خوش آمدید مهمان گرامی! (وروددرخواست عضویت)
لا اله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلی العظیم
سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع
و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمدلله رب العالمین
كاربر گرامی : جهت دسترسی سریع به امكانات انجمن ، بخش دانلود و گالری از تابلوی زیر استفاده فرمائید
logo
 

 


ارسال مطلب 
 
امتیاز این مطلب
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اطلاعات جامع درباره آیة الكرسی
۱۳۹۰-۱۲-۱۸
مطلب: #1
اطلاعات جامع درباره آیة الكرسی
بسم الله الرحمن الرحیم

محمد على حسينى مقدّم
محسن آشتيانى





«تقديم و اهداء»

به پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم .

كه با آوردن آئين پاك اسلام، پاكيزگى را به نحو شايسته‏اى براى بشريت به سوغات آورد.

به همه كسانى كه مى‏خواهند هميشه در محضر خدا پاكيزه و مطهّر زيست كنند و با طهارت از اين عالم خاكى پرواز كنند .

بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم

طليعه

در اسلام توجه به خدا و اشتغال به ياد محبوب مورد توجه جدى فرار دارد و اصولاً روح هر طاعات و عبادات و ارزشهاى اخلاقى را ياد خدا تشكيل مى‏دهد.

اسلام سر چشمه قدرت روحى ومعنوى براى انسان و يگانه عامل سعادت و كمال او توجه به خدا است، هم چنان كه همه گرفتاريهاى انسان و حتّى همه رذايل اخلاقى و معايب روحى و امراض نفسانى سو ناشى از غفلت مى‏داند.

در تعاليم اسلامى دستور العملهاى مختلفى وجود دارد كه هر فرد مسلمانى بايد از طريق آنها خدا را ياد كند تا اشتغالات روز مره، او را به كلّى از ياد خدا غافل نگرداند. نمازهاى يوميه از مهمترين مواردى است به فكر و روح انسان را از اشتغالات زندگى روز مره خارج و به درگاه الهى معطوف مى‏دارد.

با توجه به آثار حيات بخش ياد خدا قران در موارد فراوانى مؤمنين را به اين امر خدا خوانده و به مداومت در آن امر فرموده است تا مؤمنين با آن أي حيات قلوب، دلهاى خويش را سيراب و از آثار پر خير و بركت آن برخوردار گردنند.

«يا ايها الذين آمنوا اذكروا اللّه‏ ذِكْرا كثيرا»(1)
اى اهل ايمان! خدا را بس و زياد ياد كنيد.

و پيامبر اسلام فرمودند:

ياد كننده خداوند در ميان غافلان، همچون زنده‏اى است در ميان مردگاه و همانند درختى سبز در ميان گياهان خشك، و نيز به سان جنگجويى است كه در بين فراريان به جنگ ايستد.(2)
در اهميت ياد خدا همين بس كه پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند:

«اِنَّ اَهْلَ الْجَنَّةِ لا يَتَحَسَّرُونَ عَلى شَيءٍ فاتَهُمْ مِنَ الدُّنيا كَتَحَسُّرِهِمْ عَلى ساعَةٍ مَدَّتْ مِنْ غَيْرِ ذِكْرِ اللّه‏ِ»(3)
اهل بهشت ببراى هيچ چيز به اندازه ساعتى كه به غير ياد خدا بر آنها گذشته است حسرت نمى‏خورند.

از جمله خبرهايى كه از مصاديق بلند ذكر الهى است آية الكرسى است كه در روايات شيعه و سنى از آن به‏نند كه قله فران ياد كرده‏اند و بزرگترين مقام را در ميان آيات دارد.(4) و روايات فراوانى سفارش به خواندن آن كردهاند بطوريكه على عليه‏السلام مى‏فرمايد بعد از شنيدن فضيلت اين آيه شبى به من نگذشت مگر آية الكرسى سو خوانده باشم.(5) بدرستى مى‏توان گفت ام مسيحانى آية الكرسى معجزه مى‏كند و كارهاى فوق العاده‏اى سو براى خواننده‏اش مى‏كند كه با خواند و روايات داخل متن به اين موضوع اعتراف خواهيد كرد.

در اين فقره كه در پيشديد عزيزان قرار گرفته است به سه بخش تقسيم شده است.

الف: تفسير امالى و ساده‏اى به آيه آية الكرسى تا عزيزان بتوانند با اين عظيم‏ترين آيه قران آشنا شوند.

ب: در مورد آميه آيا آية الكرسى يك آيه است يا سه آيه فتوى هم در مورد آن بحث شده است.

ج: فضائل و ثوابهايى كه براى خواندن اين سيد البقره در روايات آمده است تنظيم گرديده است.

د: يك سوى ختمهايى كه مربوط به آيه الكرسى آورده شده است كه البته دقت شود كه بايد شرائط ختم رعايت شود كه آن را در اين جا مى‏آوريم ولكن ابتداءً ختم را تعريف و سپس شرائط را مى‏آوريم.

شرائط ختوم و اذكار

معناى ختم عبارت از به پايان رسانيدن ذكر يا قرائت يا دعا يا مجلس است با تعداد معين و در زمان معين.

اول: به قصد قربت يعنى عمل بايد براى رضاى خداوند مهربان باشد.

دوّم: با يقين و به اعتقاد پاك انجام دهد و در خود شك راه ندهد و اگر نتيجه نگيرد بداند مانعى (از تعمد حرام يا معاصى يا مكان غضبى) در كار بوده و يا صلاح او نبوده است.

سوّم: قبل از شروع درون را از حرام پاك و از گناهان توبه نمايد.

چهارم: وضو و يا غسل داشته باشد.

پنجم: بايد تقوى داشته باشد و بالااقل دوران ختم از حرام و گناه كاملاً خرددارى كند.

ششم: خلوت را برگزيند كه جهت جلب توجه بهتر است.

هفتم: تا بتواند رو بقبله باشد.

هشتم: زمان ختم و ذكر متوجه غير خدا نشود.

نهم: حاجت او معصيت نباشد.

دهم: ختم را بهم نزند همان عدد يا چند روزيكه نوشته انجام دهد.

يازدهم: قبل از ختم هر چه ممكن است تصدّق دهد.

دوازدهم: قبل از ختم و بعد از آن يكبار صلوات بفرستد و در خاتم يكبار لا حَوْلَ ولا قوة الاّ باللّه‏ بگويد.

سيزدهم: ختم را بعد از دو ركعت نماز حاجت يا بعد از نماز واجب يا مستحب شروع كند.

چهاردهم: شرائط وى را بداند.

پانزدهم: ختم او موجب ترك واجبى يا ضايع شدن حقى نگردد زن از شوهر و فرزندان والدين اجازه بگيرند.

و در شرائط فعلى در ميان مسلمانان مرسوم نيست كه ختم آيه الكرسى بگيرند بلكه موارد ديگرى را رعايت مى‏كنند كه البته حائز اهميت است اما به نظر حقير چون احتمال اسم اعظم بودن آية الكرسى هست اين ختم مى‏تواند تاثير به سزايى در رفع حوائج دنيوى و اخروى داشته باشد و تا كنون چون كتابى مستقل در باره آيه الكرسى با اين اوصاف چهار گانه‏اى که ذكر شد تأليف نيافته است مردم از بركات اين آية بى‏اطلاع هستند . اميد دارم اين حقير كوچكترين قدمى را براى آشنايى مردم با اين روش خدا پسندانه برداشته باشم و موجب مرضى حق تعالى قرار گيرد إنشاء ا...البته با همه تلاشى كه براى تهية اين متن به انجام رسيده است، راه سو كرد اصلاح و تجديد نظر در آن براى رسيدن به نحو كاملتر، باز خواهد بود و انعكاس نظرات عزيزان مى‏تواند بر طرف كننده نصف كتاب باشد. خداوندا به حق محمد و آل محمّد اين اثر ناچيز را از ما بپذيريد.

آية الكرسى، ترجمه و تفسير اجمالى

255 ـ «اللّه‏ لا اله الاّ هو الحى القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم له مافى السموات وما فى الارض. من ذا الذى يشفع عنده الاّ باذنه يعلم مابين ايديهم وما خلفهم ولا يحيطونه بشى‏ء من علمه الاّ بما شاء وسع كرسيه السموات والارض ولا يوده حفظهما وهو العلى العظيم.

256 ـ لا اكراه فى الدين قد تبينّ الرشد من الغىّ فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن باللّه‏ فقد استمسك باالعروة الوثقى لا انفصام لها واللّه‏ سميع عليم.

257 ـ اللّه‏ ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور والذين كفروا اولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النّور الى الظلمات اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون».

هيچ معبودى جز خداوند گيانه زنده، كه قائم به ذات خويش است و موجودات ديگر قائم به او هستند، وجود ندارد، هيچگاه خواب سبك و سنگين او را فرا نمى‏گيرد (و لحظه‏اى از تدبير جهان هستى غافل نمى‏ماند) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن او است. كيست كه در نزد او جز با فرمان او شفاعت كند (بنا بر اين شفاعت شفاعت كنندگان، براى آنها كه شاسيته شفاعت هستند، از مالكيت مطلقه او نمى‏دهد) آنچه در بيش روى آنها (بندگان) و پشت سر آنهاست مى‏داند (و گذشته و آينده حرام در ديانتگاه علم او يكسان است) و جز به تعدادى كه بخواهد كسى از علم او آگاه نمى‏گردد (او است كه به هم چيز آگاه است و علم و دانش محدود ديگران پرتوى از علم بى‏پايان و نا محدود او است) كرسى (حكومت) او آسمانها و زمين را در بر گرفته، و نگاهدارى آنها براى او گران نيست و بلندى مقام و عظمت مخصوص او است.

در قبول دين اكراهى نيست (زيرا) راه درست از راه منحرف آشكار شده است بنابر اين كسى كه به طاغوت (بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدايان آورد به دستگيره محكى دست زده است كه گسى براى آن نيست و خداوند شنوا و داناست.

خداوند ولى و سرپرست كسانى هست كه ايمان آورده‏اند، آنها را از ظلمتها به سوى نور بيرون مى‏برد، (امّا) كسانى كه كافر شوند او ميان آنها طاغوت (بت و شيطان و افراد جبّار و طغيانگر) مى‏باشند كه آنها را از نور به سوى ظلمتها بيرون مى‏برند، آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند بود.

تفسير اجمالى آية الكرسى

اللّه‏ لا اله الاّ هو الحى القّيوم.

اللّه‏ يعنى ذاتى كه يگانه هست، و جامع همه صفات كمال، او پديد آورنده جهان هستى است، و لذا در عالم هستى معبودى شايسته پرستش جز او وجود ندارد (لا اله الاّ هو) قران با اين بيان وحدت و يگانگى آفريدگار جهان را كه اساس اسلام است بيان كرده، ولى همانطور كه اشاره شد در مفهوم «اللّه‏» بند اين حقيقت افتاده است، بنابر اين، جمله «لا اله الاّ هو» تأكيد همان حقيقت است. «فى» بمعنى زنده است و اين حكم مانند هر صفت مشّبهه ديگر دلالت بردوام دارد.

حيات خداوند حيات حقيقى است زيرا حيات او عين ذات اوست، نه اينكه عارضى، و از ديگرى گرفته شده باشد، در حاليكه انسان حيات و زندگى‏اش ذاتى نيست بلكه از ديگرى كه همان از خداوند باشد گرفته است.

و منظور از زنده بودن خداوند همانند انسانها يا موجودات ديگر نيست كه نمو، تغذيه، توليد مثل و جذب و دفع و احيان داراى حس و حركت باشد بلكه حيات و زنده بودن به معنى وسيع و دافعى‏اش كه عبارت از علم و قدرت است در مورد خداوند اطلاق مى‏شود زير، در حقيقت به واسطه علم و قدرت، موجود زنده از غير ز نوه تشخيص داده مى‏شود، و ان نمو و حركت و غير آن از آثار موجوداتى است كه ناقص و محدودند و داراى كمبودهايى هستند كه بوسيله آنها آنرا تأمين مى‏كنند، اما آن كسى كه كمبودى ندارد اين مورد هم درباره او مطرح نيست.

«الَقَّيُومْ»

قيوم، صيغه مبالغه از مادّه «قيام» است به همين دليل به معنى وجودى است كه قيام او به ذات او است و قيام همه موجودات به وجود او است، و به عبارت ديگر تمام موجودات جهان هستى به او متكى هستند.

روشن است كه قيام به معنى ايستادن در گفتگوهاى روز مره به معنى همان مثبت مخصوص است و از آنجا كه اين معنى درباره خداوندى كه از جسم و صفات جسمانى منده است مفهومى ندارد، بنابراين منظور از آن قيام به آفرينش و تدبير و نگهدارى مى‏باشد و فقط او است كه اين خصائص را دارد و بطور دائم و بدون هيچ گونه وقفه، «قيام» به اين امور دارد.

«لا تأخذه سنة ولا نوم»

«سِنَةٌ» سستى مخصوصى است كه در آغاز خواب روى مى‏دهد و با تعبيد ديگر به معنى خواب سبگ است. «نَوْم» يعنى خواب، همان حالتى كه قسمتى از حواس انسان به واسطه عوامل طبيعى خاصى به هنگام آن كرود پيدا مى‏كند.

جمله «لا تاخذه سنةٌ ولا نوم» در حقيقت تاكيد قيوم بودن خدا است، زيرا قيام كامل و مطلق به تدبير عالم هستى ايجاب مى‏كند كه حتّى لحظه‏اى از آن غافل نگردد، يعنى خداوند در حكومت مطلقه و تدبير امور عالم هستى آنى غفلت نمى‏كند و لذا چيزيكه با اصل قيومّيت خداوند سازگار نباشد خود بخود از ساحت و قدس او منتفى است و حتى ضعيفترين عاملى كه موجب كوچكترين سستى در كار او باشدش «خواب سبك» در ذات او نيست.

«له مافى السموات وما فى الارض».

مالكيت مطلقه خداوند.

چون قيام به امور عالم بدون مالكيت آسمانها و زمين و آنچه در آنها است ممكن نيست، از اين رو در اين جمله بعد از ذكر قيومّيت خداوند به اين حقيقت تصريح شده است به تمام عالم، ملك خاص او است، و هر تصدفى در جهان هستى شود از ناحيه او مى‏باشد بنابراين آنجه را تعبد در اختيار دارد و از آنها استفاده مى‏كند، ملك حقيقى او نيست بلكه به عنوان عاريه است و فقط مدتى با مراعات شرائطى كه از ناحيه مالك حقيقى تعيين شده است حق تصرف در آنها دارند.

«مَنْ ذالذّى يشفع عنده الاّ باذنه».

اين جمله به اصطلاح استفهام انكارى است بغير هيج كس بدون فرمان خداوند نمى‏تواند در پيشگاه او شفاعت كند، و در حقيقت اين جمله مكمل معنى قيوميت خداوند و مالكيت مطلقه او نسبت به تمام موجودات عالم هستى است، يعنى اگر نمتسا سوره مى‏كنيم كسانى در پيشگاه خداوند شفاعت مى‏كنند دليل بر آن نيست كه آنها مالك چيزى هستند و استقلال در تأثير دارند، بلكه اين مقام شفاعت را نيز خداوند به آنها بخشيده است، بنابراين چون شفاعت آنها به فرمان خدا است خود دليل ديگرى بر قيوميت و مالكيت او كلوب مى‏كرد.

«يعلم مابين ايديهم وما خلفهم».

بعد از اشاره به مسأله شفاعت، در اين جا اشاره بدليل آن كرده و مى‏فرمايد:

خداوند از گذشته و آينده شفيعان آگاه است، و آنچه بر آنها پنهان است مى‏داند، نبابراين آنها نمى‏توانند موضوع تازه‏اى درباره كسانى كه مى‏خواهند از آنها شفاعت كنند به پيشگاه خدا عرض كنند تا ما توجه به آن خداوند در حكم و فرمانش نسبت به آنها تجديد نظر كنند.

توضيح اينكه. در شفاعتهاى معمولى شخص شفيع از يكى از دو طريق در كسى كه مى‏خواهد نزد او شفاعت كند نفوذ مى‏نمايد: نخست اينكه اطلاعاتى درباره شايستگى و لياقت شفاعت شونده در احتيار او بگذارد و او را شايسته تجديد نظر معرفى مى‏كند و ديگر اينكه مطالبى درباره ارتباط شفاعت شونده با شفاعت كننده بيان دارد تا حكم را به خاطر شفاعت كننده تغيير دهد.

روشن است كه هر يك از اين دو موضوع فرع بر اين است كه شفاعت كننده اطلاعاتى داشته باشد كه نزد شخصى كه در پيشگاه او شفاعت مى‏كند وجود نداشته باشد، اما اگر او احاطه كامل اعلى به همه چيز و همه كس داشته باشد هيچ، كس نمى‏تواند در پيشگاه او براى كسى شفاعت كند، زيرا اوست كه بايد لياقت افراد را براى شفاعت تصديق كند و اجازه شفاعت دهد.

«وَلا يُحيطُونَ بِشى‏ءٍ مِنْ عِلمه الاّ بما شاء».

اين جمله در حقيقت تاكيد جمله سابق و اشاره به محدود بودن علم شفيعان در برابر علم خدا است زيرا آنها احاطه به معلومات پروردگار ندارند و تنها به آن مقدار كه او اراده كند با خبر مى‏شوند.

ضمنا از اين جمله استفاده مى‏شود كه هيچ كس از خود علمى ندارد و تمام علوم بشر از ناحيه خدا است او است كه با گذشت زمان تدريجا پرده از اسوار حيرت انگيز جهان آفرينش بر مى‏دارد و حقايق جديدى در اختيار بشر مى‏گزارد و معلومات او را گسترش مى‏دهد.

منظور از عرش و كرسى چيست؟

«وسع كرسيه السموات والارض».

«كرسى» از نظر ريشه لغت از «كِرس» «بروزن ارث» گرفته شده كه به معنى اصل و اساس مى‏باشد و گاهى نيز بهر چيزى كه بهم پيوسته و تركيب شده است گفته مى‏شود و به همين جهت به تختهاى كوتاه «كرسى» مى‏گويند و نقطه مقابل آن «عرش» است كه به معنى «چيز مُسَْقف» و يا خود سقف و يا تخت پايه بلند مى‏آيد.

و از آنجا كه استاد و علّم به هنگام تدريس و تعليم بر كرسى مى‏نشيند گاهى كلمه «كرسى» كنايه از «علم» مى‏باشد و نظر بدآنيم «كرسى» تحت اختيار وزير نفوذ سيطره انسان است گاهى به صورت كنايه از «حكومت و قدرت» و فرمانروائى بواسطة‏اى بكار مى‏رود.

در آيه بالا مى‏خوانيم كه «كرسى» خداوند همه آسمانها و زمين را در بر مى‏گيرد، كرسى در اين جا به چند معنى مى‏تواند باشد:

1 ـ «منطقه قلمرو و حكومت».

يعنى خداوند بر همه آسمانها و زمين حكومت مى‏كند و منطقه نفوذ او همه جا را در بر گرفته و بر اين ترتيب كرسى خداوند مجموعه عالم ماده اعم از زمين و ستارگان و كهكشانها و سحابها است.

طبيعى است كه عرش طبق اين معنى بايد مرحله‏اى بالاتر و عاليتر از جهان ماده بوده باشد در اين صورت معنى عرش عالم ارواح و فرشتگان و جهان ماوراء طبيعت خواهد بود. البته اين در صورت اسف كه عرش و كرسى در مقابل هم قرار گيرد كه يكى به معناى «عالم ماده و طبيعت» و ديگرى به معناى «عالم ماوراء طبيعت» است.

2 ـ «منطقه نفوذ علم».

يعنى علم خداوند به جميع آسمانها و زمين احاطه دارد و چيزى از قلمرو نفوذ علم او بيرون نيست زيرا همانطور كه گفتيم كرسى گاهى كنايه از علم مى‏باشد، در روايات متعددى نيز روى اين معنى تكيه شده است از جمله ««حفص بن غياث».

از امام صادق عليه‏السلام نقل مى‏كند كه از آن حضرت پرسيدم منظور از «وسع كرسيه السموات والارض»(6) جيست؟ فرمود: منظور علم اوست.

3 ـ «موجودى و سيعتر از تمام آسمانها و زمين».

كه از هر سو آنها را احاطه كرده است. و بر اين ترتيب معنى آيه چنين مى‏شود: كرسى خداوند همه آسمانها و زمين را در بر گرفته و آنها را احاطه كرده است: در حديثى از على عليه‏السلام اين تفسير نص شده آنجا كه مى‏فرمايد:

«اَلْكُرِسىُّ مُحيطٌ باالَسَّمواتِ والاَّرْضِ وما بَيْنَهُما وما تَحْتَ الثَّرى»:

كرسى احاطه بزمين و آسمان و آنچه مابين آنها و آنچه در زير اعماق زمين قرار گرفته است دارد.(7)
حتّى از پاره‏اى روايات استفاده مى‏شود كه كرسى به مراتب از آسمانها و زمين و سيعتر است بطورى كه مجموعه آنها در برابر كرسى هم‏چون حلقه‏اى است كه در وسط بيابانى قرار داشته باشد. از امام صادق عليه‏السلام نقل شده كه فرمودند:

وما السَّمواتُ وَاْلاَْرضُ عِنْدَ الْكُرْسّىِ الاّ كَحَلْقَةِ خَاتَمٍ فى قَلدةٍ وَما اْلكُرْسىُّ غْيِرَ الْعَرْشِ الاّ لَحَلْقَةٍ فى قلدةٍ:

(آسمانها و زمين در برابر كرسى همچون حلقه انگشترى است در وسط يك بيابان، و كرسى در برابر عرش هم چون حلقه‏اى است در وسط يك بيابان)!(8)
البته معنى اول و دوم كاملاً مفهوم و روشن است ولى معنى سوم چيزى است كه هنوز علم و دانش بشر نتوانسته است از آن پرده بردارد زيرا وجود چنان عالمى كه آسمانها و زمين را در بر گرفته باشد و به مراتب و مستعير از جهان مى‏باشد هنوز از طرق متداول علمى اثبات نشده است در عين حال هيچگونه دليلى بر نفى آن نيز در دست نيست، بلكه هر دانشمندان معترضند كه وسعت آسمان و زمين در نظر ما با پيشرفت و مسائل و ابزار مطالعات نصوص روز بروز بيشترست شود و هيچ كس نمى‏تواند ادعا كند كه وسعت عالم هستى بهمين اندازه است كه علم امروز موفق به كشف آن شده است، بلكه به احتمال قوى عوالم بيشمار ديگرى وجود دارد كه از خلعه و ديد وسائل امروز ما بيرون مى‏باشد.

اين سخن ناگفته نماند كه تفسيرهاى سركار بالا هيچ منافاتى باهم ندارد و در نتيجه اينكه: تحت حكومت و قدرت خدا، همه آسمانها و زمين را خدا گرفته، و كرسى علم و دانش او به همه اين عوالم احاطه دارد و چيزى از قلمرو حكومت و نفوذ علمى او بيرون نيست.

«ولا يَؤُودُهُ حِفْظُهُما».

«يَؤوُدُهُ» در اصل از ريشه «اَوْد» «بر وزن فَوْلْ» به معنى ثقل و سنگينى مى‏باشد، يعنى حفظ آسمانها و زمين براى خداوند هيچگونه سنگينى و مشقّتى ندارد. زيرا او همانند مخلوقات و بندگان خود نيست كه قدرتشان محدود باشد و گامى از نگهدارى چيزى خسته و ناتوان شوند، قدرت او نامحدود است و در برابر يك قدرت نامحدود اصولاً «سنگينى» و «سبكى»، «مشّقت» و «آسانى» مفهومى ندارد. اين مفاهيم همه در مورد قدرتهاى محدود صدق مى‏كند.

«وَهُوَ اْلعَلِىُّ اْلعَظيم».

اين جمله در حقيقت دليلى براى جمله‏هاى سابق است بمعنى خداوندى كه برتر و بالاتر از شبيه و شريك و هرگونه كمبود و عيب و نقصان است. و خداوندى كه عظيم و بزرگ است و بى‏نهايت است، هيچكارى براى او مشكل نيست و هيچگاه از اداره و تدبير جهان هستى خسته و ناتوان و غافل و بجبر سنت كردد، و علم او بر هم چيز احاطه دارد.

«لا اِكْراهَ فِى الدين».

شأن نزول:

مسنّد معروف «طَبْرسى» در مجمع البيان در شأن نزول آيه نقل مى‏كند كه مردى از اهل مدينه بنام «حصين» دو پسر داشت برخى از بازرگانانى كه بر مدينه كالا وارد مى‏كردند هنگام برخورد با اين دو پسر آنان را به عقيده و اثنيت «مسيحيّت» دعوت كردند، آنان هم سخت تحت تأثير قرار گرفته و به اين كست وارد شدند و هنگام مراجعت نيز باتفاق بازرگانان بشام رهسپار گرديدند:

«حصين» از اين جريان سخت ناراحت شد و جريان را به پيغمبر اطلاع داد و از حضرت خواست كه آنان را به مذهب خود برگرداند و سؤال كرد آيا مى‏توانم آنان را با اجبار به مذهب خويش باز گردانم؟

آيه فوق نازل گرديد و اين حقيقت را بيان داشت كه: «در گرايش به مذهب اجبار و اكرامى نيست».

در تفسير المنار نقل شده كه حصين خواست دو فرزند خود را با اجبار به اسلام بازگرداند آنان بعنوان شكايت نزد پيغمبر آمدند، حصين به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم عرض كرد من گويم خود اجازه دهم كه فرزندانم وارد آتش گردند و من ناظر آن باشم؟ آيه مورد بحث بهمين منظور نازل شد.

تقسير:

«رشد» از نظر لعت عبارتست از راه يابى و رسيدن بواقع در برابر «غىّ» كه به معنى انحراف پيدا كردن از حقيقت و دور شدن از واقع است و از آنجا كه دين و مذهب با روح و فكر مردم سر و كار دارد و اساس دستالوده آن بر اساس ايمان و يقين استوار است خواه و ناخواه راهى جذ منطق و استدلال نمى‏تواند داشته باشد ولى همانطور كه از شأن نزول آيه استفاده مى‏شود بعضى از افراد از پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏خواسته‏اند كه او همچون «حُكّام جابر» با زور اقدام به تغيير مردم كند آيه فوق صريحا به آنها پاسخ گفت كه دين و آئين چيزى نيست كه با اكراه و اجبار تبليغ گردد.

اين آيه پاسخ دندان شكنى است به آنها كه تصور مى‏كنند اسلام در بعضى از موارد چنبه تحميلى و اجبارى داشته و با زور تمفيذ و قدرت نظامى پيش رفته‏اش.

جهان كه اسلام اجازه نمى‏دهد پدرى فرزند خويش را براى تغيير عقيده قدسى تحت حكم قرار دهد تكليف ديگران روشن است اگر تغيير عقيده اجبارا ممكن بود لازم بود اين اجازه قبل از هر كس بر پدر در باره فرزندش داده شود در حاليكه اين حق به او داده نشده است.

تفسير آيه 257 اللّه‏ ولى الذين آمنوا لـ...

لغت «ولى» در اصل به معنى «نزديكى و عدم جدائى» است، به همين جهت به سرپرست و مولى انسانى كه نيازمند به تربيت و سرپرستى است «ولى» گفته مى‏شود، به دوستان و رفقاى صميمى نيز ولى و اولياء اطلاق مى‏گردد، امّا روشن است كه در آيه معنى اول است.

پس از آن كه در آيات به مسئله كفر و ايمان و روشن بودن حق از باطل، و راه راست از مسير انحرافى، اشاره شد، اين به مؤمن تكليفى مطلب مى‏گويد: هر يك از مؤمن و كافر، رهبر و راهنماى و مسيرى مخصوص بخود دارند، رهبر و راهنماى مؤمنان خدا است، و مسير آنها خارج شدن از ظلمتها بنور است، امّار رهبر كافران طاغوت و مسير آنها بعكس مؤمنان از نور به ظلمت است، و سر انجام آنها نيز روشن مى‏باشد زيرا آنها بوى هميشه در آتش خواهند بود.(9)

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زن موجود جمیل و لطیفی است که مظهر جمال خلقت است « بانو امین »
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از شمس الدین سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
۱۳۹۰-۱۲-۱۸
مطلب: #2
RE: اطلاعات جامع درباره آیة الكرسی
آيا آية الكرسى يك آية است يا سه آيه؟

سؤال در اين است كه آيا آية الكرسى همين يك آيه‏اى است كه تا هو الْعَلىُّ العظيم است يا ضميه به دو آية ديگر است كه تا «هُمُ فيها خالدون» باشد.

جواب آن است كه مشهور مى‏گويند آية الكرسى يك آيه پيش نيست وهو العلىُّ العظيم انتهاى آيه است.

دليل بر اين ادّعا است كه اولاً تعبير به آية الكرسى، دلالت مى‏كند بر يك آيه فقط و اگر تا «هم فيها خالدون» بود بايد تعبير به آيات كنند چون سر آيه است نه به آيه واحده.

و ثانيا آية در بر گيرنده بر لفظ كرسى همين آيه است «وَسِعَ كرسيُّه السموات والارض» و باين مناسبت آية الكرسى گفته‏اند.

و ثالثا در بسيارى از اخبار در بيان فضائل آية الكرسى تصريح دارد تا (العلى العظيم) مثل حديث مروى در لالى الاخبار از پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: «مَنْ قَرَءَ اَرْبَعَ آيات مِنْ اَوَّلِ الْبَقَرَةِ وآيَةَ الكُرْسِيىِّ وَاتين بعدها وثلاثة آياتٍ مِنْ آخِرِها لَمْ يرَ فىِ نَفْسِهِ ومالِه شيئا يكرهه ولا يقربه شيطان ولا ينسى القران» چون آيتين بعد از آية الكرسى صريح در اين است كه آنها جزء آية الكرسى نيست و نقل حديث عبداللّه‏ بن مسعود از حضرت رسول كه فرمود:

«مَنْ قَرَءَ عَشْرَ آياتٍ مِنْ سورة الْبَقَرةِ فى لَيْلَةٍ فى بَيْتٍ لَمْ يَدْخُلْ ذالك البيتَ شَيطانٌ حَتَّى يَصْبَحَ أرْبَعَ آياتٍ مِنْ اَوَّلِها وآية الكرسى وآيتين بعدها و خواتيها) هر كس ده آيه از سوره بقره در هر شب در منزلش بخواند آن بيت را شيطان داخل نمى‏شود تا صبح گردد و آن ده آيه 4 آيه اول بقره و يك آيه آية الكرسى و دو آيه بعد و سه آيه در پايان بقره.

همه اينها تصريح آيه الكرسى به يك آيه دارد و آن هم تا هو العلى العظيم است.

رابعا: جميع مفسرين از عامه و خاصه در بيان فضائل و خواص آية الكرسى در ذيل همين آيه ذكر كرده‏اند و سپس آن دو آيه را متعرض شده‏اند.

و خامسا تصريح بسيارى از علماء باين موضوع بنحو ارسال مسّلم چنانچه در مجمع البحرين مى‏فرمايد:

«آية الكرسى معروفةٌ وهى الى قوله «وهو العلى العظيم»(10)».

وامكان آيه تا «هم فيها خالدون» گفته‏اند به دو صورت استدلال كرده‏اند.

1 ـ متعارف بودن بين مسلمين.

2 ـ در بسيارى از اخبار مرموزه آية الكرسى را بخواند تا فيها خالدون.

اما همه اينها دلائل قابل اعتنايى است و دلائل دسته اول قوى و نيرو مند بنظر مى‏رسد.(11)

ارزش معنوى آية الكرسى

درباره ارزش معنوى و عظمت روحانى آية الكرسى روايات بسيارى از رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و ائمه طاهرين عليهم‏السلام براى مزيد اطلاع به بعضى از آنها شاره مى‏شود.

1 ـ بزرگترين آيه در قرآن.

عن رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم اَنَّه قالَ: «اِنّ اَعْظَمَ آيةٍ فِي الْقُرْآنِ آيةُ الْكُرْسيّ»(12).

ترجمه: از پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نقل شده است كه فرمودند: بدرستيكه بزرگترين آيه در قرآن آية الكرسى مى‏باشد.

2 ـ گنج آسمانى.

عَنْ عَلِيٍ عليه‏السلام اَنَّهُ قالَ: «لَوْ تَعْلَمُونَ مافيها لَما تَرَكْتُمُوها عَلى حالٍ اِنَّ رسولَ اللّه‏ِ6 قال: اُعْطيتُ آيةَ الكرسيِّ مِن كَنْزِ تَحْتِ الْعَرْشِ لَم يُؤتَها نَبِىٌّ قَبْلي»(13).
على عليه‏السلام فرمودند: اگر از آثار معنوى اين آيه شريفه آگاه مى‏بوديد در هيچ حالى، آنرا ترك نمى‏كرديد پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: آية الكرسى از گنجينه‏اى در زير عرش به من عطا شده است و قبل از من به هيچ پيغمبرى چنين عطائى نشده است.

3 ـ آية الكرسى سيّد سوره بقره.

عَنْ عَلِيٍ عليه‏السلام قال: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يَقُولُ يا عَلِيّ...سَيِّدُ الْكَلامِ الْقُرْآنُ وَسَيِّدُ الْقُرْآنِ الْبَقَرَةُ وسَيِّدُ الْبَقَرَةِ آيَةُ الْكُرْسِيّ يا عَلِيُّ اَنَّ فيها لَخَمْسينَ كَلِمَةً فى كُلِّ كَلِمَةٍ خَمْسَونَ بَرَكَةً»(14).

ترجمه:

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ضمن حديثى به على عليه‏السلام فرمود: قرآن كلام برتر و بزرگ است و سوره بقره سد قرآن و آية الكرسى سيد بقره است سپس فرمود: در آية الكرسى پنجاه كلمه است و در هر كلمه پنجاه بركت و خير وجود دارد.

4 ـ اثر خواندن آية الكرسى در هر صبح.

هر كس صبح يك مرتبه آية الكرسى را بخواند خداوند متعال يك ملك مُوَكِّل فرمايد كه تا شام او را از بليّات محافظت كند و چون دو مرتبه بخواند دو ملك مُوَكِّل فرمايد و چون سه مرتبه بخواند سه ملك مأمور فرمايد و چون چهار بار بخواند چهار ملك موكل فرمايد كه او را از بليّات نگاهدارند تا شام و چون پنج مرتبه بخواند خطاب شود كه واگذاريد او را كه من خودم نگاهدارى مى‏نمايم همچنين اگر شام قرائت نمايد تا سبح از بلاها محفوظ مى‏ماند(15).

5 ـ ثواب آية الكرسى در نماز مستحبى.

قال ابو عبداللّه‏ عليه‏السلام : «مَنْ قَرَأَ قل هُوَ اللّه‏ُ اَحَدٌ وَاِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَآيَةَ الكُرْسىِّ فى كُلِّ رَكْعَةٍ مِنْ تَطّوُّعِهِ فَقَدْ فَتَحَ اللّه‏ُ لَهُ بِاَفْضَلِ اَعْمالِ الاْدَميّينَ اِلاّ مَنْ اَشْبَهَهُ فَزادَ عَلَيْهِ»(16).

ترجمه:

امام صادق عليه‏السلام فرمود: هر كس در هر ركعت از نماز مستحب خود سوره قل هو اللّه‏ احد وانا انزلناه و آية الكرسى را بخواند خداوند او را موفق به افضل اعمال انسانها نموده است. مگر آن كسى كه شبيه او كند و از او زيادتر بخواند.

6 ـ آية الكرسى برتر قرآن شريف.

عن الصّادِقَ عليه‏السلام قال: «اِنَّ لَكُلِّ شيءٍ ذِرْوَةٌ وَذِرْوَةُ الْقُرْآنِ آيَةُ الكُرْسِيِّ»(17).
ترجمه:

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: براى هر چيز فرد برتر و نقطه اعلا وجود دارد و آية الكرسى اعلا و برتر قرآن شريف است.

7 ـ خواندن آية الكرسى با كيفيت خاص.

قالَ رَسُولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم .

«مَنْ قَرَأَ اَرْبَعَ آياتٍ مِنْ اَوَّلِ الْبَقَرَةِ وَآيَةَ الْكُرْسَيِّ وَايَتَيْنِ بَعْدَها وَثَلاثَ آياتٍ مَنْ اخِرِها لَمْ يَرَ في نَفْسِهِ وَمالِهِ شَيئا يُكْرِهُهُ، وَلا يُقَرِّبُهُ شَيْطانٌ وَلا يَنْسَى الْقُرْآنَ»(18). الآمآ* ذَلِكَ الْكِتَبُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدٍى لِلْمُتَّقيِنَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ* وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالاْءَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ* اللّه‏ُ لاَآ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَافِى السَّمَوَتِ وَمَا فِى الاْءَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَابَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِطُونَ بِشَى‏ءٍْ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاّ بِمَا شَآءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَوَتِ وَالاْءَرْضَ وَلاَ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ* لاَآ إِكْرَاهَ فِى الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مَنَ الْغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّه‏ِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّه‏ُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ* اللّه‏ُ وَلِىُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَتِ أُوْلَآئِكَ أَصْحَبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِى حَآجَّ إِبَْهِمَ فِى رَبِّهِ أَنْ آتَهُ اللّه‏ُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ اِءبرَهِمُ رَبِّى الَّذِى يُحْىِ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَاْ أُحْىِ وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَهِمُ فَإِنَ اللّه‏َ يَأْتىِ بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِى كَفَرَ وَاللّه‏ُ لاَ يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّلِمِينَ* أَوْ كَالَّذِى مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْىِ هَذِهِ اللّه‏ُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّه‏ُ مِاْئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْما أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِاْئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلّنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْما فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّه‏َ عَلَى كُلِّ شَى‏ءٍْ قَدِيرٌ* للّه‏ِ مَافِى السَّمَوَتِ وَمَا فِى الاْءَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَافِى أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّه‏ُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَاللّه‏ُ عَلَى كُلِّ شَى‏ءٍْ قَدِيرٌ* آمَنَ الرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه‏ِ وَمَلَآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ* لاَ يُكَلِّفُ اللّه‏ُ نَفْسا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَاكَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبّزنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَالاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَفِرِينَ*.

ترجمه: پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: هر كس چهار آيه از اول سوره بقره و آية الكرسى را با دو آيه رعد از آن و سه آيه آخر آن سوره را تلاوت كند هيچگونه بدى و ناراحتى در جان و مال خود نبيند و شيطان نزديك او نمى‏شود و قرآن را فراموش نمى‏كند.

8 ـ ثواب خواندن آية الكرسى هنگام خواب و در تعقيب نماز.

عن ابي الحسن الرضا عليه‏السلام .

«مَنْ قَرَأَ آيةَ الْكُرْسِيِّ عِنْدَ مَنامِهِ لَمْ يَخَفِ الْفالِجَ اِنْ شاءَ اللّه‏ُ وَمَنْ قَرَأَها بَعْدَ كُلِّ صَلاةٍ لَمْ يَضُرُّهُ ذُو حُمَةٍ»(19).
ترجمه:

امام رضا عليه‏السلام فرمودند: هر كس هنگام خواب آية الكرسى را تلاوت كند بخواست خدا به مرضى كه او را فلج كند گرفتار نشود و هر كس پس از هر نماز آنرا بخواند گزنده‏اى به وى آزار نرساند.

9 ـ آية الكرسى در ختم سوره انعام.

گويند ختم سورة مباركه انعام به جهت هر حاجتى به اين نحو است كه قرائت سورة مذكوره نمايد و چون به حكمه (رُسُلُ اللّه‏ِ) برسد وقف نمايد و برخيزد و دو ركعت نماز بجاى آورد بعد از حمد آية الكرسى را هفت مرتبه و توحيد را پنجاه بار بخواند و بعد از سلام سر به سجده نهد و هفت مرتبه بگويد «لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَك اِنّي كُنْتُ مِنَ الظالمين»(20) پس سر بردارد و بقيه سوره را از (اَللّه‏ُ اَعْلَمُ) سر بگيرد و تمام كند. اما شروع اين ختم اگر روز شنبه باشد ميان نماز ظهر و عصر و سه شنبه وقت چاشت و چهار شنبه رسَنْجُورى گويد كه من اين نماز را كردم و از خداوند تعالى دنيا را طلبيدم، چندان به من عطا فرمود كه هزار غلام خريدم و آزاد كردم واللّه‏ اعلم(21).

10 ـ حديث سلمان درباره آية الكرسى.

گويند در حديث سلمان فارسى رضى‏الله‏عنه آمده است كه: رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود كه هر كس آية الكرسى را به زعفران بر كف دست راست خود بنويسد و آن را به زبان خود بليسد و هفت نوبت چنين كند هرگز چيزى را فراموش نكند و فرشتگان او را آمرزش خواهند.(22)

11 ـ آية الكرسى دور كننده هزار بدى.

از حضرت باقر عليه‏السلام روايت است كه ره كس يك مرتبه آية الكرسى را قرائت كند دور كرده مى‏شود از او هزار مكروه و بدى از بديهاى دنيا و هزار مكروه و بدى از بديهاى آخرت و سهل‏تر مكروه دنيا فقر و سهل‏تر مكروه آخرت عذاب قبر است (23).

12 ـ ثواب صد مرتبه خواندن آية الكرسى.

عدبى آن اين است عن الرسيول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مَنْ قَرَأَ آية الكرسى مائَةَ مَرَةً كانَ كَمَنْ عَبَدَ اللّه‏َ طُوْلَ حَياتِهِ.

از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مروى است كسى كه آية الكرسى را صد مرتبه بخواند مثل كسى است كه در عمر خود عبادت خدا را نموده باشد(24).

13 ـ تلاوت آية الكرسى بر آب.

گويند اگر كسى 3 بار آية الكرسى را بر آب خواند و روى خود را بشويد و دو ركعت نماز بگذارد و در هر ركعت حمد يكبار و آية الكرسى يكبار بخواند هر مراد داشته باشد حاصل گرددان شاء اللّه‏ تعالى و اگر پيش بزرگى رود محترم گردد و هر كه آية الكرسى را بنويسد و بر بازوى خود بندد به هر جا رود عزيز و محترم باشد و اگر به انار شيرين بدمد قبل از 4 ماه و به زن باردار دهد قبل از چهار ماه فرزندش پسر شود (25). انشاء ا... .

14 ـ ختم عظيم آية الكرسى.

گويند هر گاه كسى به اعتقاد درست متوجه اين ختم عظيم الشأن بشود تا سه روز حاجت او روا شود و طريق او اين است كه يكبار آية الكرسى با اعوذ باللّه‏ و بسم اللّه‏ (26) و يكبار حمد با سوره قل هو اللّه‏ احد كه هر بار سوره اخلاص را مى‏خواند با بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم شروع كند و اين سوره را بعد از حمد 5 مرتبه بخواند و يازده بار سوره كوثر و صد صلوات بفرستد تا سه روز ان شاء اللّه‏ مراد او حاصل شود و ثواب ختم را به روح چهار پيغمبر كه آدم صفى اللّه‏ و ابراهيم خليل اللّه‏ و موسى كليم اللّه‏ و محمد حبيب اللّه‏ عليهم‏السلام فرستد(27).

15 ـ آية الكرسى طلسم عظيم القدر.

قيلَ رُوِىَ عَنْ مَولانا اميرُ المؤمنين عليه‏السلام اَنَّهُ مَنْ كَتَبَ «اللّه‏ اكبر» خَمْسينَ مَرَّةً والْبَسْمَلَةَ عَشْرَ مَرّاتٍ وآية الكرسي والاخلاص والْمُعَوَذَتَيَنِ ورَبَطَها عَلى عَضُدِهِ فَهُوَ طِلِسْمٌ عَظِيمُ الْقَدْرِ يَسْألُ اللّه‏َ تعالى شيئا اعطاه ان شاء اللّه‏ تعالى(28).

ترجمه: از على عليه‏السلام روايت شده است كه فرمودند: هر كس اللّه‏ اكبر را 50 بار و بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم را ده بار و آية الكرسى با و اخلاص و قل اعوذ برب الفلق و الناس را يك بار بنويسد و آن را بر بازوان خويش ببندد او طلسم بزرگى است كه در آن هنگام از خداوند هر سؤال و خواهشى داشته باشد خداوند به او مرحمت خواهد كرد.

16 ـ تلاوت هفت بار آية الكرسى قبل از طلوع آفتاب.

در كتاب جواهر مكنونه آورده هر كس پيش از برآمدن آفتاب بعد از نماز صبح حمد را بخواند و هفت بار آية الكرسى بخواند به اين ترتيب اول دست راست دوّم دست چپ سوّم پيش رو چهارم پشت سر پنچم بطرف آسمان ششم بر تحت قدمها هفتم بر كف دست خود بدمد و بر هر اعضاى خود بمالد و از خانه بيرون آيد در نظر همه كس عزيز و محترم باشد و در نظرها محبوب القلوب مى‏شود و دلها بر او مُشْفِقْ و مهربان گردد و اگر در ساعت زهره و مشترى بنويسد و با خود دارد محبوب دلها شود و اما بايد به جهت عمل حرام نكند و اگر خواهد كثير العلم و الفهم باشد بايد آيه شريفه را به مشك و زعفران و گلاب بنويسد و به آب قند بخورد اما كتابت بطريق ده وقف و ده عقد باشد و همچنين در خواندن به اطراف بايد بطريق ده وقف بخواند و ده وقف به اين طريق است:

1) اللّه‏ُ لاَآ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ 2) الْحَىُّ الْقَيُّومُ 3) لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ 4) لَّهُ مَافِى السَّمَوَتِ وَمَا فِى الاْءَرْضِ 5) مَن ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ 6) يَعْلَمُ مَابَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ 7) وَلاَ يُحِطُونَ بِشَى‏ءٍْ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاّ بِمَا شَآءَ 8) وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَوَتِ وَالاْءَرْضَ 9) وَلاَ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا 10) وَهُوَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ(29).
و طريق ده عقد آن است كه ابتدا از انگشت گوچك دست راست شروع نمده كه هر وقفى عقد انگشتى نمايد تا ختم شود به انگشت كوچك دست چپ.

17 ـ آية الكرسى بر طرف كننده نيازها و گرفتاريها.

از امير المؤمنين عليه‏السلام مروى است كه هر كه را مهمّى پيش آيد كه در آن عاجز باشد بايد غسل كند به نيت آن مهم و آية الكرسى را بخواند به طريق ده وقف و در ميان «يشفع عنده» آن مهم را بخاطر گذراند ان شاء اللّه‏ تعالى آن مهم به موجب دلخواه او برآيد و هر دعايى كه كند در آن وقت مستجاب شود.

18 ـ ختم مجوّب آية الكرسى.

بعضى از علماء حقه و پاره‏اى از بزرگان دنيا فرموده‏اند كه از جمله ختمهاى معتبر و مجرّب ختم آية الكرسى است به عدد لفظ كرسى يعنى دويست و نود مرتبه و اكابر و بزرگان شرط كرده‏اند كه بايد از «وهو العلى عظيم» تجاوز نشود و اگر احيانا از روى سهو تجاوز شود آية را از سر گيرد و ايضا گفته‏اند اگر كسى به عدد نام (30) خود رخواند ابواب فتوحات بر روى او گشوده شود و سعادت به او روى مى‏آورد و فقر و فاقه از او دور مى‏شود و اگر از براى تحبيب شرعى بعد اسم طالب و مطلوب خوانده شود اثرى عجيب مشاهده مى‏شود و غير از اين خواص بسيار و منافع بى‏شمار دارد انتهى كلامه رحمة اللّه‏ تعالى.

19 ـ توصيه امام صادق عليه‏السلام :

منقول است از حشرت صادق عليه‏السلام آنكه به ابن حماد فرمودند بنويس آية الكرسى را در ظرفى و به جرعه آب بشوى و بياشام شفا يابى از تب ان شاء اللّه‏ تعالى(31).

20 ـ نتيجه ده باز خواندن آية الكرسى.

گويند هر گاه ده نفر به جهت عزل و آوارگى حاكم جائرى هر يك ده مرتبه آية الكرسى بخوانند معزول گردد ان شاء اللّه‏ تعالى(32).

21 ـ اثر 70 مرتبه خواندن آية الكرسى تا هو العلى العظيم.

هر گاه كسى را مهمى روى دهد و خواهد بزودى كفايت شود بايد به صحرائى رود كه در آن آدمى نباشد و خطى در گِرد خود بكشد و رو به قبله متواضع نشيند و هفتاد مرتبه آية الكرسى را تا «هو العلي العظيم» بخواند بى‏شك در همان روز حاجت او برآيد و هذا مُجَرَّب و مُؤثر لا شَكَّ وَلا رَيْبَ فيهِ واللّه‏ العالم(33).

22 ـ جهت از بين بردن دشمن 40 بار خواندن آية الكرسى.

گويند به جهت مقهوريت دشمن چهل مرتبه آية الكرسى بخواند چون به مابين دو ميم در يعلم مابين ايديهم رسد آن دشمن را به نظر آورد و خواندن آن نيز به عدد مذكور به جهت كفايت ساير مهمات مؤثر است به شرط آنكه بخاطر گذراند مهم مطلوب را در مابين دو عين «يشفع عنده» وايضا هفت مرتبه خواندن آن بر نمك طعام و در طعام نموده و اطعام آن به مطلوب موجب محبت شديده آن مطلوب خواهد شد(34).

23 ـ خواندن آية الكرسى بعد از وضوء.

عن الباقر عليه‏السلام : قالَ مَنْ قَرَءَ عَلى اَثَرِ وُضُوئِهِ آيَةَ الْكُرْسِىِّ اَعْطاهُ اللّه‏ُ تَعالى ثَوابَ اَربَعينَ عاما ورَفَعَ لَهُ اَرْبَعينَ دَرْجَةْ وزَوَّجَهُ اللّه‏ُ اَرْبَعينَ حَوْراءً.(35)
ترجمه:

از حضرت امام محمد باقر عليه‏السلام روايت شده فرمود هر كسى بعد از وضو آية الكرسى را بخواند خداوند عطا مى‏كند به او ثواب چهل سال عبادت و در نهايت در درجه چهلم جا دهد و با چهل حوريه او را تزويج مى‏كند.

24 ـ آية الكرسى نجات دهنده از عذاب خداوند.

هر كه بر گورستانى عبور افتد و يازده مرتبه قل هو اللّه‏ احد بخواند خداوند به عدد مردگان پا و ثواب دهد و دستور است سوره حمد و آية الكرسى و قل هو اللّه‏ و دو قل اعوذ را هر يك سه بار بخواند و سروه قدر را هفت بار و تبارك الذى (سوره ملك) را يكبار بخواند ميّت را از عذاب خلاص مى‏كند.(36)

25 ـ جهت توسعه روزى آية الكرسى را بخوانيد.

از براى توسعه رزق در امرهاش و غنى و توانگرى در سحرگاه يعنى نزديك صبح دو ركعت نماز بجاى آورد در ركعت اول بعد از حمد هفده مرتبه سوره قل يا ايها الكافرون و دو ركعت دوّم بعد از حمد 17 مرتبه سوره قل هو اللّه‏ احد و در ركوع هر يك از اين دو ركعت 17 مرتبه سبحان ربى العظيم وبحمده گويد و در هر يك از سجدتين دو ركعت 17 مرتبه سبحان ربى الاعلى وبحمده بگويد و بعد از فراغ از نماز 17 مرتبه آية الكرسى بخواند كه مجربّ است و گفته‏اند كه اين عمل از گنجى مخفى پروردگار است كه بدست نااهل بنا به داد و خداوند سوره طه نزد طلوع فجر كمترين اثر او آن است كه روزى تازه به او مى‏رسد و نرمى دلها از براى او حاصل مى‏شود.(37)

26 ـ دعاى گنج العرش.

عبداللّه‏ مسعود گويد روزى پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله صبحى در مسجد نشسته بودند كه جبرئيل امين عليه‏السلام با نيكوترين وجه نازل شد (نه اينكه مردم او را ببينند بلكه چشم نبى و وصى قابل رويت ملايكه است) گفت السلام عليك يارسول اللّه‏ خداوند شما را سلام مى‏رساند و براى تو هديه فرستاده حضرت فرمود: و عليك السلام يا اخى، جبرييل چه هديه‏اى است او طرحايى به خط سبز گشور حضرت با حاضرين به احترام آن برخواستند و آن را به سر نهادند حضرت چه هديه‏اى روح الامين اين هديه جيست و جه ثوابى دارد گفت يا رسول اللّه‏ جز خداوند كسى ثواب آن را نداند هر كه اين دعا را بخواند اگر بيمارى شد شفا يابد و غمناك باشد شاد گردد و بيمار روحى به لطف خداوند بهبود يابد هر مهمى برآورده شود از هم بليّات و آفات محافظت كند اگر به نيّت آمرزش حتى يكبار بخواند خدا بانسان ثواب چهار پياده و چهار فرشته مقرّب به او بخشد و اگر كسى آن را به كفن خود نويسد هرگز جسدش نپوسد و در روز رستاخيز با شكل وروى بسيار زيبا و نورانى زنده گردد... (38) اين رويش براى اين آوردم كه دعاى گنج العرش در برگيرنده آية الكرسى بطور كامل مى‏باشد و عمق اين آيات قسم مى‏دهد و از خداوند طلب حاجت مى‏كند.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زن موجود جمیل و لطیفی است که مظهر جمال خلقت است « بانو امین »
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از شمس الدین سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
۱۳۹۰-۱۲-۱۸
مطلب: #3
RE: اطلاعات جامع درباره آیة الكرسی
27 ـ آية الكرسى سبب جلب نظر مخصوص خداوند به بندگان.

عن الصادق عليه‏السلام :

قال: لَمّا اَمَرَ اللّه‏ة عَزَّ وَجلَّ هذَهَ الاْياتِ اَنْ يَهْبِطْنَ اِلَى الاَْرْضِ تَعَلَّقْنَ بِالْعَرْشِ وقُلْنَ اَىْ رَبِّ اِلى اَيْنَ تُهْبِطُنا اِلى اَهْلِ الْخَطايا والذُّنُوبِ فَاَوْحَى اللّه‏ُ عزَّ وجَلَّ اِلَيْهِنَّ: اَنِ اهْبِطْنَ فَوَعِزَّتى وجَلالى لا يَتْلوُكُنَّ اَحَدٌ مَنْ آل مُحمَّدٍ وشيعَتِهمْ فى دُبُرِ ما اِفْتَرَضْتُ عَلَيهْ مِنَ الْمَكْتُوبَةِ فى كُلِّ يَوْمٍ الاّ نَظَرْتُ اِلَيْهِ بِعَيْنِىَ الْمَكْتُوبَْةِ فى كُلِّ يَوْمٍ سَبْعينَ نَظْرَةً اَقْضى لَهُ فى كُلِّ نَظْرَةٍ سَبْعينَ حاجَةً وقَبِلْتُهة عَلى مافيه مِنَ الْتَعاصى وَهِىَ اُمُّ الْكِتابِ «شَهِدَ اللّه‏ُ اَنَّهُ لا اِلهَ الاّ هُو والْمَلائِكَةُ واوُلوُ الْعِلْمِ» وآيةُ الكُرسيّ وآية المُلْكِ.

ترجمه:

امام صادق عليه‏السلام فرمود: چون خداى تعال باين آيات (كه در آخر حديث بيايد) فرمان داد كه به زمين فرود آيند، آنها بعرش در آويختند و گفتند: پروردگارا به كجا مارا مى‏فرستى؟ بسوى خطا كاران و گنه كاران؟ پس خداوند به آنها فرمود: فرود آييد كه به عزت و جلال خودم سوگند كه هيچكس از آل محمد عليهم‏السلام و شيعيان آنها شمارا در هر روز دنبال نماز واجبش بخواند جز اينكه به نظر مخصوصى در هر روز هفتاد بار به او نظرى كنم و در هر نظر هفتاد حاجت او را بر آورم، و او را با آنچه گناه دارد ببذيرم و آن آيات عبارت از ام الكتاب (يعنى سوره حمد) و آيه: «شهد اللّه‏ انه لا اله الا هو والملائكه واولو العلم» (سوره آل عمران آيه 18) و آية الكرسى و آية ملك (قل اللهم مالك الملك ...آية 16 از سوره آل عمران) (39).

28 ـ جهاد در كنار انبياء.

روى ثَعْلَبىٌّ باسناده عَنْ عبداللّه‏ بن عمر قال: قال النبىُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم : مَنْ قَرَءَ آيَةَ الكُرْسِىِّ دُبُرَ كُلِّ صلاةٍ كانَ الذّى يَتَوَلىّ قَبْضَ نَفْسِهِ ذوُ الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وكانَ كَمَنْ قاتَلَ مَعَ اَنبِياء اللّه‏ِ حَتَّى اِسْتَشْهَدَ.

ترجمه: پيامبر اسلام فرمودند: هر كس آية الكرسى را بعد از هر نماز بخواند خداوند خودش عهده دار گرفتن جان بنده مى‏شود و همانند كسى است كه همراه انبياء و در ركاب آنها در راه خدا جهاد كرده و به شهادت رسيده باشد.

29 ـ آية الكرسى سيد البقره:

عَنِ الرّصُولِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم :

سَيِّدُ الْبَشَرِ آدَمُ وسَيّدُ الْعَرَبِ مُحَمّدٌ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ولا فَخْرَ وسيّدُ الفُرسْ سَلْمانُ وسَيِّدُ الرُّومِ صُهَيْبٌ وسيد الحبشه بَلالٌ وسيد الجبال الطورُّ وسيد الشَّجَرِ السِّدْرُ وَسِّيدُ الشُهُورِ اَالاَْشْهُرُ الْحُرُمِ وسيد الايام يوم الجمعه وسيد الكلام القران وسيد القران البقره وسيد البقره آية الكرسى.(40)
ترجمه:

از پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم كه فرمود:

برترين بشر آدم و سيد عرب حضرت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، كه فخرى به آن نمى كنم و سيد فارس‏ها سلمان و سيد روميها صهيب و سيد حبشى‏ها بلال و سيد كوهها كوه طور و سيد ردختان درخت سيدْر و سيد ماهها ماههاى حرام و سيد روزهاى هفته روز جمعه و سيد كلام و گفتار قران و سيد قران بقره و سيد بقره آية الكرسى مى‏باشد.

30 ـ آية الكرسى مأنوس صديقان و عابدان

عن عَلِى عليه‏السلام قال سَمِعْتُ عن النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم :

قال: مَنْ قَرَءَ آية الكرسى فى دُبُرِ كُلِّ صلاةٍ لم يَمْنَعْهُ مِنْ دُخُولِ الْجَنَّةِ الاّ الْمَوْتِ ولا يُواظِبُ عَلَيْها الاّ صدِّيقٌ اَوْ عابِدٌ. (41)
على عليه‏السلام فرمود كه شنيدم از رسول ا... صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم كه فرمود:

هر كس آية الكرسى را در عقب هر نمازى بخواند مانع نمى‏شود چيزى ورود او را به بهشت الاّ مرگ و مواظبت نمى‏كند به آية الكرسى الا شخص صدّيق يا عابد.

31 ـ نماز مخصوص روز جمعه.

از امام صادق عليه‏السلام نقل شده كه فرمودند:

از پدران خود شنيدم كه پيامبر اسلام فرمودند: هر كه در روز جمعه پيش از زوال چهار ركعت نماز بجاى آورد و در هر ركعت سوره حمد را ده مرتبه و هر يك از قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الناس و الفلق و قل هو اللّه‏ احد و قل يا ايها الكافرون و آية الكرسى را ده مرتبه و به روايت ديگر انّا انزلناهُ و آيَة لَشهدَ اللّه‏ انه لا اله الا هو والملائكة واولوا العلم (آل عمران 18) را نيز هر يك ده مرتبه بخواند و چون از چهار ركعت نماز فارغ شود و صد مرتبه استغفار كند و سد مرتبه بگويد سبحان اللّه‏ والحمد للّه‏ ولا اله الاّ اللّه‏ واللّه‏ اكبر ولا حول ولا قوة الاّ باللّه‏ العلى العظيم پس صد مرتبه صلوات بفرستد پس هر كه اين عمل را بجا آورد خداوند از او شر اهل آسمان و شر اهل زمين و شر شيطان و شر پادشاهان جائر را دفع مى‏كند. (42)

32 ـ آية الركسى شفا دهنده درد جسمانى.

عن اِبْنِ نَباته فى حَديثٍ طَويلٍ فَقامَ اليه رَجُلٌ يعنى امير المؤمنين عليه‏السلام .

فَقالَ: اِنَّ فى بَطْنى ماءً اَصْفَرَ، فَهَلْ مِنْ شِفاءٍ، قالَ: نَعَمْ...تَكْتبُ على بَطْنِكَ آية الكرسى وتَكْتُبُها وتَشْرِبُها وتَجْعَلُها ذَخيرَةً فى بِطْنِكَ فَتْبَدَأَ بِاِذْنِ اللّه‏ فَفَعَلَ الرَّجُلُ فَبَدَأَ باذن اللّه‏ تعالى.(43)
ترجمه:

از ابن نباته در حديث طولانى كه از امير المؤمنين عليه‏السلام نقل كرده كه مردى نزد ايشان آمد و گفت در شكم من زرد آب (صفراء) است آيا شفائى هست امام فرمودند: بله بنويس آية الكرسى را بر روى شكمت و بعد از آن همان جائى كه نوشته‏اى آن را با آب بشور و بياشام اين و ذخير است در شكم تو و به اذن خدا اين مرض از تو دور مى‏شود كه پس از آن مرد اين كار را كرد و شفا يافت.

33 ـ ضمانت امام معصوم عليه‏السلام :

عن الحسن عليه‏السلام اَنَّهُ قالَ: اَنَا ضامِنٌ لِمَنْ قَرَأَ العِشْرِينَ آيةً اَنْ يَعْصِمَهُ اللّه‏ُ مِنْ كُلِّ سُلْطانٍ ظالِمٍ، ومِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ ومِنْ كلِّ لُصٍّ صادٍ ومِنْ كُلِّ سَبُعٍ ضارٍّ، وهيَ آية الْكُرسّىُ ثلاث آياتٍ مِنَ الاَْعْرافِ «اِنَّ رَبَّكُمْ اللّه‏ ـ الى المحسنين» (آيات اعراف 56 ـ 54) وعَشْرُ مِنْ اَوّلِ الصّافّاتِ، وثلاث مِنَ الرَّحمنِ «يامَعْشَرَ الجِنِّ والاِْنْسِ ـ الى تنتصران (رحمن 35 ـ 34) وثلاث مِن آخِرَ سورةِ الحشر هو اللّه‏ الى آخِرِها.(44)
ترجمه:

امام حسن عليه‏السلام فرمودند: من ضامن مى‏شوم براى كسيكه اين بيست آيه () بخواند اينكه خداوند خفظ كند او را از هر سلطان ستمگر و از هر شيطان رانده شده و عصيان گر و از هر دزد و از هر درنده ضرر زننده، و آن آيات عبارت از اين است آية الكرسى و سه آيه از سوره اعراف ان ربَّكم ـ الى المحسنين (آيات 56 ـ 54) و ده آية از اول صافات و سه آية از سوره الرحمن يامعشر الجن ـ الى تنتصران (رحمن 35 ـ 34) و سه آيه از آخر سوره حشر، هو اللّه‏ الى آخرها.

34 ـ خواندن آية الكرسى در حال سجده.

عَنْ اَبى جَعْفَرٍ عليه‏السلام :

مَنْ قَرَأَ آيَةَ الْكُرْسِىِّ وَهُوَ ساجِدٌ، لَمْ يَدْخُلِ النّارَ ابدا. (45)
ترجمه:

امام موسى فرمودند: هر كس آية الكرسى را قرائت كند در حاليكه در سجده باشد هيچ موقع وارد جهّنم نمى‏شود.

35 ـ آية الكرسى عامل ورود به بهشت.

قال النّبِىُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم :

مَنْ قَرَأَ آية الكُرْسِّىِ فى دُبُرِ كُلِّ صَلاتٍ لَمْ يَمْنْعهُ دُخُولَ الْجَنَّة الاِّ الْمُوْتُ.(46)
ترجمه:

هر كسى قرائت آية الكرسى را بعد از هر نماز هيچ چيزى مانع ورود او به بهشت نمى‏شود الاّ مرگ (منظور اينكه وقتى مرگ آمد مانع برداشته مى‏شود و انسان وارد بهشت مى‏شود).

36 ـ آية الكرسى ايمن بخش همسايگان.

عن النبىّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم :

مَنْ قَرَأها حينَ نامَ آمَنَهُ اللّه‏ تعالى جارَهُ، واَهْلَ الدُّوَيْراتِ حَوْلَهُ.(47)
ترجمه:

هر كس آية الكرسى را در حين خواب بخواند خداوند همسايگان وخاندهاى اطراف او را در امنيّت خويش قرار مى‏دهد.

37 ـ آية الكرسى شفا دهنده درد چشم

قال اميرُ المؤمنين عليه‏السلام :

اِذَا اشْتَكى اَحَدُكُمْ عَيْنَهُ فَلْيَقْرَأ آيةَ الكُرْسِّىِ ولْيَضْهُرْ فى نَفْسِهِ اَنَّها تَبْدَأُ، فَاِنَّهُ يُعافى ايْنشاءِ ا...(48)
ترجمه:

على عليه‏السلام فرمودند: هنگاميكه يكى از شما از درد چشم شكايت كرد آية الكرسى را بخواند و بايد در نفس خودش يقين داشته باشد كه او شفاء مى‏دهد پس بدرستيكه او خوب مى‏كند درد چشم را انشاء ا... .

38 ـ خواندن آية الكرسى در هنگام خروج از منزل.

قالَ علىٌّ عليه‏السلام :

لَيْقَرَأَ اَحَدُكُمُ اذا خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ اِلاْياتُ مِنْ آل عمران وآيةُ الكُرسِىّ، وانّا انزلناه، وامُّ الكِتْابِ، (سوره حمد) فَاِنَّ فيها قضاء حوائج الدنيا والاْخِرَةِ.(49)
ترجمه:

على عليه‏السلام فرمودند:

هنگامى به يكى از شما از منزل خارج مى‏شوند بخواند آياتى از سوره آل عمران و آية الكرسى و سوره قدر و سوره حمد را زيرا كه در آن برآورده شدن حاجتهاى دنيا و آخرت مى‏باشد.

39 ـ آية الكرسى در نماز روز جمعه ماه رجب.

پيامبر اسلام فرمودند:

هر كس در روز جمعه ماه رجب چهار ركعت نماز مابين ظهر و عصر بجاى آورد و در هر ركعتى حمد يك مرتبه و آية الكرسى هفت مرتبه و قل هو اللّه‏ احدٌ پنج مرتبه پس ده مرتبه بگويد استغفر اللّه‏ُ الذىّ لا اِلهَ الاّ هو واَسْئَلهُ التَّوبة بنويسد خداوند براى او از روزى كه اين نماز را گذارده تا روزى كه بميرد و در هر روزى هزار حسنه و عطا فرمايد او را بر آيه كه خوانده شهرى در بهشت از ياقوت سرخ و بهر حرفى قصرى در بهشت از درّ سفيد و تزويج فرمايد او را حورُالعين و راضى شود از او بغير سخط و نوشته شود از عابدين و ختم فرمايد براى او بسعادت و مغفرت.(50)

40 ـ داستانى جالب درباره آية الكرسى.

از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است كه دو نفر بر در آمدند نزد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گفتند: ما براى امر تجارت مى‏خواهيم برويم شام بما تعليم بده كه چه بگوييم در هنگامه مواجهه با دشمن و راهنزنان.

پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمودند: هنگامى كه جائى نزل كرديد و نماز عشاء را بجاى آورديد و پس از آن هر يك از شما خواست براى استراحت نزد اسباب بخوابد ابتداءً تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام و بعد از آن آية الكرسى را بخواند كه شما و اموالتان سو محفوظ مى‏دارد تا صبح بشود. اتفاقا دزدانى اين دو برادر را تعقيب مى‏كردند تا اينكه اين دو نفر در جائى اطراق كردند و آن گروه دزدان يك نفرى را فرستادند كه ببيند اين دو نفر در چه حالى هستند آيا خواب هستند يا بيدار وقتى غلام آمد ديد فقط ديوارى است و هيچ انسان و ايبابى نيست برگشت و به افراد اين موضوع را خبر داد آنها او را مذمت كردند كه نرسيده است خودشان حركت كردند ديدند وضع همانگونه است كه غلام بيان مى‏كند تا اينكه صبح شد ديدند وضعيت فرق كرده است نه ديوارى است نه چيزى بلكه همان انسانها با لوازم تجارت هستند تعجب كردند آمدند نزد آنها و قصه را سؤال كردند آنها گفتند اين موضوع را پيامبر اسلام به ما تعليم داده است دزدان و راهزنان به آنها گفتند شما آزاد هستيد و هرگز شما را تعقيب نخواهيم كرد و بر شما هيچ دزدى قادر نيست كه اذيت كند.(51)

41 ـ سيره امام سجاد عليه‏السلام در روز جمعه.

روايت شده است كه امام سجاد عليه‏السلام چون صبح روز جمعه مى‏شد آية الكرسى مى‏خواند تا ظهر و چون از نمازها فارغ مى‏شد بخواندن سوره انا انزلناه تنول مى‏شد.(52)

42 ـ اسم اعظم در آية الكرسى.

در كتاب مفاتيح الجنان آمده است كه اسم اعظم الهى آن است كه افتتاح او اللّه‏ و اختتام او هُوَ است و حروفش نقطه ندارد و اين در قران مجيد در پنج آيه مباركه از پنج سوره بقره و آل عمران و نساء و طه و تغابن مى‏باشد و شيخ مغريى گفته است هر كه اين پنج آيه مباركه را ورد خود قرار دهد و هر روز يازده مرتبه بخواند هر آينه آسان شود براى او هر مهمّى از كلّى و جزئى بزودى انشاء ا...و آن پنج آيه اين است.

1 ـ اللّه‏ لا اِلهَ الاّ هُوَ الْحَىُّ الْقِيُّوم تا آخر آية الكرسى.

2 ـ اللّه‏ لا اِلهَ الاّ هُوَ الْحَىُّ الْقِيُّوم نَزَّلَ عَلْيَكَ الكِتابَ باالحَقِّ مُصَدِّقا لِمَا بَيْنَ يَدَيْه وَاْنزَلَ التّوْاتِ والاْنْجيلَ مِنْ قَبْلُ هُدَىً للِنّاسِ وَانْزَلَ الْفُرْقانَ.

3 ـ اللّه‏ لا اِلهَ الاّ هُوَ لَيَجْمَعَّكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ لا رَيْبَ فيه وَمنْ اَصْدَقُ من اللّه‏ حديثا.

4 ـ اللّه‏ لا اِلهَ الاّ هُوَ لَهُ الاَْسماءَ الْحُسْنى.

5 ـ اللّه‏ لا اِلهَ الاّ هُوَ وعَلى اللّه‏ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤمِنُونَ. (53)

43 ـ صد مرتبه خواندن آية الكرسى در نماز ماه رجب.

هر كه در ماه رجب يك روز روزه بگيرد و چهار ركعت نماز گذارد و در ركعت اوّل صد مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوّم دويست مرتبه قل هو اللّه‏ احد، نمى‏ميرد تا جاى خود را در بهشت ببيند يا ديده شود براى او. (54)

44 ـ آية الكرسى در نماز شب نهم ماه رمضان.

نماز شب نهم ماه رمضان ره اين شكل است كه بايد شش ركعت خوانده شود و آنهم ميان نماز عشاء و هنگام خواب يعنى بعد از نماز عشاء كه در هر ركعت صد و هفت مرتبه آية الكرسى و بعد از اتمام پنجاه مرتبه صلوات فرستاده شود. (55)

45 ـ آية الكرسى در نماز شب بيست و هفتم رمضان.

شش ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه آية الكرسى و صد مرتبه توحيد و صد مرتبه كوثر بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمّد. البته مرحوم شيخ عباس قمى مى‏گويد من در جائى ديدم كه به جاى صد ده بار مى‏باشد.(56)

46 ـ ثواب عبادت چهل سال.

يكى از آداب شب عيد فطر نمازى است كه شيخ عباس قمى آورده است و آن اين است كه چهارده ركعت نماز بجاى آورد در هر ركعتى حمد و آية الكرسى و سه مرتبه قل هو اللّه‏ احد را بخواند تا براى او باشد بهر ركعتى ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر كه روزه گرفته و نماز خوانده در آن ماه غدير. (57)

47 ـ ثواب صد هزار حج و عمره.

در بحث آداب روز عيد غدير خم نمازى است كه هر كس آن سو بجاى آورد برابرى مى‏كند با صد هزار حج و صد هزار عمره و باعث برآورده شدن حوائج دنيا و آخرت به آسانى و عافيت. و نماز به شكل زير است.

نيم ساعت پيش از زَوال دو ركعت نماز بجاى مى‏آورد در هر ركعت حمد يك مرتبه و قل هو اللّه‏ احد ده مرتبه و آية الكرسى ده مرتبه و انا انزلنا، هم ده مرتبه بايد خوانده شود. (58)

48 ـ آية الكرسى در نماز شب عاشورا.

چهار ركعت نماز بجاى آورده مى‏شود آنهم در آخر شب كه در هر ركعت بعد از حمد هر يك از آية الكرسى و توحيد و فلق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحيد را بخواند.(59)

49 ـ خواندن آية الكرسى در سفر.

از امام صادق عليه‏السلام منقول است اگر هر كسى آية الكرسى را بخواند در هر شب سالم ميماند و سالم بماند آنچه را با او است. (60)

50 ـ آية الكرسى در آداب سفر.

در آداب سفر هست كه ابتداء با اهل خود وداع كن و در خانه بايست و تسبيح حضرت زهرا گويد و سوره حمد را از پيش رو و از جانب راست و چپ بخوان و هم چنين آية الكرسى را از سه جانب و بعده حركت كن. (61)

51 ـ خواندن آية الكرسى بر آب نيسان.

سيد جليل على بن طاووس رضى‏الله‏عنه روايت كرده است كه روزى جمعى از اصحاب نشسته بودند و حضرت محمد بن عبداللّه‏ وارد شدند و به آنها سلام نمودند و همگى جواب سلام را دادند سپس حضرت فرمود مى‏خواهيد كه تعليم نمايم شما را به دوائى كه جبرئيل مرا تعليم كرده است كه محتاج به دواى اطبّاء نبوده باشم. عن على عليه‏السلام سلمان و ديگران سؤال كردند كه آن دوا چيست حضرت فرمودند: در ماه نيسان رومى آب باران مى‏گيرى و سوره فاتحة الكتاب و آية الكرسى و قل هو اللّه‏ احد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس و قل يا ايها الكافرون هر يك را هفتاد بار مى‏خوانى و به روايت ديگر سورة انا انزلناه را هر هفتاد مرتبه مى‏خوانى و هفتاد مرتبه اللّه‏ اكبر و هفتاد مرتبه لا اله الاّ اللّه‏ مى‏گوئى و هفتاد مرتبه صلوات مى‏فرستى و هفت روز در بامداد و عصر از آن آب كاشامى بحق آن خداوندى كه مرا به مقام نبوت مهجرت كرد سوگند ياد مى‏كنم هر دردى را كه در بدنش باشد عافيت بخشد و بيرون كند دردها را از بدن و استخوانهاى او و اگر در لوح دردى براى او مقدّر شده باشد محو نمايد و بحّق پروردگار اگر فرزند نداشته باشد و فرزند خواهد آب نيسان را با آن نيت بياشامد و... (62)

52 ـ آية الكرسى در نماز ليلة الدفن.

براى كسى كه از دار دنيا مى‏رود شب اوّل دو ركعت نماز براى او مى‏خوانند كه معروف است به نماز شب دفن يا ليلة الدفن و آن بدين شكل است كه در ركعت اول حمد و يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوّم حمد و ده مرتبه سورة قدر را بخواند و چون سلام دهد بگويد اللّهم صَلِّ على مُحَمّد وآل محمّد وابْعَثْ ثَوابَها اِلى قَبْرِ فُلان وبجاى فلان نام ميّت را ذكر كند. و سيد بن طاووس از پيامبر اسلام نقل مى‏كند كه فرمود: نمى‏گذرد بر ميّت ساعتى سخت‏تر از شب اوّل قبر پس رحم نمائيد مردگان خود را بصدقه و اگر نيافتى چيزى كه صدقه بدهى پس يكى از شماها دو ركعت نماز بجاى آورد به همان ترتيب خاص.(63)

53 ـ توصيه پيامبر به على عليه‏السلام درباره آية الكرسى.

پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به على عليه‏السلام توصيه فرمودند:

ياعلى بر تو باد بتلاوت كردن آية الكرسى بعد از هر نماز فريضه بدرستيكه محافت نكند بر آن مگر پيغمبرى يا صدّيقى يا شهيدى.

روايت ديگرى است هر كه آية الكرسى بعد از نماز واجب بخواند نمازش مقبول گردد و در امان خدا باشد خداوند او را از دردها و گناهان نگاه دارد. (64)

54 ـ آية الكرسى مانع از بين رفتن مال.

ابن بابويه به سند معتبر از على عليه‏السلام روايت كرده است كه هر كس پيش از طلوع آفتاب قل هو اللّه‏ احد و انا انزلناه و آية الكرسى را هر كدام يازده مرتبه بخواند خداوند منع كند مال او را از آنچه ترسد. (65)

55 ـ آية الكرسى در نماز قضاء دين.

شيخ طوسى روايت كرده است كه مردى خدمت امام صادق عليه‏السلام رسيد و گفت شكايت مى‏كنم بسوى تو اى آقاى من از قرضى كه مرا فرا گرفته و از سلطانى كه ستم بمن مى‏كند مى‏خواهم تعليم فرمائى مرا به دعائى كه تحصيل كنم با آن غنيمتى كه اداء نمايم به آن قرض خود را و باز دارم به آن ستم سلطان را فرمود هر گاه تاريكى شب ترا فرا گرفت پس دو ركعت نماز گذار و بخوان در ركعت اوّل آن حمد و آية الكرسى و در ركعت دوّم حمد و آخر سوره حشر لَو اَنْزَلْنا هذا الْقرانَ على جَبَلٍ تا آخر سوره پس بگير قران مجيد را و بگذار بر سر خود و بگو بِحَقِّ هذا الْقُرانِ وبحق مَنْ اِرْسَلْتَهُ بِه وبِحَقِّ كُلِّ مُؤمنٍ مَدَحْتَهُ فيه وبَحَقِكَ عَلَيْهِمْ فلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْك بگو بِكَ يا اللّه‏ُ ده مرتبه يا محمّدُ ده مرتبه يا على ده مرتبه يا فاطمه ده مرتبه يا حسن ده مرتبه يا حسين ده مرتبه يا علىُّ بنْ الحُسينِ ده مرتبه يا محمّد بن علىِّ ده مرتبه يا جَعْفَر بن محمّد ده مرتبه يا موسى بن جعفر ده مرتبه يا علىَّ بن موسى ده مرتبه يا مُحَمَّد بن عَلىٍّ ده مرتبه يا عَلِىَّ بن مُحَمَّدٍ ده مرتبه يا حسن بن علىٍّ ده مرتبه بالْحُجَّةِ ده مرتبه پس حاجت خود را بطلب راوى گفت آن مرد رفت و بعد از مدّتى آمد در حاليكه قرضش اداء شده بود و امر سلطانش اصلاح شده بود و مالش زياد گشته بود. (66)

56 ـ آية الكرسى در نماز روز شنبه.

سيد بن طاووس از حضرت امام حسن عسكرى روايت كرده است كه فرمود: خواندم از كتابهاى پدرانم عليهم‏السلام كه هر كه روز شنبه چهار ركعت نماز گذارد بخواند در هر ركعتى حمد و قل هو اللّه‏ احد و آية الكرسى، بنويسد خداوند عزّ وجل او را در درجه پيغمبران، شهدا، و صالحين و نيكو رفيقانند ايشان. (67)

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زن موجود جمیل و لطیفی است که مظهر جمال خلقت است « بانو امین »
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از شمس الدین سپاسگزاری کرده است.
آرام جان

الهی! ای آشنایم تو خود دانی که بیگانه ام ، بیگانه ترم کن. خوشا بحال مومن که غریب است
My God! O my acquaintance, you yourself know that I am alien , make me more alien.Blessed is for believer who is alone

۱۳۹۰-۱۲-۱۸
مطلب: #4
RE: اطلاعات جامع درباره آیة الكرسی
منابع و مآخذ

1 ـ قران كريم:

2 ـ تفسير نمونه: جمعى از نويسندگان زير نظر آية ا...ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه، تهران.

3 ـ تفسير روج المعانى: علامه شهاب الدين محمود آلوسى.

4 ـ تفسير مجمع البيان: مرحوم طبرسى.

5 ـ سير و سياحت در اسلام: رضا قربانيان، جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

6 ـ ثواب الاعمار: شيخ صدوق، كتابخانه صدوق، طهران بازار جنب مسجد امام خمينى، ترجمه على اكبر غفّارى.

7 ـ گوهر شب چراغ: محمد حسن بن محمّد حسين نيتائل نايشى.

8 ـ ختوم و اذكار: سيد محمد تقى مقدم، منتشر انتشارات مقدم، 1367 هـ. ش.

9 ـ بحار الانوار: محمد باقر مجلسى، توسعة الوفاء، بيروت، 1403 هـ. ق.

10 ـ اصول كافى: محمد بن يعقوب حكينى رازى، نشورات دار الكتب الاسلاميه، 1363 هـ. ش.

11 ـ الحفال: شيخ صدوق، مترجم آية ا...كمره‏اى، انتشارات كتابفروشى اسلاميه تهران، 1377 هـ. ق.

12 ـ عيون اخبار الرضا: شيخ صدوق، انتشارات جهان، تهران.

13 ـ مفاتيح: حاج شيخ عباس قمى.

14 ـ كيمياى سعادت.

15 ـ ارشاد القلوب ديلمى.

16 ـ اطيب البيان: حاج سيد عبدالخميس طيبّ، كتابفروشى اسلامى بازار شيرازى.

17 ـ سفينة البحار: شيخ عباس قمى، چاپ سنگى.


(1) - ـ احزاب 41.
(2) - ـ كيمياى سعادت، 1 / 253.
(3) - ـ ارشاد القلوب ديلى.
(4) - ـ تفسير روح المعانى، ج 3 ، ص 10.
(5) - ـ تفسير نمونه، ج 1، ص 191.
(6) - ـ تفسير نمونه ج 2 ص 201 او هم از نور الثقلين ج كپ.
(7) - ـ تفسير نمونه، ج 2، ص 202.
(8) - ـ همان.
(9) - ـ موارد تفسير از كتاب تفسير نور ج 2 اقتياس ندشه است.
(10) - ـ آية الكرسى معروف است تا هو العلى العظيم.
(11) - ـ تمام اين موارد از تفسير اطيب البيان حاج سيد عبدالحسين طيّب ص 10 اقياس ثزات با كمى تصرّف، كتابفروشى اسلامى بازار نزارى در ضمن در سفينة البحار ج 2 ص 476 معتقد به يك آيه بودن آية الكرسى مى‏باشد.
(12) - ـ تفسير روح المعانى، ج 3، صفحه 10.
(13) - ـ تفسير روح المعانى، ج 3، صفحه 10.
(14) - ـ تفسير مجمع البيان جلد 2. ص 360.
(15) - ـ سير و سياحت اسلام، رضا قربانيان ص 81 او هم از انوار كعنانيه.
(16) - ـ ثواب الاعمال ـ صفحه 80.
(17) - ـ تفسير مجمع البيان جلد دو ص 360.
(18) - ـ ثواب الأعمال ص 234.
(19) - ـ ثواب الأعمال ص 235.
(20) - ـ خدائى جز تو نيست پاك و منزهى تو بدرستيكه من از ظالمان هستم.
(21) - ـ گوهر شب چراغ: ص .1، جلد دوّم.
(22) - ـ گوهر شب چراغ، ج كپ، ص 140.
(23) - ـ ختوم و اذكار، ج 1، ص 122.
(24) - ـ عيون الاخبار، ج 2، ص 65.
(25) - ـ گوهر شب چراغ: ص 161، جلد اوّل.
(26) - ـ يعنى بگويد اعوذ باللّه‏ من الشيطان الرجيم بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم و سپس آية الكرسى را بخواند.
(27) - ـ گوهر شب چراغ: ص 162، جلد اوّل.
(28) - ـ گوهر شب چراغ: ص 214، جلد اوّل.
(29) - ـ گوهر شب چراغ: ص 215، جلد اوّل.
(30) - ـ يعنى طبق حروف ابجد گيرد كه هر كدام نماينده يك عدد هستند بخواند مثلاً كسى نام او على هست طبق حروف ابجد كبير 70ع 30ل 10ى 110 مى‏باشد كه بايد 110 بار آية الكرسى را بخواند كه در اين جا ما ابجد كبير را بطور كامل مى‏آوريم 1ا 2ب 3ج 4د 5هـ 6و 7ر 8ح 9ط 10ى 20ك 30ل 40م 50ن 60س 70ع 80ف 90ص 100ق 200ر 300ش 400ت 500ث 600خ 700ذ 800ض900ظ 1000غ.
(31) - ـ گوهر شب چراغ: ص 228، جلد اوّل.
(32) - ـ گوهر شب چراغ: ص 228، جلد اوّل.
(33) - ـ گوهر شب چراغ: ص 235، جلد اوّل.
(34) - ـ گوهر شب چراغ: ص 60، جلد دوّم.
(35) - ـ بحار، ج 80، ص 317.
(36) - ـ بحار الانوار: ج 102 ص 299.
(37) - ـ گوهر شب چراغ: 157، ج 2.
(38) - ـ ختوم و اذكار، جلد 2، ص 314 اوليه از بلد الامين ص 256.
(39) - ـ اصول كافى: ج 4، ص 426.
(40) - ـ تفسير مجمع البيان: ج 2، ص 360.
(41) - ـ مجمع البيان: ج 2، ص 361.
(42) - ـ مفاتيح الجنان: بخش آداب روز جمعه.
(43) - ـ بحار الانوار: ج 89، ص 272، چاپ بيروت.
(44) - ـ بحار الانوار: ج 89 ص 271، چاپ بيروت.
(45) - ـ بحار الانوار: ج 89، ص 269، او هم از جامع الاخبار ص 53.
(46) - ـ بحار الانوار: ج 89، ص 269، چاپ بيروت.
(47) - ـ همان.
(48) - ـ بحار الانوار: ج 89، ص 263، چاپ بيروت.
(49) - ـ خصال: ج 2، ص 162.
(50) - ـ مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى.
(51) - ـ بحار الانوار: محمد باقر مجلسى. ج 89، ص 266.
(52) - ـ مفاتيح الجنان: شيخ عباس قمى.
(53) - ـ مفاتيح الجنان: شيخ عباس قمى.
(54) - ـ مفاتيح الجنان: شيخ عباس قمى.
(55) - ـ همان.
(56) - ـ همان.
(57) - ـ همان.
(58) - ـ مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى، بحث آداب روز عيد غدير خم.
(59) - ـ همان.
(60) - ـ همان.
(61) - ـ همان.
(62) - ـ مفاتيح الجنان ـ شيخ عباس قمى براى اطلاع بِشتر، خواص آب نيسان رجوع كنيد.
(63) - ـ مفاتيح الجنان: شيخ عباس قمى ـ باب نماز ليلة الدفن.
(64) - ـ همان، در باب تعقيبات مشتركه نماز.
(65) - ـ مفاتيح الجنان: شيخ عباس قمى، باب ادعيه صباح و مساء.
(66) - ـ مفاتيح الجنان: شيخ عباس قمى، باب نمازهاى حاجت.
(67) - ـ مفاتيح الجنان: شيخ عباس قمى، باب نمازهاى ايام هفته.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زن موجود جمیل و لطیفی است که مظهر جمال خلقت است « بانو امین »
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 1 کاربر به دلیل این ارسال از شمس الدین سپاسگزاری کرده است.
آرام جان
ارسال مطلب 


دسترسی سریع و کوتاه به بخش های مختلف:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان





 



Copy Right ©  AzhA Group 1389-1393 . All Rights Reserved
MyBB © 2014 MYBB Group & Persian Translation by AzhA
Theme by  Ivgeo Designs  &  Translation by AzhA 
حقوق نشر این وبگاه نزد AzhA محفوظ است
زمان جاری: ۱۳۹۳-۲-۴, ۱۰:۰۷ صبح
GTM +3:30