصْلِحُون‌َ؛ فرمان‌مسرفان‌ را پيروي‌ نكنيد؛ كساني‌ كه‌ در زمين‌ فساد كرده‌ و اصلاح‌نمي‌كنند.

انسان‌ غير معتدل‌ با از دست‌ دادن‌ فرصت‌ها و امكانات‌ يا نابود ساختن‌بي‌روية‌ نعمت‌ها سبب‌ فساد در زمين‌ مي‌شود و خود و ديگران‌ را به‌ رنج‌مي‌افكند.

امّا چنانچه‌ در فصل‌ اوّل‌ گذشت‌، از آنجا كه‌ اعتدال‌ يكي‌ از نشانه‌هاي‌ ايمان‌و تقوي‌ بوده‌ و از طرفي‌ هم‌ مؤمن‌ بنابر فرموده‌ حضرت‌ علي‌(ع) كسي‌ است‌ كه‌:« [در زمين‌]فساد به‌ راه‌ نمي‌اندازد»، مي‌توانيم‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ برسيم‌ كه‌ امكان‌ نداردانسان‌ متعادل‌ در زمين‌ فساد به‌ راه‌ انداخته‌ و ملقب‌ به‌ لقب‌«مفسد في‌الارض‌» گردد.

3. پُرخوري‌
غذاهاي‌ گوناگون‌ براي‌ انسان‌ آفريده‌ شده‌است‌ و بايد بي‌هيچ‌ افراط‌ وتفريط‌ مورد بهره‌ برداري‌ قرار گيرد. امام‌ علي‌(ع) مصرف‌ فراوان‌ را خروج‌ ازجادة‌ ميانه‌روي‌ و نشانه‌ انسان‌ غير معتدل‌ دانسته‌ مي‌فرمايد:

قِلَّة‌ُ الْأكْل‌ِ مِن‌َ الْعِفاف‌ِ، وَ كَثْرَتُه‌ُ مِن‌َ الْاءسْراف‌ِ؛ كم‌ خوردن‌ از نشانه‌هاي‌عفاف‌، و بسيار خوردن‌ از نشانه‌هاي‌ اسراف‌ است‌.

4. مراعات‌ نكردن‌ جايگاه‌ خويش‌
انسان‌ها، از نظر ميزان‌ درآمد، اصالت‌ و شرافت‌ خانوادگي‌، ميزان‌تحصيلات‌ و ... ، در طبقات‌ گوناگون‌ زندگي‌ به‌ سر مي‌برند. هر كس‌ بايد درزندگي‌اش‌ بينديشد و با توجه‌ به‌ موقعيت‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ و فرهنگي‌خويش‌ زندگي‌ كند. انسان‌ غير معتدل‌ بدين‌ حقيقت‌ عنايت‌ نمي‌ورزد و بدان‌سبب‌ كه‌ پاي‌ از گليم‌ خويش‌ فراتر مي‌نهد، سرانجام‌ در ورطة‌ سقوط‌فرومي‌افتد. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

لِلْمُسْرِف‌ِ ثلث‌ُ عَلمات‌ٍ: يَأْكُل‌ُ ما لَيْس‌َ لَه‌ُ، وَ يَشْتَري‌ ما ليس‌ لَه‌ُ، وَ يَلْبَس‌ُ مالَيْس‌َ لَه‌ُ؛ انسان‌ مسرف‌ سه‌ نشانه‌ دارد: چيزي‌ مي‌خورد كه‌ مطابق‌شأنش‌ نيست‌؛ چيزي‌ مي‌خرد كه‌ با شأن‌ او مطابقت‌ ندارد؛ و چيزي‌مي‌پوشد كه‌ مطابق‌ شأنش‌ شمرده‌ نمي‌شود.

عدم‌ توجه‌ به‌ هويت‌هاي‌ اجتماعي‌ ـ اعم‌ از هويت‌هاي‌ شغلي‌ و انتصابي‌ ـ ونيز عدم‌ مراعات‌ شئونات‌، نه‌ تنها به‌ عنوان‌ شاخصه‌هاي‌ انسان‌ غير معتدل‌ ومسرف‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد، بلكه‌ مي‌تواند منشايي‌ از منشاءهاي‌ مختلف‌ خودباختگي‌ باشد. انسان‌ خود باور كسي‌ است‌ كه‌ هويت‌ اجتماعي‌ خويش‌ را نه‌ تنهاباور كرده‌ است‌ بلكه‌ در مرحله‌ عمل‌ هم‌ به‌ مقتضاي‌ آن‌ عمل‌ مي‌نمايد. و درمقابل‌ انسان‌ خود باخته‌، به‌ خاطر باور نكردن‌ هويت‌ خويش‌ كار خلاف‌ شأن‌خود را مرتكب‌ مي‌شود.

5. ظلم‌ به‌خود
يكي‌ ديگر از شاخص‌هاي‌ افراد غير متعادل‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ خويشتن‌ ظلم‌نموده‌ و ازمواهبي‌ كه‌ خداوند در اختيارشان‌ قرار داده‌ است‌ بهره‌اي‌ نمي‌برند.حضرت‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌فرمايند:

أَفْقَرُ النّاس‌ِ مَن‌ْ قَتَّرَ عَلي‌ نَفْسِه‌ِ مَع‌َ الْغِني‌ وَ السَّعَة‌ِ وَ خَلَّفَه‌ُ لِغَيْرِه‌؛ فقيرترين‌مردم‌ كسي‌ است‌ كه‌ در عين‌ حال‌ كه‌ بي‌نياز و سالم‌ است‌ بر خود سخت‌مي‌گيرد و مالش‌ را براي‌ ديگران‌ بجا مي‌گذارد.

حضرت‌ در حديث‌ ديگري‌ مي‌فرمايند:

عليك‌ بالقصد في‌ الامور فمن‌ عدل‌ عن‌ القصد جار و من‌ أَخَذَ به‌ عدل‌؛ برتو است‌ ميانه‌روي‌ در تمام‌ مسائل‌، پس‌ هر كس‌ از آن‌ عدول‌ كند ظلم‌نموده‌ است‌ و هر كس‌ به‌ آن‌ ملتزم‌ شود به‌ عدالت‌ رفتار نموده‌ است‌.

چكيده‌ اين‌ دفتر
از مطالب‌ مطرح‌ شده‌ در اين‌ دفتر به‌ اين‌ نتيجة‌ كلي‌ نائل‌ مي‌شويم‌ كه‌ سيره‌علمي‌ و عملي‌ امير مؤمنان‌ علي‌(ع) و ساير پيشوايان‌ دين‌ سلام‌الله عليهم‌ اجمعين‌كه‌ برگرفته‌ از فرامين‌ قرآن‌ است‌، اعتدال‌ و ميانه‌روي‌ در تمام‌ امور زندگي‌بوده‌، انسان‌ تحت‌ تعليم‌ ايشان‌ از زندگي‌ تك‌ بُعدي‌ دور و مبدّل‌ به‌ فردي‌ واقع‌بين‌ و ژرف‌ انديش‌ مي‌شود.


مضافاً به‌ اينكه‌ نيل‌ به‌ درجات‌ عالي‌ انسانيت‌ نيز در گرو تمسّك‌ به‌ همين‌سيره‌ مي‌باشد.


امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به جز عالم برزخ به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از فاطمه سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
۱۳۹۱-۶-۱۶
مطلب: #6
RE: شرح اعتدال رمز اخلاق و دینداری اسلامی
فهرست‌ منابع‌

قرآن‌

نهج‌البلاغه‌

. آمدي‌، عبدالواحد بن‌ محمد: غررالحكم‌ و دررالكلم‌.

. الحر العاملي‌، محمدبن‌الحسن‌: اثبات‌ الهداة‌، ج‌ 7، دارالكتب‌ الاسلاميه‌، تهران‌،چاپ‌ سوم‌، 1366.

. الحر العاملي‌، محمد بن‌الحسن‌: وسائل‌ الشيعة‌ الي‌ تحصيل‌ مسائل‌ الشريعة‌، ج‌ 11،17 و 21، مؤسسة‌ آل‌ البيت‌ لاحياء التراث‌، بيروت‌، 1413 ه . ق‌.

. الكليني‌، ثقة‌الاسلام‌ : الكافي‌، ج‌ 2، 3، 4 و 5، دار الكتب‌ الاسلامية‌، تهران‌،چاپ‌ سوم‌، 1367.

. پاينده‌، ابوالقاسم‌: نهج‌الفصاحة‌، تهران‌، جاويدان‌، چاپ‌ اوّل‌، 1374.

. تستري‌: قضاوت‌هاي‌اميرالمؤمنين‌(ع)، ترجمة‌ دكتر محمدعلي‌ شيخ‌، صدوق‌،تهران‌، 1371.

. حراني‌، حسن‌بن‌ شعبه‌ : تحف‌ العقول‌، جامعة‌ مدرسين‌ حوزة‌ علمية‌ قم‌، قم‌، 1404 ه .ق‌.

. حكيمي‌، محمود و محمد رضا: الحياة‌، ج‌ 4 و 6، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامي‌،تهران‌، 1408 ه .ق‌.

. دلشاد تهراني‌، مصطفي‌: سيرة‌ نبوي‌ «منطق‌ عملي‌»، ج‌ 1، سازمان‌ چاپ‌ و انتشارات‌وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌، تهران‌، 1372.

. ديوان‌امام‌ علي‌(ع)، جمع‌ و ترتيب‌ از عبدالعزيز الكرم‌، پيام‌اسلام‌، قم‌، 1369ه .ق‌.

. زماني‌ وجداني‌، مصطفي‌: داستان‌ها و پندها، ج‌ 2 و 6، پيام‌آزادي‌، تهران‌، 1370.

. سياح‌، احمد: فرهنگ‌ بزرگ‌ جامع‌ نوين‌، ج‌ 2.

. شبستري‌، شيخ‌ محمود: گلشن‌ راز، به‌ اهتمام‌ صابر كرماني‌، انتشارات‌ ظهوري‌، 1361.

. شيخ‌ صدوق‌: الخصال‌، ج‌ 1، جامعة‌ مدرسين‌ حوزة‌ علمية‌ قم‌، قم‌، 1403 ه . ق‌.

. ـــــــــــــــ : من‌ لا يحضره‌ الفقيه‌، ج‌ 3، جامعة‌ مدرسين‌ حوزة‌ علمية‌ قم‌، قم‌،1413ه .ق‌.

. شيخ‌ طوسي‌: تهذيب‌ الاحكام‌، ج‌ 6، دارالكتب‌ الاسلاميه‌، تهران‌، 1365.

. عطار نيشابوري‌، شيخ‌ فريدالدين‌: مصيبت‌ نامه‌، تصحيح‌ دكتر نوراني‌، زوّار،تهران‌، 1356.

. عميد، حسن‌: فرهنگ‌ فارسي‌ عميد، امير كبير، تهران‌، 1375.

. فريد، مرتضي‌: الحديث‌، روايات‌ تربيتي‌، ج‌ 1، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامي‌، تهران‌، 1366.

. قمي‌، عباس‌: سفينة‌ البحار، ج‌ 2، دارالاسوة‌ للطباعة‌ و النشر، تهران‌، 1416 ه .ق‌.

. مجلسي‌، باقربن‌ محمدتقي‌: بحارالانوار، ج‌ 72، مؤسسة‌الوفاء، بيروت‌، لبنان‌،1404 ه .ق‌.

. مطهري‌، مرتضي‌: داستان‌ راستان‌، ج‌ 1، صدرا، تهران‌.

. : گفتارهاي‌ معنوي‌، صدرا، تهران‌.

. مكارم‌ شيرازي‌، ناصر: اخلاق‌ اسلامي‌ در نهج‌ البلاغه‌، ج‌ 1، مطبوعاتي‌ هدف‌، قم‌، 1370.

. نوري‌ طبرسي‌، الحاج‌ ميرزا حسين‌: مستدرك‌ الوسائل‌ و مستنبط‌ المسائل‌، ج‌ 1 و 2و 13 و 15 و 16، مؤسسة‌ آل‌البيت‌ لاحياء التراث‌؛ الثانية‌، بيروت‌، 1408 ه .ق‌.

. ورام‌ بن‌ابي‌ فراس‌: مجموعة‌ ورام‌، ج‌ 1 و 2، مكتبة‌ الفقيه‌، قم‌.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به جز عالم برزخ به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از فاطمه سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
ارسال مطلب 


دسترسی سریع و کوتاه به بخش های مختلف:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان





 



Copy Right ©  AzhA Group 1389-1393 . All Rights Reserved
MyBB © 2014 MYBB Group & Persian Translation by AzhA
Theme by  Ivgeo Designs  &  Translation by AzhA 
حقوق نشر این وبگاه نزد AzhA محفوظ است
زمان جاری: ۱۳۹۳-۸-۴, ۰۲:۱۸ صبح
GTM +3:30