خوش آمدید مهمان گرامی! (وروددرخواست عضویت)
لا اله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلی العظیم
سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع
و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمدلله رب العالمین
كاربر گرامی : جهت دسترسی سریع به امكانات انجمن ، بخش دانلود و گالری از تابلوی زیر استفاده فرمائید
logo
 

 


ارسال مطلب 
 
امتیاز این مطلب
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حواشی ناشنیده از درس تفسیر آیت الله جوادی آملی (تفسیر سوره نور-بخش اول)
۱۳۹۰-۱۰-۸
مطلب: #1
حواشی ناشنیده از درس تفسیر آیت الله جوادی آملی (تفسیر سوره نور-بخش اول)
بسم الله الرحمن الرحیم

یا من لا یعبد الا هو (جوشن کبیر/بخش 39)

دیروز(7/10/90) با اتمام سوره نور و شروع سوره فرقان، تصمیم گرفتم که حواشی و نکات مربوط به سوره مبارکه "نور" را برای مشتاقان نقل کنم.

1- یکی از اتفاقاتی که مکرر در درس ایشان اتفاق می افتد، این است که وسط صحبت ایشان، افراد زیاد سوال میکنند که ایشان هم گوش میدهند و اگر سوال درخور توجهی بود، با حوصله جواب میدهند و الا متواضعانه از کنار آن رد میشوند و با چند کلمه جواب آن را میدهند. اما گاهی اگر اشکال واقعا بیربط می بود و وقت جلسه را میگرفت، ایشان ناراحت میشدند و سرشان را با ناراحتی تکان میدادند و به مخاطبین تذکر میدادند، مثلا یکبار شخصی سوالی کرد که گویا ایشان قبلا بارها آن را جواب داده بودند، لذا ایشان با ناراحتی میفرمودند: چندین بار یعنی چندین بار ما این مساله رو توضیح دادیم! گوش یعنی گوش! درست گوش بدهید. و یا در موردی دیگر می فرمودند که اشکال عمیق علمی بکنید، حیف این جلسه نیست که وقتش با این اشکالها گرفته بشود.

2- در جلسه مورخ 19/7/90 ایشان در توضیح این بحث که آداب و رسوم غلط در زندگی، باعث شده ما از جامعه متمدن اسلامی دور شویم، میفرمودند:

خيليها با اجاره زندگي مي‌كردند، ما دلمان مي‌خواهد اتاق خوابمان، اتاق پذيراييمان، هالِ بي‌حالمان همه جدا باشد اين نيست، نيست يعني نيست. ما خودمان چهار سال در اول ازدواج، تنها در حجره زندگي مي‌كرديم. اين راه شدني است. مثل ما هم فراوان بودند. شش ماه از يكديگر خبر نداشتيم اول مهر مي‌آمديم تعطيلات فروردين هم برمي‌گشتيم مثل ما هم خيلي بودند... سياست ما عين ديانت ماست حرف صحيحي است، زندگي ما هم عين ديانت ماست، ما واقعاً سكولار زندگي مي‌كنيم، يعني مرز دين ما از مرز زندگي ما جداست...

3- ایشان در مورخ 20/7/90 با اشاره به کسانی که از کشورمان به کشورهای دیگر رفته اند، فرمودند:

اگر ـ خداي ناكرده ـ كسي فكر خوبي خدا به او داد، اين حق‌ناشناسي كرد از اين مملكت بخواهد جاي ديگر برود هر جا برود ديگر خدا به او راه نمي‌دهد شما بالأخره از آب و خاك اين مملكتيد از اين مملكت رشد كرديد اين خونهاي پاك شهدا اين سرزمين را طيّب و طاهر كرد فرمود: «طِبْتُم و طابت الأرض الّتي فيها دُفِنْتُم» اين كشور شده طيّب و طاهر حالا از اينجا فرار مي‌كنيد كجا مي‌خواهيد برويد براي چه مي‌خواهيد برويد؟

4- در مورخ 25/7/90 ایشان در بیان اینکه صلاح بر این است که اسرار مردم پوشیده بماند، در جملاتی فرمودند:

الآن آنچه حاكم بر مردم است حجاب است و پرده‌داري و رازداري، همين! وگرنه زندگي سامان نمي‌پذيرد. اسرار و راز مردم را حفظ كردن باعث امنيّت جامعه است، پرده‌دري صدها مكافات دارد. آخر ما براي چه كسي مي‌خواهيم اين كار را بكنيم، حكم خداست خدا خودش انجام مي‌دهد ديگر، دير هم نشده فوت هم نشده. اگر جهان را با علم غيب اداره مي‌كردند ائمه(عليهم السلام)، كه ديگر كسي دست به خلاف نمي‌زد. بايد مردم آزاد باشند ﴿قُلِ الْحَقُّ مِن رَبِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُوْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكُفُرْ﴾. در بعضي از نصوص دارد كه اگر اسرار كشف بشود شما حاضر نيستيد خيلي از مرده‌هايتان را دفن كنيد؛ فعلاً بايد اين طور باشد.

5- در مورخ 18/8/90 ایشان با اشاره به نعمت "مدیریت" که خداوند به افرادی مثل حضرت امام ره عطا کرده بودند، و این نعمت را به هر کس نمیدهند، فرمودند:

ممكن است انسان از نظر تقوا شايسته باشد ولي از نظر مديريت, فاقد شرايط مديريت باشد. كميل(رضوان الله تعالي عليه) از اصحاب خاصّ وجود مبارك حضرت امير بود. ولي امويان آمدند زدند بردند غارت كردند يك نامه گلايه‌آميزي وجود مبارك حضرت امير براي كميل نوشت كه من به تو مأموريت دادم به تو قدرت دادم چرا نتوانستي دفاع بكنی. معلوم مي‌شود بعضيها فقط به درد دعاي «كميل» مي‌خورند نه به درد اداره يك منطقه.

6- در مورخ 23/7/90 ایشان بعد از اینکه بحث دقیق صور مرآتیه را به اجمال بیان کردند، شخصی دوباره درباره آن سوال کرد، ایشان با توجه به آن دسته از مخالفین فلسفه که فهم صحیحی از فلسفه ندارند، فرمودند:

الان اگر ما بخواهیم این مطلب را مطرح کنیم، در جامعه با مشکل مواجه میشیم! این معنا باید در محافل خصوصی مطرح شود. توده مردم که این دقائق را نمیفهمند. آدم هر حرف درستی را نباید بگوید، باید آن علمی که نافع است را مطرح کنیم...

و در آخر همان جلسه بعد از اینکه بحث معاد جسمانی را کامل توضیح دادند، فرمودند:

...جسم هست يعني جسم هست، آن وقت كسي آن را بشنود بگويد اين حرف انكار معاد جسماني است! اين است كه برخيها چيز فهميدن را مثل اينكه معصيت كبيره مي‌دانند يا حرام ذاتي مي‌دانند! بايد همه جهات را همه مطالب را همه عبارات را به خوبي گوش داد...

انشاء الله بخش دوم و سوم را نیز خواهم داد.

یا حق


منبع وبلاگ بقاء فنا

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هو
وقتی انسان فانی شد، باقی میشود، و بعد از آنکه مقام جمع الجمع و ولایت را گذارند، به "انتهاء" میرسد.
و أنّ إلی ربّک المنتهی
یا حق
بازدید از وبگاه این کاربر سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 6 کاربر به دلیل این ارسال از روح خدا سپاسگزاری کرده اند.
Shahim, تسنیم, دوست, سبحان, سیداکبر, معصومه
ارسال مطلب 


دسترسی سریع و کوتاه به بخش های مختلف:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان





 



Copy Right ©  AzhA Group 1389-1393 . All Rights Reserved
MyBB © 2014 MYBB Group & Persian Translation by AzhA
Theme by  Ivgeo Designs  &  Translation by AzhA 
حقوق نشر این وبگاه نزد AzhA محفوظ است
زمان جاری: ۱۳۹۳-۲-۴, ۰۵:۲۴ صبح
GTM +3:30